اخلاق بهتر است یا قدرت؟ البته قدرت!‍

اخلاق بهتر است یا قدرت؟ البته قدرت!‍

یاسر.ش یکی از بینندگان آینده با ارسال یاداشتی نوشته است:
«با روش های غیر اخلاقی نمی توان پاسدار حقیقت بود.»
این جمله ساده اما پرمعنی را حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در سالروز وفات بنیانگذار انقلاب، در فردای مناظره بین آقایان احمدی نژاد و میرحسین موسوی بیان کردند. مناظره ای که بیش از همه حاکم شدن روش های غیر اخلاقی در سیره دولتمردان حکایت داشت و متأسفانه بخشی از جامعه از آن ادبیات اتهام زنی رسانه ای بدون هیچ گونه اثباتی در مراجع ذیصلاح استقبال نموده و آن را ارزش تلقی کردند.
این روش های غیر اخلاقی محدود به مناظره نبود و در قبل و بعد از آن نیز کما بیش مشاهده شد. به عنوان مثال انکار هاله نور (که با یک تماس با دفتر آیت الله جوادی آملی قابل اثبات بود)، بیان تورم نقطه ای به جای تورم میانگین یک سال (به علت پایین بودن تورم نقطه ای در مقایسه با تورم میانگین یک سال )، استفاده از امکانات دولتی در تبلیغ مثل روزنامه ایران که حتی رایگان هم توزیع شد می‌توان نام برد.
سوالی که مطرح می شود این است که کدام حقیقت ما را مجبور می کند، که در برخی مواقع اخلاق را قربانی کنیم و کدام مصلحت است که به ما جواز تهمت، فریب یا دروغ را می دهد. حقیقت؛ حفظ جمهوری اسلامی و گفتمان امام و انقلاب است، مگر هدف جمهوری اسلامی غیر از اجرای احکام اسلام و حفظ حدود و ثغور مرزهای جغرافیایی، اسلامی و اخلاقی است و یا پیامبر اسلام(ص) که نمود عینی انسان کامل است، به دلیلی غیر از اتمام مکارم اخلاق مبعوث شدند.
به تاریخ مراجعه کنیم اگر مسلم بن عقیل پا را روی اخلاق می گذاشت و مهمان کشی را باب می کرد، یعنی ابن زیاد را می کشت شاید حادثه کربلا اصلاً به وجود نمی آمد و حتی سلطنت بنی امیه هم نابود می شد، ولی چون مسلم بزرگ شده مکتب علی (ع) است هیچ وقت حاضر نمی شود به خاطر اهداف مقدسش مهمان خود را ناجوانمردانه و با نیرنگ بکشد. و این درسی است بزرگ برای تاریخ. و راز ماندگاری و نفوذ محبت اهل بیت و یارانشان در اعماق دل انسان ها

همین پایبندی به اصول ارزش های انسانی است.
واقعیت این است که هدف اصلی گم شده و ما فراموش کردیم که زیربنای بقای جامعه و انسان «اخلاق» است. و اگر در جامعه ای صداقت، آبروی افراد و کرامت انسان از بین برود نابودی جامعه حتمی می شود زیرا اخلاق باعث تعادل روح اجتماع و انسان، و عدالت اساسی ترین هدف حکومت در سایه آن معنا پیدا می کند.
بی شک روش های غیراخلاقی با گذشت زمان نتیجه ای معکوس به بار می آورند، یعنی اگر این شیوه ها به هر دلیلی نهادینه شود و ظاهر ضد ارزشی خود را از دست بدهد، قطعاً اثر وضعی آن روزی گریبان خود فرد و اهدافش را خواهد گرفت. یعنی کسانی دیگربه خصوص دشمنان اسلام با همین روش های به ظاهر مصلحتی و عامه پسند او را از دور خارج می کنند و یا در رسیدن به اهداف مقدسش ناکام می گذارند که بسیار خطرناک است و باید گفت: با روش های غیر اخلاقی نمی توان حقیقت را پاس داشت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: