فاطمه رجبی در ستاد میرحسین موسوی؟

فاطمه رجبی در ستاد میرحسین موسوی؟

دوربرگردان م.ف.

اولین دوربرگردان در سال 88 را در حالی آغاز می‌کنیم که امسال سال بحرانی و سرنوشت‌سازی‌ست و پارسال هم که گذشت، سال بحرانی و سرنوشت سازی بود. البته اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، سال86، 85 و به خصوص 84 هم کم بحرانی و سرنوشت‌ ناساز نبودند و از این بابت به حالت تولید انبوه رسیده بودیم که خوشبختانه بخشی از آن به عنوان صادرات نیمه‌نفتی صادر می‌شد! اما تفاوتی که امسال با سال‌های قبلی دارد، در این است که اگر خدا بخواهد، امسال ممکن است اتفاقی بیفتد که ما از دوره بحرانی و سرنوشت‌ساز خارج شویم و چند وقتی مثل باقی آدم‌ها به زندگی عادی‌مان برسیم.

هرچند چنین اتفاقی با وضعیت معیشتی من و سایر طنزنویس‌های سیاسی سازگاری ندارد، ولی فداکاری می‌کنم و همگام با شما آرزوی سالی خوب و سرشار از رویدادهای بهتر (به خصوص در خردادماه) را دارم. حالا با زدن راهنمای سمت چپ اندک اندک وارد دوربرگردان می شویم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فاطمه رجبي در منزل سابق موسوي   

رجبی در ستاد میرحسین؟
میرحسین موسوی در سال نو بهتر ظاهر شد. البته ظاهر بهتر او در سال نو ربط زیادی به مو و ریش‌ شانه‌کرده‌ میرحسین ندارد. چرا که مشاهده‌ عکس‌های سیاه و سفید موسوی در سی سال پیش هم نشان می دهد او از همان زمان حساسیت زیادی روی آن داشته و تا حالا هم که تغییری نکرده است. این تغییر برمی گردد به فعالیت‌های انتخاباتی موسوی. احتمالا او بالاخره توانسته است به اطرافیان و روسای ستادهایش بفهماند که واقعا کاندیدای ریاست جمهوری است و باید یک کاری بکنند. این احتمال هم وجود دارد که ماجرا تا حدودی بر عکس باشد و اطرافیان او بالاخره توانسته باشند به جناب نخست وزیر سابق، مفهوم ریاست جمهوری و تبلیغات برای آن را به ایشان فهمانده باشند. اصل ماجرا را باید از اطرافیان وفادار آقای موسوی مثل آقای شکوهی پرسید که البته ایشان چند وقتی‌ست از سایت آینده خارج شده و تا کنون بازنگشته است. از کسانی که به هر نحوی از نامبرده اطلاعی دارند خواشمندیم با ما تماس گرفته و جمعی را از نگرانی برهانند.

به هر حال تحرک‌های اخیر میرحسین موسوی که خیلی دیر و البته تا به حال کم‌دامنه بوده، به مصداق «کوشش بیهوده به از مردگی» مثبت ارزیابی شده و حتی مفید فایده هم بوده است. تا به آن حد که سخنگوی واقعی! دولت، یعنی فاطمه خانم رجبی که مدتی است از خاتمی فارغ شده، این‌بار به موسوی پرداخت.

در یکی از یادداشت‌های فاطمه خانم مشخص شد موسوی در تمام این دورانی که ما گمان می‌کردیم در خانه‌اش با زهرا خانم رهنورد گل می گفته و گل می‌شنیده، مشاور ارشد هاشمی و خاتمی بوده است و از این بابت تبلیغ رایگانی برای ایشان شد. همچنین خانم رجبی نقاشی‌های آقای موسوی را در سطح نقاشی‌های اروپایی و غربی ارزیابی کرد که احتمالا این مساله هم در جذب آرای هنردوستانی که موسوی را نمی‌شناختند، برای او بسیار مفید بود. چند مورد دیگر هم بود. اما از آنجایی که ما قرار گذاشته‌ایم در سایت آینده برای هیچ کاندیدایی تبلیغ نکنیم از ذکر آنها درمی‌گذریم.

به هر حال بدانید که خانم رجبی خیلی موثرتر از امثال آقای شکوهی دارد برای آقای موسوی رای جمع می کند و اگر دیدید فردا روزی در کابینه موسوی، رجبی رئیس سازمان محیط زیست شده اما شکوهی همچنان سوار بر موتور سیکلتش با رویاهای انقلابی تک‌چرخ می‌زند؛ حق به حق‌دار رسیده است!

ماجراهای کروبی و جنتی
گفتم تک‌چرخ یاد آقای کروبی افتادم. خودم هم دلیلش را نمی دانم که چرا با شنیدن این کلمه یاد ایشان می افتم. ولی به هر حال این طوری است و حالا که این طور شد، با ذکر نامه‌ای، یادی هم از این عزیز بکنیم. نمی دانم باقی‌اش را بنویسم یا از فرط تکرار ملال‌آور شده و نیازی به شرح این ماجرا نباشد که شیخ مهدی کروبی در نامه‌ای به شیخ احمد جنتی از وی به خاطر موضع‌گیری به نفع احمدی‌نژاد انتقاد کرد. به آقای کروبی که صاحب رساله‌ عملیه در نامه‌نگاری است، کاری ندارم ولی خداوکیلی این استواری آقای جنتی خیلی جالب توجه است.

به قول یکی از دوستان اصلاح طلب اگر ما ده سال تمام سرمان را به یک دیوار می‌کوبیدیم لااقل چند میلی‌متر فرو می‌رفت اما دریغا که آقای جنتی با این همه انتقاد و فشار پانزده ساله، سر سوزنی از موضع خود تکان خورده باشد. همین رفیق آرزو می‌کرد کاش مخلوط‌کنی انسانی وجود می داشت که خاتمی و جنتی را در آن می انداخت و دو تا سیاستمدار مفیدتر تحویل می‌گرفت. چیزی که به فرض وجود چنان مخلوط کنی کاملا محال است چون نظر به غلظت بسیار زیاد جنتی و رقت (رقیق بودن) فراوان خاتمی، قطعا حاصل کار دو تا جنتی بود که نهایت فرقشان با جنتی قبلی این بود که به جای مایه‌گذاشتن از مادر یک راننده تاکسی برای دفاع از احمدی‌نژاد، از مادر کانت و خواهر سعدی برای حمایت از احمدی‌نژاد بهره می‌گرفت!
چراغ‌های خاموش خطرناک
قالیباف گفت فعلا برای انتخابات کاندیدا نیستم. با این حال ستادهای انتخاباتی او همچنان نیمه فعال هستند و روسای ستادهای او همچنان «یرگه کار مو تو دره بالا میگیره» گویان می‌گویند » برو یره شوخی نکن! ما تا وزیر و معاون و مشاور نَشِم دیگه برنمگردِم ولایت!» در این میان اما فعالیت شدید فواد صادقی که معتقد است قالیباف دارد می آید اما فقط چراغ‌هایش را خاموش کرده قابل تامل است. شخصا برای فواد که یا جلوی ‌ترمز بریده‌ها می ایستد یا سنگ بی‌فرمان‌ها را به سینه می‌زند و یا حرکت چراغ خاموش‌ها را رصد می کند نگرانم. یک بار هم قبلا رفته بود ببیند آن سوراخ نورانی ته غار چیست که با مترو تصادف کرد! ولی مگر با تمام این اوصافِ الاستیکی می‌شود با اطمینان رفت جلوی وسیله‌ای که چراغ‌هایش خاموش است؟ آمدیم یک دفعه آقای شهردار تخت گاز چراغ‌هایش را روشن کرد و مرد عنکبوتی ما رفت زیر غلطک آسفالت. شما فکر می کنید از شهردار استاد دانشگاه که خلبان هم هست و سابقه سپاهی‌گری هم دارد این کارها بعید است؟

مایلی کهن با برنامه آمد

بعد از باخت تیم ملی ایران به تیم ملی عربستان که بعضی معتقد بودند تقصیر علی دایی بوده که به جای مربی‌گری مثل تماشاچی‌ها نشسته بوده و بعضی اعتقاد داشتند تقصیر احمدی‌نژاد بوده که در جایگاه تماشاچی‌ها نشسته بوده، اقدام عاجل برای نجات تیم ملی ایران از چاله‌ای که در آن افتاده شده بود صورت گرفت و با انتخاب محمد مایلی کهن به سرمربی‌گربی تیم ملی، رسما به چاه ویل فرستاده شد. از برنامه‌های مهم مایلی کهن برای تیم ملی، فرستادن بازيکنان زیرابرو برداشته به تیم فوتسال بانوان است که به عقیده کارشناسان فوتبال همین‌مقدار برنامه جای تحسین فراوان دارد!

م.ف. می‌آید
از همه‌ بزرگان انتخابات حرف زدیم الا یکی: خودم! می‌خواهم کاندیدای ریاست جمهوری شوم. شوخی نمی کنم. اگر قرار است رئیس جمهور مردم دنیا را بخنداند چرا کار را به کاردان نسپاریم؟ در بخش نظرات همینجا، ضمن اعلام حمایت از من، پست پیشنهادی برای خودتان را تعیین کنید. برنامه اگر دارید در موردش بنویسید و اگر نداشتید فدای سرتان. مثلا آقای بذرپاش خیلی برنامه برای خودروسازی داشت یا آقای رحیم مشائی خیلی سر از میراث فرهنگی در می آورد یا داوودخان احمدی‌نژاد خیلی سابقه‌ نظارتی داشت؟
عطف بماسبق، همین‌که عضو ستاد من باشید برای اثبات شایستگی شما کافیست. پیش به سوی دولت عشق و صفا!

(توضیح ضروری: ربطی به دولت عشق آقای رضایی ندارد. توهین نکنید!)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: