این همه تناقض و بازهم ادعا!

image

مصلحت اصول‌گرايانه يا اصول‌گرايي مصلحتي؟

*حميدرضا سليماني‏

شايد آن روز كه نامه رييس‌جمهور محترم به سازمان تربيت‌بدني در خصوص راهيابي زنان به استاديوم‌هاي فوتبال در مطبوعات كشور ‏منتشر گرديد، كمتر كسي تصور واقعي بودن اين دستور را مي‌نمود و محافل سياسي در انتظار تكذيب اين خبر از طرف رييس‌جمهور ‏اصول‌گرا بودند كه ناگهان اصرار و مصاحبه‌هاي پي در پي شخص رييس‌جمهوري كه با شعارهاي ارزشي به صحنه آمده بود همگان را در ‏حيرت فرو برد كه چگونه در حالي كه صداوسيما براي نشنيدن كلمات مستهجن و ركيك برخي تماشاگران در استاديوم‌ها اقدام به قطع صدا ‏نموده و حتي بسياري از خانواده‌ها هرگز حاضر نيستند فرزندان پسر خود را علي‌رغم علاقه شديد، به استاديوم‌ها ببرند با اين وجود رييس‌جمهور امر به حضور مختلط دختران و پسران در چنين فضايي نمود. ‏
مخالفت صريح و مكرر مراجع عظام تقليد با تصميم رئيس‌جمهور هرگز ايشان را وادار به لغو تصميم عجيب خود ننمود و حتي رئيس دولت ‏نظرات مراجع را براي دولت حجت ندانست و اعلام نمود كه در اين مورد فقط نظر رهبري براي ما اهميت دارد و با اين اظهار نظر شائبه ‏موافقت رهبري با اين تصميم را به اذهان عمومي القا نمود.
شايد در ابتدا عده‌اي اين تصميم رييس ‌جمهور را از سر بي‌تجربگي يا مشاوره غلط مشاوران مي‌دانستند اما تصميمات و مواضع بعدي ‏ايشان نشان از نوع جديد اصول‌گرايي بود كه آقاي رئيس‌جمهور مبدع آن مي‌باشد. ‏
در قدم بعدي سريال شاهكارهاي عضو نور چشمي دولت نهم، آقاي اسفنديار مشايي آغاز گرديد. ‏
فيلمي از معاون رئيس‌جمهور دولت اصول‌گرا در سطح سايت‌ها و خبرگزاري‌ها منتشر گرديد كه باعث برافروختن دوباره مراجع عظام تقليد، ‏نمايندگان مجلس و متدينين جامعه گرديد. اوضاع كمي آرام شده بود كه مواضع عجيب و غريب مشاور ارشد احمدي‌نژاد درخصوص مراجع ‏عظام و هتك حرمت ايشان، اذهان متدينين را آزرده نمود. مشاور رييس‌جمهور و كارگردان فيلم انتخاباتي ايشان خود را در جايگاه سخنگوي ‏ولي‌عصر(عج) قلمداد نموده و در توهيني آشكار و وقيحانه گردن مراجع و علما را جايگاه شمشير امام زمان(عج) دانست و باز هم با سكوت ‏رئيس‌جمهور مواجه گرديده و صفحه ديگري از مظلوميت مرجعيت شيعه در دولت اصول‌گرا رقم خورد.
سريال اهانت‌هاي اعضاي دولت و ‏منتسبان به آن به اين‌جا ختم نشد و بعد از همسر سخنگوي دولت كه ايشان را معجزه ناميد و لابد ‏نمي‌دانست معجزه در اثبات نبوت است، یک سایت حامی دولت، اين بار با هتاكي تمام توهيني آشكار به بيت رفيع حضرت امام خميني(ره) و خصوصا يادگار گرانقدر ‏ايشان حجت‌الاسلام و‌ المسلمين سيدحسن خميني نمود كه آن‌چنان تأثيري بر دلسوختگان و ياران امام گذاشت كه آيت‌ا… توسلي آن يار و ‏همراه ديرين امام راحل(ره) هنگام اعتراض شديد در جلسه تشخيص مصلحت، به دليل ناراحتي شديد از اين اهانت‌ها و سكته قلبي به ديار ‏باقي شتافت و به مراد خود پيوست تا شرمنده امام نباشد. اما اين بار هم صدايي و لو به صورت محكوميت زباني از دولت و رئيس آن شنيده ‏نشد. ‏
سخنان آقاي مشايي همچنان ادامه داشت و اين بار از دوستي ملت ايران با اشغالگران قدس و مردم اسرائيل سخن راند. علما، مراجع و ‏شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي اين موضع را خلاف اصول اسلامي دانستند اما فرداي آن روزي كه رئيس‌جمهور اصول‌گرا حمايت قاطع خود ‏را از پدرزن بزرگوار فرزندش (مشايي) اعلام نمود، رهبر معظم انقلاب در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران اين مطلب را حرفي غلط و خطا قلمداد و ‏به شدت آن را محكوم نمودند.

اين بار هم رييس‌جمهور محترم شايد براي پرهيز از قطع رحم و رابطه خويشاوندي هيچ‌گونه برخوردي با ‏آقاي مشايي ننمود. البته مواضع معاون رئيس‌جمهور جايزه تشويقي هم در برداشت و آن الحاق سازمان حج و زيارت به سازمان متبوع آقاي ‏مشايي يعني سازمان گردشگري بود. اقدامي كه باز هم مخالفت شديد مراجع و علما را در پي داشت و تا آن‌جا ادامه يافت كه نماينده مقام ‏معظم رهبري در نامه‌اي خطاب به رهبر معظم انقلاب بدين مضمون كه با توجه به اين كه امور حج از شئون رهبري است و در اين مورد ‏هيچ‌گونه هماهنگي با رهبري و نماينده ايشان نشده، خواستار پذيرش استعفاي ايشان گرديد. اين بار هم رهبر معظم انقلاب وساطت نموده و ‏در پاسخ ايشان تصميم دولت را غيرشايسته و نامناسب دانسته و لغو سريع آن را خواستار شدند.

اما رئيس‌جمهور باز هم مهرورزي را از ‏پدرزن فرزندش دريغ ننمود و ايشان را به‌عنوان نزديك‌ترين شخص، هنگام ثبت‌نام انتخابات به همراه خود به ساختمان وزارت كشور برد تا ‏بر همگان ثابت شود كه ميان اين دو بزرگوار عهديست كه هرگز شكستني نيست. پاسخ رهبر معظم انقلاب در اين مورد مطالبي ديگر را نيز ‏براي آگاهان سياسي و آحاد مردم آشكار نمود. اين تصميم نشان داد كه رييس‌جمهور تابع ولايت، حتي در اموري مانند حج كه مستقيما از ‏شئون رهبري است هيچ‌گونه مشورتي با رهبر انقلاب ننموده است. حال چگونه انتظار مي‌رود در تصميمات اجرايي و سياست‌گذاري‌ها با ‏نخبگان جامعه مشورت شود!! ‏
اوضاع اصول‌گرايي فقط محدود به سخنان و گفتارهاي دولتمردان نبود بلكه در اين دولت مردم از زبان رييس‌جمهور شنيدند كه مدرك ‏تحصيلي هيچ ارزشي ندارد و يك تكه كاغذي بيش نيست و مدرك تقلبي آقاي كردان وزير كشور دولت قانونمند هم، هيچ اشكالي ندارد، بلكه ‏ايشان طلبكار هم هست و در حقش ظلم شده و بايد شكايت هم بكند. رييس‌جمهور در دفاع از وزير كشور تا آن‌جا پيش رفت كه اين تنها ‏استيضاح مجلس بود كه باعث بركناري وزير كشور گرديد اما رفتن كردان با آمدن وزيري همراه بود كه او را از نزديكان صميمي رييس‌جمهور ‏مي‌دانستند. سرمايه‌داري كه در رقم واقعي ثروت ايشان و تعداد صفرهاي آن اختلاف نظر وجود داشت به عنوان وزير كشور دولت طرفدار ‏محرومين از جنس مردم برگزيده شد و اين انتخاب جنس مردم ايران را هم از ديدگاه دولت نهم نشان داد. البته نبايد از نبوغ آقاي وزير ‏كشور به سادگي گذشت، در حالي كه در طول چند سال يك نظامي با حقوق پاسداري به ثروتي افسانه‌اي دست يافته است. ‏
موارد فوق‌الذكر و نامه‌هاي عجيب و غيرقانوني رييس‌جمهور به مجلس در خصوص عدم اجراي مصوبات مجلس و حمايت رهبري از جايگاه ‏مجلس، قانونمندي و اصول‌گرايي دولت نهم را نشان مي‌داد. راستي كدام اصلي از اصول قانون جمهوري اسلامي مهم‌تر و حياتي‌تر است و آيا ‏بدون پايبندي و التزام دولت به قانون، سنگ روي سنگ بند مي‌شود. آيا اين نامه‌هاي مكتوب، دليل بر عدم التزام ايشان به قانون اساسي كه ‏از شرايط كانديداهاي رياست‌جمهوري است، نمي‌باشد. ‏
حال اين سؤال پيش مي‌آيد كه آيا دولت نهم، مصلحت اصول‌گرايي را در نظر دارد و به آينده اين گفتمان توجه دارد يا اصول‌گرايي مصلحتي ‏سرلوحه كار دولت شده و هر جا كه لازم باشد اصولي‌ترين مسائل مانند توجه و عدم تقابل با نظرات مراجع عظام تقليد و تقيد به مسائل ‏شرعي هم وجه المصالحه مسائل تبليغاتي و اهداف اقتدارگرايانه مي‌شود. حال كه دولت نهم، مشي اصول‌گرايي مصلحتي را در پيش گرفته ‏جريان موسوم به اصول‌گرايي در مقابل دو راهي حساس و آزموني دشوار قرار گرفته است يا بايد ژنرال‌هاي اصول‌گرا راه تبعيت از دولت و ‏سربازان ديروز خود را در پيش گرفته و به مصلحت‌انديشي شخصي و جناحي روي بياورند و يا مصالح اصول‌گرايي و آينده اين گفتمان را ‏مدنظر قرار داده و راه خود را از حاميان اصول‌گرايي مصلحتي جدا كنند.‏

Advertisements

یک پاسخ to “این همه تناقض و بازهم ادعا!”


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: