نظر رهبر انقلاب درباره بیانیه سعدآباد چه بود؟

از تدبیری درست و بدون پذیرش تسلیم، تا توافقنامه ننگین

نظر رهبر انقلاب درباره بیانیه سعدآباد چه بود؟

آقای روحانی در 16 سال گذشته یک مدیریت عاقلانه، متین و مستمر را ارائه داد

image

یک طرز فکر این است که افراد مؤمن و غیور ما تصوّر مى‏کنند دولت تسلیم شد، که باید گفت این‏طور نیست و هیچ تسلیمى تا این‏جا وجود نداشته است. این یک حرکت سیاسى و کار دیپلماسى است.

آفتاب- گروه سیاسی: محمود احمدی‌نژاد، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، در دو سخنرانی جداگانه که روزهای پنجشنبه، 31 اردیبهشت‌ماه و جمعه اول خردادماه 87 در جمع هوادارانش در سمنان و تهران ایراد کرد، با حمله به سیاست خارجی دولت سید محمد خاتمی و به خصوص دیپلماسی هسته‌ای آن، بیانیه سعدآباد را «توافقنامه‌ای ننگین» نامید.
او روز پنجشنبه در سخنرانی که در سمنان محل تولدش صورت داد، گفت: «زمانی که در سعدآباد، آن توافقنامه یک جانبه تحمیلی و نمی‌خواهم بگویم، ولی ننگین را تنظیم کردند با خود گفتند کار ملت ایران تمام شد. آنها گفتند باید تمام فعالیت‌ها تعلیق و در آزمایشگاه‌ها بسته شود و رشته‌های دانشگاهی که مربوط به انرژی هسته‌ای هستند در دانشگاه تعطیل شود. آنها با امضای این توافقنامه جشن و پایکوبی کردند و در آن زمان نخست وزیر معزول وقت انگلیس مصاحبه کرد و گفت ما میوه عراق را در سعدآباد چیدیم». [+]
شش غلط احمدی‌نژاد در یک پاراگراف! [+]
آقای احمدی‌نژاد؛ شما بگوئید کدام‌ یک ننگین‌تر است؟ [+]

او این ادعا را یک روز بعد و در تهران هم تکرار کرد و گفت: «یکی دیگر از مسائل وادادگی در مساله هسته‌ای بود؛ مساله هسته‌ای فقط یک مساله فناوری و تکنولوژی نبود، بحث استقلال ملت ایران بود به بهانه این‌که می‌خواهیم تنش‌زدایی کنیم، قدم به قدم عقب‌نشینی شد و دشمنان گستاخ‌تر و پرروتر شدند و سطح تقاضا و خواسته‌های خود را بیشتر کردند. در سعدآباد یک قرارداد ننگین و یک طرفه به ملت ایران تحمیل کردند و گفتند که ملت ایران مجبور است به صورت داوطلبانه همه تاسیسات خود را تعلیق کند. گستاخی را به جایی رسانند که گفتند باید آزمایشگاه‌ها و رشته‌های دانشگاهی مرتبط را نیز تعطیل کنیم. آقای بلر در یک مصاحبه اعلام کرد که ما میوه عراق را در سعدآباد چیدیم و به دست آوردیم». [+]

آگاهان معتقدند که وضعیت متزلزل دولت احمدی‌نژاد و حضور رقبای قدرتمند در صحنه انتخابات، از جمله دلایلی است که باعث شده تا رئیس دولت نهم تلاش کند تا با استفاده از فراموش شدن بعضی موضوعات از حافظه تاریخی مردم، دست به تحریفات گسترده در تاریخ سیاسی کشور بزند.
ننگین نامیدن بیانیه سعدآباد که در شامگاه سه‌شنبه، 29 مهرماه 82 انتشار یافت، در حالی صورت می‌گیرد که در تمام این مذاکرات که مقام معظم رهبری در جریان ریز آن بوده‌اند، این موارد گفته شده یافت نمی‌شود و اگر این چنین می‌بود هیچگاه معظم له تن به این به تعبیر آقای احمدی‌نژاد «توافقنامه (مذاکرات) ننگین» نمی‌دادند.
علاوه براین مقام معظم رهبری به فاصله تنها 12 روز بعد از مذاکرات سعدآباد در ملاقات کارگزاران نظام با ایشان، نه تنها با چنین نگرشی مخالفت کردند، بلکه از روند فعالیت هسته‌ای دستگاه دیپلماسی کشور دفاع نمودند.
احمدی‌نژاد در حالی انگشت اتهام را به سوی مسؤولان سابق پرونده هسته‌ای کشور دراز می‌کند که رهبر انقلاب، در تاریخ 24 مردادماه 84، با تشکر از زحمات و تلاشهای دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی به‌ویژه آقای حسن روحانی دبیر این شورا تاکید کردند: «آقای روحانی از مدیران کارآمد، فعال و دلسوز نظام است و ایشان در شانزده سال گذشته یک مدیریت عاقلانه، متین و مستمر را ارائه داد». [+]

آفتاب، جهت روشن شدن این بخش از تاریخ حساس سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و نیز تببین دوباره دیدگاه مقام معظم رهبری درباره تلاش‌های صورت گرفته در دوره گذشته برای احقاق حقوق هسته‌ای کشورمان، و مهم‌تر از آن، آشکار شدن نسبت ادعای محمود احمدی‌نژاد با دیدگاه‌های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، متن کامل سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی

را که در تاریخ 11 آبان 1382 ایراد شده است منتشر می‌کند.
این متن به صورت کامل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قابل دسترسی است. [+]
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
الحمدللَّه ربّ العالمین. والصّلاة والسّلام على سیدنا و نبینا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطیبین الاطهرین.سیما بقیة اللَّه فى الأرضین. «یا ایها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه وقولوا قولاً سدیدا. یصلح لکم اعمالکم و یغفر لکم ذنوبکم و من یطع اللَّه و رسوله فقد فاز فوزا عظیما (1).
بسیار جلسه بزرگ و پُرکیفیت و مغتنمى است. ایام و ساعات هم جزو ساعاتى است که حقیقتاً باید آنها را مغتنم بشماریم؛ ماه مبارک رمضان و بر سر سفره فیض الهى و ضیافت رحمانى؛جمع حاضر هم جمع کارمندان و مسؤولان ارشد کشور، در نظامى که هدف خود را خدمت و مجاهدت براى اعتلاى نیکیها، گسترش طیباتِ عالم – احلّ لکم الطّیبات (2) – و ممنوع و محدود و کم کردن بدیها و شرارتها و فسادها قرار داده است.
حرف اساسى و مهم در جمع ما این است که ما به مسؤولیت خود که بسیار امر خطیر و سنگین و درعین‏حال باارزشى است، بیاندیشیم؛ آن را پاس بداریم و از عهده آن برآییم. کوشش ما باید این باشد و این فقط با رعایت تقواى الهى امکان‏پذیر است.
اگر تقوا را رعایت کنیم، کار ما درست انجام خواهد شد و با شرایط لازم و دور از شائبه‏ها و اختلالهایى که از ناحیه فسادِ هر کارى پیش مى‏آید، جلو خواهد رفت و به نتایج خود خواهد رسید.
تقوا موجب مى‏شود که ما، هم خوب و درست بفهمیم، هم درست بیان و عمل کنیم. وقتى انسان درست بفهمد و درست عمل و تبیین کند، موفقیت حتمى و اجتناب‏ناپذیر است.
به همین دلیل است که بیشترین توصیه در قرآن و روایات به مؤمنان، توصیه به تقواست. ما بیش از همه مردم به تقوا احتیاج داریم؛ چون مسؤولیتمان سنگین است و بخشى از اقتدار ملى در اختیار ما است.
اگر تقوا نباشد، این اقتدارى که متعلّق به ملت است و گوشه‏اى از آن در اختیار هر یک از افراد جمع حاضر است، ممکن است در راه و جاى درست خود مصرف نشود. بنابراین، مهمترین مسأله براى ما تقواست.
وقتى توصیه به تقوا مى‏کنیم، معنایش این نیست که تقوا وجود ندارد؛ نه، بلکه توصیه به این است که اگر این دستاوردِ معنوى در ما هست، حفظ شود؛ اگر ناقص است، تکمیل و اگر مفقود است، تأمین گردد.
این‏طور هم نیست که توصیه کننده به تقوا – که در این مجلس بنده هستم و در نمازهاى جمعه و در سخنرانیها و در بیانات موعظه‏آمیز – نیاز کمترى به تقوا داشته باشد تا توصیه شونده؛ نخیر، بلکه گاهى توصیه کننده خودش به مراتب محتاجتر است به توصیه؛ اما موعظه، گفتن و توصیه کردن لازم است. لذا در شرع مقدّس اسلام «تواصى» وارد است. همه باید همدیگر را توصیه و سفارش به حق، صبر و حفظ راه مستقیم الهى کنیم تا از این راه منحرف نشویم.
اگر بخواهیم تقوا را در زندگى – چون ادّعاى تقوا و بر زبان آوردن آن کافى نیست؛ واقعاً باید متّقى و پرهیزکار بود – و اعمال و رفتار خودمان بروز دهیم، مهمترین عرصه آن براى ما مسؤولان، عرصه مسؤولیتهاى اجتماعى و هدفهاى انقلاب را به‏جد دنبال کردن است.
انقلاب اسلامى هدفها و شعارهایى دارد که براى تحقّق آن جانهاى پاک و خونها فدا شده است. این هدفها رشد معنوى و مادّى، ساختن دنیا و آخرتِ مردم و تأثیرگذارى بر روى آنها، تعالى اخلاقى، رسیدن کشور به نقطه‏اى که شایسته کرامت انسانى است و ایجاد فضایى براى رشد استعدادها و بهره‏بردن افراد از مواهب الهى – چه مواهب مادّى و چه مواهب معنوى – است که از جمله آنها مى‏توان به آزادى، علم و فضایل اخلاقى اشاره کرد.
نظام به این منظور به‏وجود نیامد که قدرت را از دست عدّه‏اى بگیرد و به‏دست عدّه دیگرى که من و شما باشیم، بدهد؛ بدون این‏که این عدّه که قدرت را مى‏گیرند، تعهّدى در قبال این حرکت عظیم مردم داشته باشند.
مردم، این موج عظیم و دریاى خروشان که انقلاب را به‏وجود آوردند و در بحرانهاى گوناگون آن را حفظ کردند و به‏سلامت این نظام را از گردنه‏هاى خطرناک گذراندند، توقّعاتى دارند. این توقّعات را ما مؤمنانِ به اسلام در نام اسلام خلاصه مى‏کنیم که حقیقت هم همین است. منتها چون ممکن است اسلام با تفسیرها و تبیینهاى غلط در معرض دید خیلیها قرار گیرد و اشتباه شود، «جمهورى اسلامى» شعارهاى مشخّص دارد: استقلال، آزادى، رشد معنوى و تعالى مادّى، ایجاد محیط امن و با کرامت براى انسانها. ما باید این خواسته‏ها را دنبال و براى آنها حرکت کنیم.
مسؤولان بالاى کشور و بخشهاى مختلف، باید بزرگترین مظهر تقوایشان این باشد که آن مسؤولیتى را که بر حسب قانون بر عهده گرفته‏اند، به بهترین وجه و بدون هیچ نقصى ادا کنند. البته در سطوح متوسّط یا در بدنه وسیعِ مسؤولان کشور، ممکن است نشود توقّعات را در این حد براى آنها مطرح کرد؛ اما در مورد مسؤولان سطح بالا و مدیران ارشد نظام – نمایندگان مجلس، مسؤولان قوّه قضاییه، اعضاى دولت، نیروهاى مسلّح، نهادهاى انقلابى و بخشهاى مسؤول روحانى در زمینه انقلاب – مى‏شود.
این مسؤولان – که الحمدللَّه بیشترشان در این‏جا جمع هستند – باید بیشترین تلاش و کار را بکنند تا این مسؤولیتهایى که به عهده آنهاست، به بهترین وجه انجام گیرد. اگر این شد، زندگى مردم آباد و عقب‏ماندگیهاى کشور جبران خواهد شد؛ کما این‏که هر مقدار که کار کردیم، اثرش را در جامعه دیده‏ایم.
یکى از مهمترین مواضع بروز تقوا در عملِ مسؤولان این است: خود را در مقام انجام مسؤولیت ندیدن؛ درست عکس آنچه که اهل دنیا براى مسؤولیتها قائلند.
اهل دنیا مسؤولیتهاى دولتى و… را براى دنیاى خودشان مى‏خواهند. اگر ریاست، مدیریت یا عضویت در پارلمانها و مراکز این چنینى را مى‏خواهند، در درجه اوّل آنچه برایشان اهمیت دارد، مسائل شخصى است. لذا در طىّ مسؤولیت، بارِ خودشان را مى‏بندند و شاید خود را براى مدّت طولانى از عمر بیمه و تأمین مى‏کنند!
در نظام جمهورى اسلامى، قطعاً این محاسبه، محاسبه غلطى است. کسى که وارد مسؤولیت مى‏شود، باید مطلقاً منافع شخصى خود را در قبول این مسؤولیت نبیند و اگر این کار و مسؤولیت مطابق توانایى‏اش نیست، مسؤولیت را قبول نکند؛ اما وقتى قبول کرد، باید آنچه در درجه اوّل برایش اهمیت دارد – که هیچ چیز در عرض آن نیست – اداى مسؤولیتش باشد؛ هرچند که به ضرر خود او و برخلاف منافعش تمام شود.
مسؤولیت را با سختیها و دغدغه‏هایش و با مجاهدتى که باید براى اداى آن کرد، قبول کنیم. اگر این شد، آن وقت انسان پیش خداى متعال و مردم روسفید است و مردم هم مى‏فهمند. درست است که تبلیغ و گفتن و جنجال کردن و زرق و برق و … روى ذهن آحادى از مردم تأثیرهایى مى‏گذارد؛ اما این تأثیرات ماندنى نیست: «فأمّا الزّبد فیذهب جفاء(3)»؛ حقیقت باقى مى‏ماند؛ آنچه حق و صدق است در ذهن مردم جاگیر مى‏شود. اگر خداى نکرده ما برخلاف تعهّد دینى و انقلابى و تعهّد بر اساس قبولِ مسؤولیت، حرکت و عمل کنیم، ولو در برهه کوتاهى از زمان هم بتوانیم حقیقت را طور دیگرى نشان دهیم، مردم درک مى‏کنند.
یکى دیگر از مظاهر تقوا در نظام اسلامى این است که همه توجّه کنند قدرتهاى بزرگ جهانى به دلایل مختلف – که غالباً آنها را مى‏دانید – با این نظام دشمنى دارند:
این نظام براى اولین‏بار قواعدى را که دستگاهها و مراکز استکبارى دنیا وضع و بر اساس آن روابطشان را تنظیم کرده بودند، نقض و اعلام کرد که معتقد به اسلام، عدل و دفاع از عدالت در هر نقطه دنیا و معتقد به دفاع از مظلوم است.
این نظام با برافراشتن پرچم اسلام، احساس اسلام‏خواهى و حیات مجدّد اسلامى را در سطح وسیعى از مردم که در یکى از حسّاسترین مناطق دنیا – منطقه خاورمیانه و بخشى از آسیا – هستند، بیدار کرد. بدیهى است که قدرتهاى مستکبر جهانى و زیاده‏خواه که داراى سوابق و لواحق سوء و وضعیت بد و آلوده هستند و سزاوار سرزنش، از چنین نظامى خوششان نیاید و با آن در هر حدّى که بتوانند، دشمنى کنند.
همه مراقب باشند که به دشمنِ نظام اسلامى به هیچ نحو – چه با همسویى و چه با همجهتى و چه با موضعگیرى و حرف زدن و اقدام کردن – کمک نکنند. یکى از موضوعاتى که منافى با تقوا و پرهیزکارى است، همین موضوع است.
از جمله مواردى که باید از تقواى مسؤولان و نظام بروز کند، رعایت حدود قانونى در همه بخشها است و عدمِ تخطّى از آنچه که قانون اساسى و قوانین معتبر براى بخشها و دستگاههاى مختلف معین کرده‏اند. تخطّى از این قوانین، در مواردى مشکل بزرگ فساد اقتصادى و فساد دستگاههاى مسؤول را به‏وجود مى‏آورد و یا موجب تعارض بین دستگاههاى مختلف و تشتّت و بگو مگوهاى مضرّ و مفسده‏انگیز مى‏شود.
فضاى ماه رمضان است و فضاى معنوى. این‏جا هم حسینیه است و وقت هم بهترین وقت براى این‏که ما این حرفها را بین خودمان بگوییم. خیلى از این حرفها را من و شما مى‏دانیم؛ لکن موعظه به معناى این نیست که انسان مطالبى را که طرف مقابل نمى‏داند، به او بگوید. موعظه یعنى حتّى تکرار مطالبى که انسان مى‏داند؛ چون در خودِ شنیدن اثرى است که در دانستن نیست.
من و شما هم احتیاج داریم که بشنویم و همدیگر را موعظه کنیم. موعظه اصلى و مهمّ ما همین مسأله تقوا است و تقوا براى ما مسؤولان اهم و پایه آن در مورد ما، پایه بالاترى است که نمى‏توانیم به سطح تقواى متعارفِ عادّى مردم اکتفا کنیم.
یکى دو مسأله دیگر هست که لازم است مطرح کنم. یکى از آنها، همین مسأله‏اى است که رئیس‏جمهور عزیز و متعهّدمان جناب آقاى خاتمى، مطرح و به تفصیل بیان کردند.
اوّلاً باید بگویم که این‏گونه حوادث در کشور نباید به هیچ‏وجه وسیله بگو مگو و اختلاف بین مسؤولان، آحاد یا جناحهاى کشور شود؛ از این پرهیز کنید. ایشان درست گفتند که نقد و انتقاد و… ایرادى ندارد، و حتّى برخى از بى‏تابیهایى که انسان در این قضیه از دانشجویان، آحاد مردم و یا بعضى از مطبوعات دید که دغدغه داشتند، خوب هم هست و نشان‏دهنده این است که روى عزّت و استقلال ملى در جامعه، حسّاسیت زیاد است؛ اما هیچ‏کدام از اینها نباید به دعوا، اختلاف و کشمکش منتهى شود.
آنچه اهمیت دارد این است که شما نخبگان و مسؤولان و به خصوص افرادى که تریبون دارند و نقششان بسیار مهمّ است – چه مجلس، چه مطبوعات، چه نمازهاى جمعه و چه بقیه جاها – بدانند که وقتى کشور با چنین مسأله‏اى – که یک مسأله از دهها و صدها مسأله‏اى است که کشور با آن مواجه مى‏شود – روبه‏رو مى‏گردد، بدترین روش این است که خود این مسأله در داخل به وسیله‏اى براى بگومگو تبدیل شود؛ این خیلى بد است.
اوایلى که عراق حمله کرده بود، وظیفه همه معلوم و مشخّص بود که چه‏کار باید بکنند؛ اما منافقین که در آن وقت در تهران و در شهرهاى دیگر فعّال بودند و آزادانه حرکت و سخنرانى مى‏کردند، دائماً مى‏گفتند آزادى نداریم! مثل امروز که بعضى کسان هرچه به ذهنشان مى‏آید، مى‏گویند و هر طور هم که دلشان مى‏خواهد، کار مى‏کنند، آن وقت یکى از شعارهایشان این است که آزادى نداریم!
نمى‏فهمند که خودِ این ادّعا موجب تمسخر آنها مى‏شود. آن زمان هم همین‏طور بود و عروسکهاى منافقین سرِ چهار راهها تابلو به دست مى‏ایستادند و مردم را نسبت به اصل مسأله دفاع دچار تردید و اضطراب مى‏کردند. بعد که به آنها تذکر داده و تشر زده شد، دست و پایشان را جمع کردند.
مطلقاً نباید این‏طور حوادث که در کشور پیش مى‏آید، به بگومگو، دو دستگى، شکاف، جدا کردنِ افراد از یکدیگر و جناحى کردن مسائل منتهى شود؛ این خیلى بد است.
همه توجّه داشته باشند که خلاصه آنچه اتفاق افتاد این است که صهیونیستهاى غاصبِ سرزمین فلسطین و هیأت حاکمه کنونى امریکا که کینه و حقدشان نسبت به جمهورى اسلامى نهایت ندارد و حاضرند از هر وسیله رذالت‏آمیزى براى رسیدن به هدف خود استفاده کنند، شعارى را در سطح دنیا درست کردند که: «ایران دنبال سلاح اتمى است»!
براى این کار، افکار عمومى و خیلى از دولتها را حسّاس کردند و بعد از جنجال، هدفشان این بود که اجماع جهانى به این‏جا برسد که تلاش علمى و فن‌آورى اتمى ایران، موجب بیم عمومى در دنیا شده است.
این‏جا چه‏کار باید کرد؟ باید اجازه داد که صهیونیستها و آمریکاییها تبلیغات خود را تکرار کنند؛ یا نه، باید نشان داد و روشن کرد که نخیر، این‏طور نیست؟
مسؤولان محترم نظام این درایت و تدبیر را انتخاب کردند که روشن کنند و بگویند نخیر، بیایید قضیه را ببینید. آنچه که تاکنون جمهورى اسلامى قبول کرده، این است که بیایند و عملیات غنی‌سازى‏اى (4) را – که در نقطه مشخّصى است – ببینند؛ که آنها هم آمدند و دیدند که وجود دارد و اجازه هم داشتند که هرجاى دیگرى هم که خیال مى‏کنند عملیات غنى‏سازى هست، بروند و ببینند، تا بدانند که تبلیغات صهیونیستها دروغ است. این یک راهِ مسالمت‏آمیز براى حفظ فناورى هسته‏اى است.
ما به هیچ قیمتى حق نداریم این فناورى را از دست بدهیم. این‏که بعضى کسان تبلیغ مى‏کنند که چیز زیادى به‏دست نیامده، این هم درست نیست. این را بدانید که آنچه به‏دست آمده، بسیار برجسته و زیاد است. اگر زیاد نبود، دشمنان ما را این‏قدر حسّاس نمى‏کرد. کارشناسان و انسان‏هاى وارد و مطّلع، داورىِ درستى در این مورد دارند. ما به فناورى‏اى رسیده‏ایم که در کشور ما بومى است؛ مهم این است. اگر امروز همه دستگاههایى را که در اختیار جمهورى اسلامى است، دشمنان ما بتوانند – که البته نخواهند توانست – از بین ببرند، این فناورى از بین نمى‏رود؛ چون آن را از کسى عاریه و وام نگرفته‏ایم و متخصّصان هوشمند خود ما توانسته‏اند به آن دست پیدا کنند. البته اگر به میل غربیها و مراکز قدرت جهانى بود، تا صد سال دیگر هم نمى‏گذاشتند که جمهورى اسلامى به چنین فناورى‏اى دست پیدا کند و این کار، على‏رغم آنها و تحریم ما انجام گرفته است.
بنابراین آنچه به‏دست آمده، ارزشمند است و این دانش ارزشمند را نه دولت، نه مسؤولان، نه سازمان انرژى اتمى و نه هیچ فردى از افراد این کشور حق ندارد که از دست بدهد و روى آن معامله کند؛ قطعاً معامله‏اى هم صورت نگرفته و نخواهد گرفت.
البته اگر آنهایى که واردِ این گفتگو با مسؤولان جمهورى اسلامى شدند، بخواهند با جمهورى اسلامى سرِ این قضیه به چالش بیفتند و زیاده‏طلبى کنند، همه چیز به هم خواهد ریخت و قطعاً از جمهورى اسلامى تو دهنى خواهند خورد و بلاشک ما در این زمینه مطلقاً حاضر به دادن هیچ امتیازى نخواهیم بود. ما این فناورى و آنچه را که بحمداللَّه در بخشهاى مختلف کشور عزیزمان از پیشرفتهاى چشمگیر علمى و تحقیقى به دست آورده‏ایم، باید حفظ کنیم.
البته هنوز تا رسیدن به خطوط مقدّم فنآورى و علم خیلى فاصله داریم. علّتش این است که از زیر صفر – نمى‏شود گفت صفر – شروع کرده‏ایم. با این کشور کارى کرده بودند که نه فقط دستاورد علمى و فنآورى، بلکه حتّى امید آن را هم نداشته باشد. بنابراین، ما از نقطه «هیچ» شروع نکردیم، بلکه از «هیچِ همراه با نومیدى» شروع کردیم! انقلاب اسلامى از این‏جا وارد میدان شد و بحمداللَّه امروز پیشرفت کرده است.
الان در بسیارى از دانشگاههاى ما، جوانان فعّالند و آن‏طور که افراد خبره و وارد به من گزارش داده‏اند، سطح کار علمى و تحقیقى در بیست، سى دانشگاه بزرگ کشور از لحاظ استعداد، کار، کوشش و پیگیرىِ استادان و داشتنِ استادهاى خوب، برابر با دانشگاههاى خوب و پیشرفته دنیا است. بحمداللَّه پیشرفتها خوب است.
اینها امکاناتى نیست که کسى براى این کشور به ارمغان آورده باشد؛ متعلّق به این کشور است. منتها مستبدّان داخلى از یک طرف و استثمارگران خارجى از طرف دیگر نمى‏گذاشتند.
حال که بحمداللَّه کشور هم مستقل است و هم آزاد، این دانش‌ها بتدریج بیشتر بروز خواهد کرد. کارى که مسؤولان کردند، کار درستى بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‏اى که از طرف امریکاییها و صهیونیستها علیه جمهورى اسلامى طرّاحى شده بود، شکسته شود. البته این آغازِ قضیه است و کار تمام نشده است. اگر ادامه این کار به همین روالى که تاکنون طرّاحى شده، ادامه پیدا کند، هیچ ایرادى ندارد؛ اما اگر قرار باشد دشمنان یا مراکز قدرت، فزون‏خواهى کنند و سنگر به سنگر جلو بیایند و ما هم عقب‏نشینى کنیم، این مى‏شود تسلیم، که به هیچ‏وجه درست نیست و اجازه چنین کارى هم داده نخواهد شد.
به نظر بنده هر دو نوع نظریه‏اى که درباره مذاکراتِ انجام گرفته وجود دارد، غیر منطبقِ با واقع است. یک طرز فکر این است که افراد مؤمن و غیور ما تصوّر مى‏کنند دولت تسلیم شد، که باید گفت این‏طور نیست و هیچ تسلیمى تا این‏جا وجود نداشته است. این یک حرکت سیاسى و کار دیپلماسى است. طرز فکر دیگر که در نقطه مقابلِ طرز فکر اوّلى است، این است که عدّه‏اى خیال مى‏کنند دیگر نباید معطّل کرد و هرچه آنها مى‏خواستند باید داد تا مبادا بهانه‏گیرى کنند! این هم درست نیست و دستپاچه شدن است. از طرف دیگر، این تفکر هم که عدّه‏اى از دشمنان جمهورى اسلامى دارند و خیال مى‏کنند که دیگر قلّاب در دهان جمهورى اسلامى گیر کرده و چاره‏اى ندارد، درست نیست؛ نخیر، این طرز فکر هم خوش خیالى و خیال خام است.

ما در هر جا حرکتى کرده باشیم که به نقطه‏اى برسد که به منافع جمهورى اسلامى خدشه و تردید وارد شود، همان‏جا آن حرکت را بدون هیچ تردیدى قطع مى‏کنیم. بنابراین ما راههاى مسالمت‏آمیز و همراه با عزّت جمهورى اسلامى را براى حفظ کشور و این دستاورد طى مى‏کنیم، که خطّ قرمزش این است که بخواهند در امور داخلى ما دخالت کنند. اگر بخواهند بگویند «ما مى‏خواهیم اطمینان پیدا کنیم» ما حرفى نداریم و همین کارى که تا الان اتّفاق افتاده است، بعد از این هم همین کار در حدّى انجام خواهد گرفت.
البته تصمیم‏گیرىِ نهایى، طبق قانون بر عهده مجلس شوراى اسلامى است و بعد هم شوراى نگهبان که بایستى آن را با شرع و قانون بسنجد. تاکنون دولت هیچ تصمیمى نگرفته و نمى‏تواند هم بگیرد؛
الان مسؤولان محترم، کارِ مقدّماتى انجام داده‏اند. آنچه که تاکنون مسؤولان محترم – چه آقاى دکتر روحانى و چه آقاى رئیس‏جمهور و مسؤولان دیگر – حقیقتاً زحمت کشیدند، این است که با دقّت و ملاحظه جوانب، کار کرده‏اند و حواسشان جمع است که کارى برخلاف مبانى و اصول انجام نگیرد. بنده هم مطّلع هستم و هرجا احساس کنم که برخلاف ضوابط، اهداف و عزّت ملى و جهتگیرىِ نظام اسلامى کارى انجام مى‏گیرد، مطمئنّاً نخواهم گذاشت و جلوش را مى‏گیرم. البته تاکنون چنین مسأله‏اى پیش نیامده و به فضل الهى امیدواریم بعد از این هم بتوانند با همه جهات، این کار را پیش ببرند.
مسأله عمده این است که طرف‌هاى خارجىِ این قضایا – چه این مسأله و چه مسائل گوناگونى که جمهورى اسلامى با طرفهاى خارجى ارتباط و برخورد دارد – بفهمند که جمهورى اسلامى آن‏جایى نیست که بتوانند خواستها و اطماعى را که در گذشته با ایران استعمارى داشته‏اند، عمل کنند.
جمهورى اسلامى ماهیت و هویت دیگرى است. این ایران اسلامى آن ایران استعمارىِ انگلیسى تقسیم شده بین قدرتها نیست که بخواهند به آن زور بگویند و درباره هر مسأله در امورش دخالت کنند.
امروز جمهورى اسلامى مسلّح به سلاحى است که از سلاح اتمى بالاتر و بُرنده‏تر است و آن، سلاحِ اراده و ایمان مردم و حضور و همراهى آنها با دولت است، که سلاح بزرگ ماست. البته سعى و تبلیغ مى‏کنند و آن‏قدر پُر رو هستند که مى‏خواهند حتّى به خودِ ما بباورانند که ما مسلّح به این سلاح نیستیم و مردم از اسلام و انقلاب برگشته‏اند! اما ما مى‏دانیم که این مطالب خلاف واقع است.
طرفهاى جهانى ما، چه اروپاییها باشند و چه غیراروپاییها – که البته درباره غیر اروپاییها مسائلى چون زیاده‏خواهى و… را ندیده‏ایم؛ اما اروپاییها ولو از گذشته غالباً اهداف و مطامع استعمارى در ذهنشان هست – باید بدانند که جمهورى اسلامى در مبادله‏ها، قراردادها و رفت و آمدهاى خود، زور، تحمیل و دخالت را قبول نمى‏کند.
به این هم غرّه نشوند که عدّه‏اى از داخل که تأثیرشان در فضاى عمومى و سیاسى کشور نزدیک به صفر است – اگر نگوییم صفر – گاهى خبرهاى خوشى به آنها بدهند. آن کسانى‏که با نظام جمهورى اسلامى سر و کار دارند، باید باور کنند که مردم در متن نظام جمهورى اسلامى هستند و آنها مُرید و سرباز نظامند؛ اسلام و استقلالشان را دوست دارند و از آن پاسدارى مى‏کنند.
عدّه‏اى از ورشکستگان سیاسى و مطرودان امام و انقلاب هستند که از این‏که خیال کنند بحرانى براى جمهورى اسلامى پیش آمده، خوشحال مى‏شوند: «ان تصبک حسنةٌ تَسوُءهم(5)»؛ هر خیرى به شما برسد، آنها بدشان مى‏آید. اگر شرّى به شما برسد: «یفرحوا بها(6)»؛ خوشحال مى‏شوند.
آنها از احتمال این‏که ممکن است شرّى براى نظام جمهورى اسلامى پیش آید، خوشحال مى‏شوند و خوشحالى خودشان را هم بروز مى‏دهند. گفت: «وقاحت به شادى گشوده دهن!».
این عدّه کسانى هستند که تا بالاى سرشان زیر بار منّت جمهورى اسلامى و مردم انقلابى و مسلمان است و جمهورى اسلامى و این مردم به اینها آزادى داد و اینها را از محنتهاى سنگین و شدید رهانید؛ اما اینها نسبت به امام، انقلاب و مردم قدرناشناسى کردند؛ نمک خوردند و نمکدان شکستند و الان دلشان را به این خوش مى‏کنند که امریکا ایران را تهدید کند!
اینها کسانى هستند که هر بهانه و تهدیدى که امریکاییها و صهیونیستها علیه جمهورى اسلامى مطرح و عَلَم کنند، از پیش خوشحال مى‏شوند؛ فردا هم که حقوق بشر علیه جمهورى اسلامى مطرح شود، خوشحالى مى‏کنند.
این عدّه کسى نیستند و نکند که مراکز سیاسى دنیا و به‌خصوص اروپا را فریب دهند! اینها در نظام جمهورى اسلامى ورشکستگانِ به تقصیرند؛ کسانى هستند که با مردم قهرند، مردم هم با اینها قهرند و نسبت به اینها بى‏اعتماد.
البته نظام جمهورى اسلامى تا وقتى از اینها شرارتى نبیند، کارى به کارشان ندارد؛ برخلاف آنچه تبلیغ مى‏کنند که ما چون طور دیگرى فکر مى‏کنیم، با ما برخورد مى‏کنند! این عدّه اسم محترمانه‏اى براى خودشان درست کرده‏اند به نام «دگراندیش».
بنده یک وقت گفتم دگراندیش تعبیرِ غلطى است؛ زیرا در جامعه اسلامى این همه دگراندیش هست و دگراندیشى به معنى دشمنى نیست. جمهورى اسلامى هیچ وقت با دگراندیش برخورد نمى‏کند. در بین جمعى که الان این‏جا تشریف دارید، برادران مسلمان غیر شیعه و غیرمسلمان هم هستند که همه هم اعضاى نظام اسلامى‏اند و براى آن کار مى‏کنند. بحث عناد و مخالفت و شرارت است که جمهورى اسلامى با اینها مقابله مى‏کند. البته اگر کسى عناد و شرارت کرد، جمهورى اسلامى بدون هیچ تردید و ملاحظه به آن شخص ضربه مى‏زند.
یکى از مسائلى که در این مذاکرات جهانى مطرح شد و آن را بعضى از اروپاییها و دیگران گفتند، این بود که ما نه تنها با انرژى اتمى صلح‏آمیز در ایران مخالفتى نداریم، بلکه خودمان برایشان نیروگاه مى‏سازیم و خوراکش را هم مى‏دهیم. از نظر ما این موضوع قابل قبول نیست؛ زیرا آن نیروگاهى که غربیها بخواهند براى ما بسازند و سوختش را هم بدهند، به درد ایران نمى‏خورد؛ آن به گروگان دادن ایران و ایرانى است!
من یک وقت راجع به نفت گفتم اگر این نفتى که دست کشورهاى این منطقه است، در دست اروپاییها بود و بنا بود آنها به شما مردم ایران و مردم سایر کشورهایى که امروز نفت تولید مى‏کنند، بفروشند، براى هر استکانش جانِ شما را مى‏گرفتند!
حالا میلیونها بشکه را به قیمت ثمن‏بَخس مى‏خرند و پولى که بابت آن مى‏دهند، مثل ندادن است. اگر غربیها بخواهند سوختِ نیروگاه ما را بدهند، آن را به هزاران شرط مى‏دهند: چرا فلان حرف را گفتید؟ نمى‏دهیم؛ چرا فلان حرف را نگفتید؟ نمى‏دهیم! جمهورى اسلامى زیر بار این حرفها نمى‏رود. ما سوختِ نیروگاه را خودمان تولید مى‏کنیم، که از لحاظ مقرّرات بین‏المللى هم مجاز است. البته تهیه سوخت داراى فناورىِ بالا و فرآیند بسیار مهم، پیچیده، حسّاس و اثرگذار در سطح عام و فناورى کشور است.
درباره انتخابات فقط همین را عرض کنم: همه سعى کنند انتخابات خوب انجام بگیرد. این که بعضى از مسؤولان و نخبگان – چه در مجلس و چه در دولت و سایر بخشها – اظهار نظر کنند و ریش بجنبانند که اگر فلان طور شود، مردم شرکت نمى‏کنند، وظیفه‏اى نیست که یک مسؤول در نظام جمهورى اسلامى دارد؛ این را توجّه داشته باشید. وظیفه مسؤولِ امین که خود را جزو دستگاه مى‏داند – آن که نفوذىِ داخل این دستگاه است، بحث دیگرى دارد – این است که حق ندارد طورى حرف بزند که نقطه مقابلِ مصالح نظام اسلامى است. چرا مردم در انتخابات شرکت نکنند؟! خیلى هم خوب شرکت مى‏کنند. این انتخابات، مگر انتخابات اوّلمان است. ما بیست‏وپنج سال است که از اوّلِ انقلاب انتخابات برگزار مى‏کنیم و تا امروز بیست‏وسه انتخابات داشته‏ایم که به گمانم انتخابات آینده که ان‏شاءاللَّه چند ماه دیگر برگزار مى‏شود، بیست‏وچهارمین انتخابات است. البته مردم به این حرفها اعتنا نمى‏کنند؛ این را به شما بگویم. در انتخاباتى که گروههایى تحریم کردند، مردم بیشتر شرکت کردند؛ ما باید دست به دامن بعضیها شویم که انتخابات را تحریم کنند! البته انتخابات باید آزاد، سالم و مطابقِ قانون باشد. وزارت کشور مجرى است، شوراى نگهبان هم ناظر. هر کدام هم وظایفى دارند که باید وظایفشان را انجام دهند و نباید از وظایف هم تخطّى کنند. اینها به جاى خود محفوظ؛ اما همه تلاش مسؤولان و دوستان گوناگون و مطبوعات باید این باشد که مردم را تشویق کنند و فضا را فضاى شوق‏آورى نشان دهند. البته بیشترین تأثیر را رفتار من و شما مى‏گذارد. اگر ما در خدمت مردم باشیم، براى مردم کار کنیم، احترام آنها را نگه داریم – مردم خیلى خوبند – شرکت مى‏کنند و قدر این انقلاب را هم مى‏دانند؛ بخصوص که جامعه ما داراى اکثریتِ جوان است و بحمداللَّه دل جوانان بیشتر از دیگران مشمول لطف و رحمت الهى است.
پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد در این ماه مبارک رمضان رحمت و رضوان و توفیق خودت را شامل حال ما بگردان. پروردگارا ! ملت ایران را در همه میدانها پیروز کن. پروردگارا ! دشمنان ایران و دشمنان جمهورى اسلامى را در هدفهاى خودشان ناکام و منکوب فرما. پروردگارا ! روزبه‏روز بر درجات و مقامات عالى و معنوى امام بزرگوار – که این حق بزرگ را به گردن همه ملت ایران دارد و این راه را او به روى ما باز کرد – بیفزا. پروردگارا ! شهداى عزیز ما را با پیغمبر محشور کن؛ مسؤولان محترم کشور را در انجامِ وظایف خود روزبه‏روز موفّقتر فرما؛ آنچه گفتیم، براى خودت و در راه خودت و مقبول و مرضى خودت قرار بده.


1) احزاب: 71-70
2) مائده: 4 و 5
3) رعد: 17
4) منظور غنى‏سازى اورانیوم است.
5) توبه: 50
6) آل‏عمران: 120 (ان تمسسکم حسنةٌ تُسُوهم و ان تصبکم سیّئةٌ یفرحوا بها…)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: