پیام مستند دوم محمود احمدی نژاد: وقتی جایگاه رئیس‌جمهور هیچ مفهومی ندارد!

پیام مستند دوم احمدی‌نژاد

وقتی جایگاه رئیس‌جمهور هیچ مفهومی ندارد!‏

به گزارش سرویس فرهنگی و هنری «آینده»، دومین مستند تبلیغاتی محمود احمدی‌نژاد باز هم توسط جواد شمقدری در ادامه همان ‏سناریوی مستند نخست به روی آنتن رفت و تفاوت خاصی در محتوای ارائه شده ‏نداشت.‏
تهییج فکری و روحی مخاطب با تصاویر برگزیده از ‏اظهارات مقامات اسراییلی و رئیس دانشگاه کلمبیا در آغاز، با تصاویری برگزیده از ‏نخستین حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه امیرکبیر و امتناع از حرکت در خط ویژه همراه شد.‏
جالب بود آقای رئیس‌جمهور که در مناظره با کروبی تاکید می‌کرد، اسراییل آ‌ن‌قدر کثیف ‏و نجس است که حتی دوست ندارم نامش را بیاورم، در مقدمه مستند دوم تبلیغاتی دست ‏به دامن اظهارت زیپی لیونی، وزیر خارجه سابق اسراییل در مورد خودش می‌شود.‏
مسیر حرکت تفکر حاکم بر این مستند، الهام بیشتری از شب 13 خرداد، دارد چون در چند ‏مرحله زیرنویس سفرهای احمدی‌نژاد با بیان فاصله سفر تا روز مناظره تلاش می‌کند آن را با عنوان ‏مناظره تاریخی قلمداد کند.‏
در این فیلم احمدی‌نژاد یک ادعای جالب را بیان کرد، این که بازرسان آژانس می‌خواستند خانه رهبر ما را هم بگردند، در منطق عقل و اصول بین‌المللی آژانس انرژی ‏اتمی چنین چیزی وجود ندارد و ایجاد شبهه در ذهن مخاطب عوام، نخستین هدف احمدی‌‏نژاد از چنین مقایسه‌ای بوده است.‏
البته باید گوشزد کرد علاقه احمدی‌نژاد در مصادره شخصی رهبر انقلاب، هم در این ‏مورد واضح بود و هم در انتخاب شعار طرفداران وی در روز چهاردهم خرداد که موجب قطع شدن سخنان رهبر انقلاب شد و گویای این روحیه و تصورات ‏شخصی است.‏

12028_113[1]

اما ای کاش احمدی‌نژاد و کارگردان این مستند دست کم به این موضوع دقت می‌کردند ‏که پیامد تشبیه مکان‌های نظامی و تحقیقات هسته‌ای با منزل رهبر انقلاب، بسیار بالاتر ‏از زیاده‌خواهی آژانس است و ای کاش از چنین شبیه‌سازی مذمومی علیه رهبر مملکت استفاده نمی‌شد.‏
دومین ادعای جالب و ورژن جدید احمدی‌نژادی، روش از کار انداختن نخستین قطعنامه ‏شورای امنیت سازمان ملل بود.‏
وی که در این زمینه با آب و تاب فراوان صحبت می‌کرد، مدعی شد: «پس از صدور ‏نخستین قطعنامه به آمریکای جنوبی رفتم و به حق مدیران انقلابی آن 4 کشور استقبال ‏شایسته‌ای از من کردند، این یعنی که قطعنامه‌ها از کار افتاد و آن‌ها نمی‌توانند کاری ‏کنند!»
این اظهارات عوامانه و عجیب آقای رئیس‌جمهور در حالی است که اگر چهار کشور ‏مورد بازدید ایشان را در دنیای امروز مورد بررسی قرار دهید، چهار اصل ‏فروش اعضای بدن انسان، باندهای قاچاق مواد مخدر، صادرات زنان و دختران تن‌فروش به نقاط مختلف جهان و عدم امنیت انسانی در آن کشورها را به عنوان دستاورد بزرگ آن‌ها خواهید دید.‏
از طرفی آقای احمدی‌نژاد که در این فیلم مدعی از کار انداختن قطعنامه می‌شود، چطور در قطعنامه‌های بعدی وقتی بزرگترین بانک کشور که حساب‌های ‏ارزی در آن وجود دارد با تحریم مواجه شد، کار معجزه‌آسایی نکردند؟
از طرف دیگر در حرکت عجیب کارگردان که علاقه‌ وافری به کات موازی زدن حوادث ‏غیرمرتبط دارد، ماجرای نخستین تحریم دقیقا کات موازی به ماجرای ‏حضور پوتین در تهران و رژه احمدی‌نژاد با وی می‌خورد، ماجراهایی که دو سال

فاصله با هم دارند!

12030_432[1]

در این‌جا جای سوال است رئیس‌جمهوری که خودش را وامدار و مدافع آرمان‌های ‏امام می‌داند، چقدر قدم زدن با یک مقام کشور بلوک شرق برایش ارزش داشته که از ‏پرداخت به آن در مستند تبلیغاتی‌اش چشم‌پوشی نکرده است؟
آیا متوکل به خداوند و منتظر امام زمان(عج) از قدم زدن با پوتین، باید لذت ببرد یا از ‏معنویتی که به آن فخر می‌فروشد؟
از سوی دیگر ای کاش آقای شمقدری صحنه خنده‌دار تلاش آقای احمدی‌نژاد برای ‏روبوسی با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور خشک و مغرور روسیه را نشان می‌داد تا ‏مردم فراموش نکنند، معنی عزت در دیپلماسی دولت نهم چیست؟
اگر از همایش ایرانیان مقیم خارج در سالن اجلاس به عنوان ترجیح‌بند عوام‌پسند این ‏مستند یاد کنیم، گزافه نیست.‏
این همایش که در بخش قبلی نشان‌دهنده ارغوان رضایی تنیسور فرانسوی در قالب ‏عاشقان رئیس‌جمهور و جمع گریان اطراف ایشان بود، این بار نیز همین سناریو اشک و ناله را دنبال کرد.‏
البته رو دست مجید مجیدی در انتخاب قطعه “وطنم وطنم” سالار عقیلی در مستند نخست ‏میرحسین، جذابیت پخش تصاویر اجرای زنده این موسیقی در جمع این همایش و تمجید ‏آقای رئیس‌جمهور را برای مخاطب نداشت و آن را تقلیدی از مستند نخست میرحسین به حساب آورد.
ولی باید قبول کرد، همراهان دکتر احمدی‌نژاد سرانجام به این نتیجه رسیدند که باید با ‏نشان دادن ساز و آواز اصیل ایرانی، خانم‌های بدحجابی که پخش تصاویر آن فی‌نفسه ‏از شبکه‌های تلویزیونی ممنوع است و گریه‌های اندوهناک، نظر مردم را برای رای گرفتن ‏جلب کنند.‏
باز هم ضرب آهنگ نامتجانس تصاویر در این مستند از سالن اجلاس ناگهان به محله ‏زرتشتی‌های یزد رفت و با تلاش فراوانی که تصویربردار سعی داشت از دهان یک پیرزن ‏زرتشتی با اکراه حرف‌های خودش را بیان کند، پیگیری شد، همین کات موازی همزمان به اقلیت‌های ‏دینی و مذهبی کشور سناریوی جذابی از نگاه احمدی‌نژاد به اقلیت‌ها داشت که تنها ‏مذهب خود را گفته و مصادره به نفع رئیس‌جمهور می‌شدند.‏
از این پس جریان جالبی در این مستند شکل گرفت و آقای رئیس‌جمهور انتقام اتفاقات ‏دانشگاه امیرکبیر را از دانشجویان آن گرفت. در بخشی از این مستند ضمن نشان دادن ‏صحنه‌های اعتراض دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به اقدامات وی که با آتش زدن عکس ‏او همراه شد، یکی از دانشجویان در وضعی که بی‌حال روی دست دانشجویان ‏در حال انتقال به بیرون سالن بود به تصویر کشیده شد.‏
جالب است که کلمه فریبکاری روی صورت این فرد قرار گرفت، در حالی که به رسم رسانه‌‏ها صورت وی مخدوش نبود و تنها دو دایره بر روی صورتش قرار گرفته بود تا شناخته ‏شود!‏

12032_510[1]

جرم دانشجوی مورد توجه مستند آقای رئیس‌جمهور یا فریبکار مشهور، برداشتن عینک از صورتش ‏هنگام انتقال به بیرون سالن بود که می‌تواند منبع موضوع جالبی از سوی هر مخاطبی ‏باشد.‏
این که یک فرد پس از خوردن ضربه یا شوک شدن در حال انتقال به بیرون باشد، دلیلی بر ‏غش کردن یا بیهوشی وی نیست. از طرفی هر فردی میزان خاصی از هشیاری را دارد و ‏بسیاری از انسان‌ها این هشیاری را حتی در بدترین زمان‌ها حفظ می‌کنند.‏
اما آیا در شان رئیس‌جمهور یک مملکت است که این‌قدر کینه‌توزانه به ماجرا نگاه کند و وقتی نمی‌تواند صدای اعتراض دانشجویان را بشنود، دوربین‌های اطرافیانش در شکار سوژه‌‏های شبهه‌افکن تلاش کنند؟
آیا رئیس‌جمهور محترم نمی‌داند وی رای ملتی را در پیش خود دارد و نمی‌تواند این ‏چنین راحت کلمه فریبکار را بر جمعی از دانشجویان همین ملت حک کند؟
همین روحیه طلبکارانه در سخنرانی اخیر ایشان در مشهد هم ادامه داشت، چه جالب که ‏سفر انتخاباتی ایشان در حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود و مشخص نیست، چرا ‏مقدسات دینی نباید از دایره جنجال‌ها و تبلیغات انتخاباتی محفوظ نگه داشته شود؟

12033_722[1]

آیا امام رضا(ع) و امکانات حرم رضوی در اختیار منافع سیاسی است تا هرکس هر استفاده‌ای ‏می‌خواهد از آن ببرد؟ این سوالی است که تولیت این آستان باید در برابر مردم و وجدان ‏عمومی پاسخ‌گو باشد که چرا اجازه داده شده حرم امام رضا محمل حرف‌های سطح پایین و ‏اتهام‌های خیالی و تئوری توطئه پیشرفته در ذهن برخی شود!‏
اما از این بخش به بعد؛ مستند اندکی سرعت خود را کاهش می‌دهد و به حیاط منزل ‏رئیس‌جمهور ایران می‌رود. حیاطی که در آن سبزی‌کاری شده و این تصاویر جالب به جایی می‌رسد که رئیس‌جمهور در میان بوته تربچه‌ها نشسته و ‏برای آقای دوربینی مستند خودش در باب سبزی‌کاری می‌گوید و به محض رسیدن به ‏بوته ریحان‌ها تاکید می‌کند: «دقت کن این‌ها علف هرز هستند که خودشان را شبیه بقیه ‏کرده‌اند تا شناسایی نشوند!‏

این‌ها را باید کند و من چون می‌شناسم می‌کنم که جای رشد بقیه را نگیرد!»
جالب است ‏آقای احمدی‌نژاد رقبا و مخالفان خود را رسماً علف‌های هرز جامعه می‌داند ‏و بدون این که توجهی به دامنه حرف‌ها و تهمت‌های خود کند، سعی در موجه جلوه دادن ‏دیدگاه مدبرانه خودش است.‏
همین خودبزرگ‌بینی کنار بوته تربچه‌ها در سفر رئیس‌جمهور به تبریز ‏به تصویر کشیده می‌شود و جناب شمقدری زیره به کرمان می‌برد.‏
خواندن شعر حیدر بابا توسط رئیس‌جمهور در حالی که رقیب وی آذری بوده و در ‏رسم آذری‌ها اهل خانواده بر غریبه ارجحیت دارد و جالب است، آقای رئیس‌جمهوری ‏چقدر از حمایت‌های استان‌های آذری زبان از میرحسین نگران شده که حتی حاضر ‏است روخوانی از یک شعر ترکی در فلان سفر استانی به تبریز، آویزه پایان مستند دوم ‏تبلیغاتی او شود.‏
اما بی‌شک شاه بیت غزل مستند دوم احمدی‌نژاد، سخنرانی جالبی بود که به مانند ‏سخنرانی مشهوری که در مشهد برگزار شد و تمامی مدیریت دولت نهم به حساب امام ‏زمان(عج) قرار گرفت. این بار نیز نماینده 17 میلیون رای در اظهارات جالبی که سال 85 در سفر استانی به کرمانشاه داشت، تاکید کرد: «‏شما فکر می‌کنید رئیس و مدیرکل و وزیر بودن چیست؟ رئیس‌جمهور اصلا چه ‏مفهمومی دارد؟ به من بگید چه مفهومی دارد؟ من به شما می‌گم هیچ مفهومی ندارد!»

12031_339[1]

این جمله آقای رئیس‌جمهور برای کسانی که به وی رای داده‌اند و می‌خواهند رای ‏بدهند، اتمام حجت بی‌مثال و ارزشمندی بود.‏
وقتی آقای رئیس‌جمهور هیچ مفهومی از لقب، جایگاه، وظیفه و شان خودش در این ‏چهار سال پیدا نکرده، یعنی کسانی که به من اعتماد کرده‌اید، ضمانتی نیست که من ‏نماینده رای و مدافع حقوق شما باشم.‏
وقتی رئیس‌جمهور یک ملت 70 میلیونی نمی‌داند، این مقام چه مفهومی دارد و دائم ‏خودش را نوکر و خادم تلقی می‌کند، حکایت همان کسی می‌شود که خانه پدریش در شرف ‏نابودی بود، به نزدیکی منزل که رسید دید عده‌ای مشغول تخریب خانه همسایه هستند، ‏به کارگری پناه برد و گفت به دادم برس که خانه‌ام در حال ویرانی است! کارگر به او ‏گفت اگر می‌خواهی خانه‌ات را خراب کنی من می‌آیم ولی اگر می‌خواهی آبادش کنی ‏باید مهندسی بیاوری!‏
پایان این مستند نیز با سناریوی هندی و استفاده کارگردان از فرزند شهید ‏ناصر هشیار که در قسمت نخست هم کنار رئیس‌جمهور در هرمزگان قرار داشت به ‏پایان رسید.‏
این که فرزند یک شهید آن چنان کنار مزار پدرش – که قاعدتا در اثر درگیری با اشرار به شهادت رسیده- هق هق می‌کند و اشک می‌ریزد، درد ‏همه ملت ایران است. اما این که از عواطف پاک این دختر معصوم و پدرش شهیدش سوء‏استفاده شود، حقانیت یک رئیس‌جمهور پس از 4 سال را ثابت نمی‌کند.‏

12029_974[1]

جالب است رسم کسی که 4 سال است تلاش و فعالیت کرده تنها می‌تواند با معرفی ‏کارهای خود انجام شود، اصلا احتیاجی به سناریوی فیلم هندی و کشیدن پای خدا و ‏پیامبر و امام عصر(عج) را به میان ندارد.‏
اگر دولت خستگی‌ناپذیر و تلاشگر نهم کار کرده بود، حتی با یک فتورمان ساده روی ‏پروژه‌های استانی خود می‌توانست به مردم گزارش کار دهد.‏
رسم این است که رئیس‌جمهور 4 سال خدمت کرده به مردم گزارش کار دهد، نه این که با ‏رمز بگم بگم و اشک و ناله تنیسور فرانسوی و خانم‌های بدحجاب و استفاده ابزاری از فرزند ‏شهید برای خودش رای بگیرد؟
ای کاش اندکی صداقت در این مستند بود تا می‌توانست خواهش طراحان و سازندگان ‏خود را بهتر بیان کند. ‏

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: