پرسشهای پس از انتخابات!

پرسشهای پس از انتخابات!

غلامعلی رجایی

14296_698

بالاخره مساله انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مانند هر مساله دیگری تمام شد. قبل از پرداختن به برخی از این ابهامات و نقدها باید یادآوری نمود که به دلیل پاره‌ای از مشخصات و ویژگی‌ها، در میان انتخابات انجام شده در این سه دهه، نمی توان به جز اولین انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی ـ رفراندوم تعیین نظام مقدس جمهوری اسلامی ـ نظیر و مانندی برای این انتخابات سراغ گرفت. این ویژگی‌ها عبارتند از:
1- حضور بی‌سابقه مردم که درصد حضورشان در پای صندوق‌های رأی، فاصله چندانی با درصد حضور مردم در رفراندم تعیین نظام در سال 1358 نداشت.
2- حضور شخصیت‌های برجسته سیاسی در میان نامزدها که تماماً از بزرگان و مسولین نظام بودند. سه نفر از نامزدها ـ جناب کروبی، جناب موسوی و جناب احمدی‌نژاد ـ متصدی امر مجلس یا دولت‌های گذشته بوده‌اند، دو نفر آن‌ها ـ جناب کروبی و جناب رضایی ـ ازمسئولین منصوب امام و مورد علاقه ایشان بوده‌اند. یک نفر از آن‌ها ـ جناب موسوی ـ دو دوره نخست وزیر رهبری کنونی نظام و مورد تایید و علاقه امام بوده است.
3- حضور پررنگ و اعلام مواضع شخصیت‌‌ها و مجامع و تشکل‌های دینی در حمایت از بعضی از نامزدها که بر خلاف دوره‌های گذشته، گاه در میان آن‌ها ایجاد دو دستگی نمود.
4- پاره‌ای ملاحظات و مسائل در امر مقدمات برگزاری و حواشی مقدماتی انتخابات که تا حدودی اصل انتخابات را تحت تأثیر خود قرار داد.
5- اعلام نظر و موضع‌گیری دولت‌های خارجی ـ آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی و رژیم اشغالگر فلسطین ـ در قبال روند و نتیجه انتخابات.
6- اعتراض گسترده مردم به نتیجه اعلام شده انتخابات و تبعات و پی آمدهای تلخ و خونین آن و…
اما برخی از ابهاماتی که به رغم اعلام رسمی بسته شدن پرونده انتخابات از سوی شورای نگهبان هنوز که هنوز است در ذهن و نظر خیلی‌ها بی‌جواب مانده‌اند و به نظر می‌رسد تا جامعه بیدار ما برای آن‌ها پاسخ و دلائل قانع کننده‌ای نیابد، کماکان از مسئولین امر به دنبال جواب آن‌هاست، به قرار زیر است:
1-دراین انتخابات برای اولین بار و برخلاف انتخابات دوره‌های پیشین ریاست جمهوری، از سوی نامزدهای اصلاح طلب و بویژه از سوی ستاد مهندس میرحسین موسوی بحث امکان انجام تقلب به میان کشیده شد و برای جلوگیری از این شائبه، پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت ازآراء به وزارت کشور ارائه گردید که متاسفانه وزارت کشور با این پیشنهاد به شدت مخالفت کرد.
در یک بررسی منصفانه و به دور از پیش داوری باید اذعان کرد، هر چند انتخابات در ایران اسلامی از سالم‌ترین و پاکترین انتخابات موجود در دنیاست، اما به تلخی بایداذعان کرد در مواردی تخلفاتی در انتخابات‌‌ها رخ داده است.
در دهه شصت و پس از آن، شاهد انجام تقلب‌هایی در امر انتخابات بوده‌ایم. برای نمونه در دو مرحله انتخابات استان اصفهان از سوی شورای نگهبان تماماً باطل اعلام گردید و در نمونه دیگر مابین وزارت کشور و شورای نگهبان در مورد نحوه شمارش بعضی از صندوق‌های رأی‌گیری در سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران اختلاف نظر شد، حضرت امام(ره) در این مورد با تعیین حجت الاسلام محمدعلی انصاری کرمانی که از اعضای دفتر و مورد وثوق ایشان بود، شخصاً دخالت کردند و رأی نماینده خود را برای دو طرف لازم‌الاجرا دانستند که در نتیجه با اعلام رأی نماینده ایشان به نفع وزارت کشور پس از بازشماری بعضی صندوق‌های مورد اختلاف انتخابات تهران از ابطال رهایی یافت. همچنین در انتخابات مجلس ششم با درخواست شورای نگهبان برخی صندوق‌های حوزه تهران تا میزان 700 هزار رأی باطل شد و دکتر حداد عادل که ابتدا نامش در میان برگزیدگان نبود، به مجلس ششم راه یافت و در آن مقطع هم با حکم رهبری انقلاب شورای نگهبان از تداوم ابطال صندوق‌ها دست کشید.
سوال وابهام اساسی این است:
برفرض که ستاد مهندس موسوی این کمیته رابهانه کرده باشد تا بقول بعضی از آقایان پیشاپیش باعلم به شکست موسوی!! در اعلام نتیجه نهایی انتخابات تردید ایجاد کند!، چه مانعی داشت این بهانه از این ستاد گرفته می‌شد؟ آیا کمال تدبیر در این نبود که وزارت کشور برای رّد این شبهه با توجه به این‌که رییس دولت هم یکی از نامزدها و به تعبیری اصلی‌ترین رقیب نامزدهای دیگر در این انتخابات بود، با پیشنهاد تشکیل این کمیته موافقت می‌کرد؟ آیا می‌توان این مخالفت را به حساب بی‌تدبیری گذاشت؟
آیا نباید به معترضین حق داد در این مورد به گونه‌ای دیگر بیاندیشند و برای مخالفت با تشکیل کمیته صیانت از آراء که وجود آن به هیچ کجا برنمی‌خورد، دلائل خاص خود را داشته باشند؟ چرا وزارت کشور که در انجام انتخابات به دور از هرگونه اشتباه و تقلب کاملاً اطمینان داشت با این پیشنهاد منطقی اصلاح طلبان مخالفت کرد و این همه و شاید تا همیشه خود را در معرض بدترین اتهامات ممکنه قرار داد؟
2- یکی از مشکلات و ابهامات انتخابات کنونی که باید در کمال انصاف آن را تنها متوجه دولت نهم و دهم ندانست آن است که دولت ازیکسو در امر برگزاری انتخابات مجری انتخاباتی به این حساسیت است و از سوی دیگر رییس آن بعنوان یکی از نامزدهای حاضر در انتخابات در این عرصه با رقبای دیگر رقابتی جدی دارد!
پرسش اساسی این است: اگر دولت در این زمینه همانند آن‌چه در این انتخابات شاهد آن بودیم که وزرای دادگستری! و امورخارجه در تهران و استان گلستان برخلاف قوانین موجود که شخصیت‌های دولتی را از تبلیغ و فعالیت به نفع یکی از نامزدها‌ منع می‌نماید در حمایت از احمدی‌نژاد سخنرانی کردند – تخلفاتی داشته باشد که این تخلفات اصل و نتیجه انتخابات را به زیرسوال می‌برد، به کجا و چه کسی باید پناه برد؟ به شورای نگهبانی که بیش از نیمی از اعضای آن در اقدامی تعجب برانگیز پیش از برگزاری انتخابات در رسانه‌ها اعلام می‌کنند به آقای احمدی‌نژاد رأی می‌دهند شکایت معنایی دارد؟
کسی در فصل الخطاب بودن نظر نهایی شورای نگهبان در اعلام نهایی نتیجه انتخابات نباید کمترین شک و تردیدی داشته باشد، چون این نص قانون است. اما به نظر می‌رسد در این‌گونه موارد که افکار عمومی کشور ملتهب و نگران نتیجه انتخابات است، رجوع به قانون تنها گره‌گشای کار نیست و باید برای عبور از بحران ایجادشده که متاسفانه در این انتخابات به ریخته شدن خون ده‌ها نفر بی‌گناه منجر شد، باتوجه به مصلحت عمومی جامعه تدبیرهایی دیگر اندیشید و راه برون رفت از بحران و مشکل، آن‌هم در چنین مساله‌ای که در آن نه تنها چند میلیون نفر در یک شهر بلکه میلیون‌ها نفر در سرتاسر کشور دچار تردید بودند را پیدا نمود.
مگر امام که برخی‌ها این همه با نقل به جا و بی‌جای! فرمایشاتشان درباره منزلت شورای نگهبان داد سخن دادند که ایستادگی در برابر شورای نگهبان را دیکتاتوری و ایستادگی در برابر قانون می‌دانست، در مثال ذکر شده در بالا درباره انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران، آیا قانون نمی‌دانست و یا به فصل‌الخطاب بودن نظر نهایی شورای نگهبان اعتقادی نداشت که در اختلاف ایجاد شده مابین شورای نگهبان و ستاد انتخابات وزارت کشور طرف شورای نگهبان را نگرفت و نظر آن‌را فصل‌الخطاب ندانست؟! جالب اینجاست که در آن انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور در مقابل هم بودند و در این انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور، در برابر میلیون‌ها نفر.
مگر رهبر انقلاب در انتخابات مجلس ششم با حکم حکومتی خود جلوی اقدامات شورای نگبهان را نگرفتند؟ چرا لااقل به سیره نورانی امام عمل نشد تا میلیون‌ها نفر که برای رساندن صدای اعتراض خود، گوش شنوایی نمی‌دیدند، ناچار نشوند به خیابان‌ها بریزند و در راهپیمایی‌هایی میلیونی در فریاد خاموش خود را به طاق آسمان تهران و غیرتهران بکوبند و در راستای اعلام اعتراض خود حتی حاضر شوند خون عزیزان خود را برزمین ریخته ببینند؟
چرا در نه دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته، معترضی به خیابان نیامد وراه پیمایی نکرد وقطره ای خون هم از دماغ کسی برزمین ریخته نشد ؟
3- نظام مقدس ما تازه سی ساله شده است: چرا بعضی از ما این قدر بی‌حوصله و بی‌طاقت شده‌ایم که در کمترین حادثه‌ای صبوری از دست داده و برای حذف یکدیگر به سیم آخر می زنیم؟
چرا ما که داعیه آزادی بشریت‌مان گوش خودمان و فلک را کر نموده است! به این زودی تحمل یکدیگر را ازدست داده‌ایم که انگار جز با زبان اتهام براندازی و جاسوسی و زندان و حبس و پرونده و سنگ و باتوم و…! نمی‌توانیم با هم سخن بگوییم؟
چرا دشمنانی را که کمر به نابودی این آب و خاک و آیین بسته‌اند، مهمان ریشخند بر اشتباهات غیرقابل قبول و بی‌تدبیری‌ها و سیاست‌های نادرست خود نموده‌ایم؟
4- مگر دولت مانند همه دولت‌های دیگر با به کارگیری نیروهای انتظامی تحت امر خود وظیفه برقراری امنیت در چنین مواقعی را برعهده ندارد؟
بر فرض که عده‌ای آشوبگر با قصد قبلی سعی در سوء استفاده از این راهپیمایی‌ها و تجمع‌های آرام را داشته باشند؛ آیا دولت نمی‌تواند و نباید با ایجاد حصارهای امنیتی ایجاد شده توسط نیروهای انتظامی تحت فرمان خود، آن‌گونه که در راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز در خارج از کشور شاهد آن هستیم، وضعیت را کنترل و امنیت راهپیمایان را تامین و راه را بر سوء استفاده کنندگان فرصت طلب ببندد؟
حال که اراده هر چنداشتباه این بود که با نیروی قهریه تجمعات سرکوب شود و صدافسوس! چرا در این بازی این همه از نیروی بسیج وسپاه که پشتوانه و آبروی آن‌ها، خدمات بی‌نظیر و بی‌بدیلشان به کشور و ملت و انقلاب است، مایه گذاشته شد؟
آیا کسانی که به روی مردم تظاهرکننده – هر چند غیرقانونی – چوب و باتوم بلند می‌کنند و بر روی آنان اسلحه می‌گشایند و هرکس را در روبروی خود می‌بیند، مجرم و متهم می‌دانند و گاه مقصر و غیر مقصر را از هم تشخیص نمی‌دهند می‌توانند و در مواقعی که دفاع از انقلاب به نیروی مردمی نیاز دارد، این مردم را به سوی خود فرا بخوانند؟ و اگر فرا بخوانند آیا باید انتظار اجابت از سوی کسانی را داشته باشدکه برروی آن‌ها باخشم نگریسته و آن‌ها را کتک زده و یا از آن‌ها کتک خورده‌اند و..؟
شما را به خدا لااقل به وجدان‌هایتان پاسخ دهید: نوجوانان و جوانانی که از آن‌ها حداکثر در حد کارساده‌ای مانند پست‌های ایست و بازرسی استفاده شده و می‌شود، در رابطه با کنترل بحران‌ها و جنگ‌های درون شهری چه آموزش‌هایی دیده بودندکه مظلومانه پای آن‌ها به میان کشیده و با آبروی آن‌ها این‌گونه بازی شد؟ گناه هدردادن این سرمایه ارزشمند عمومی برگردن چه کسانی است؟
چرا اعتمادی را که نظام اسلامی ما در ازای ریخته شدن خون صدهاهزار شهید و مجروح به دست آورده و به آن می‌بالد، فدای یک انتخابات زودگذر چندساله کرده و می‌کنیم؟
چرا فکر نمی‌‌کنیم با فداکردن این نیروی ارزشمند و از بین بردن اعتماد ملت به نظام که بازگرداندن آن اگر امری محال نباشد، بسیار دشوار است، چه از دست داده و چه به دست آورده‌ایم؟
چرا عده‌ای به خود اجازه می‌دهند هر کار می‌خواهند از حساب رهبری و اعتبار ولی‌فقیه خرج کنند و کار به جایی برسد که خود ایشان هم از خون شدن دلش با اقداماتی با نام رهبری گلایه کنند؟
5- در اولین روز اعلام نتیجه انتخابات، بسیاری از فعالین سیاسی وابسته به اردوگاه اصلاح طلبان دستگیر و روانه ناکجاآبادهایی شدند که به حسب نقل، تاکنون حتی خانواده و وکلایشان امکان دیدار با آنان را پیدا نکرده‌اند. تا آنجا که من در رسانه‌ها دیده‌ام، در این مورد کمترین اطلاع‌رسانی‌ به مردم انجام نشده است.
آنگونه که از شواهد و ظواهر امر پیداست، اکثر این افراد توسط وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی که ضابط قوه قضاییه است دستگیر نشده‌اند. اگر این نیروهای که به غلط یا درست! به آن‌ها لباس شخصی می‌گویند، وظیفه قانونی خود را انجام می‌دهند، که لابد بهردلیل! نیروهای انتظامی و اطلاعاتی کشور از انجام آن عاجز یا معاف شده‌اند! چه اصراری بر عمل پنهانی آن‌ها وجود دارد تا این همه حرف و حدیث در مورد آن‌ها در مجلس و در سطح جامعه زده شود و کسی را یارای پاسخ به انبوه سوالات درباره آن‌ها نباشد؟
چرا یک‌بار برای همیشه مساله لباس شخصی‌ها برای مردم و نمایندگان آن‌ها در مجلس روشن نمی‌شود؟ تا کی می‌خواهیم یک بام و دو هوا عمل کنیم؟ آیا آفتاب همیشه زیر ابر پنهان می‌ماند؟ نکند خدای ناکرده این شجاعت در مسولین این افراد وجود نداردکه نمی‌توانند در این‌گونه مواقع مسئولیت عملکرد خویش را برعهده بگیرند؟! اگر به وظایف قانونی خود عمل و عده‌ای را دستگیر می‌کنند، چرا دستگیرشدگان را ازابتدایی‌ترین حقوق انسانی و شرعیشان محروم می‌نمایند؟ا
6-آیا بروز آن همه اشتباه از سوی دولت و غیردولت را در روزهای پرالتهاب پس از انتخابات، می‌توان امری تصادفی دانست؟ چرا در روز انتخابات سیستم ارسال پیام‌های کوتاه مردم در سرتاسر کشور دچار اشکال شد؟
مگر آقایان مدعی این نبوده و نیستند که رأی مهندس موسوی بیشتر مربوط به تهران! آن هم ساکنان شمال آن! بوده است؟ اگر این‌گونه بود و هست، چرا سیستم ارسال پیامک بیشتر شهرهای کشور را مختل کردند؟
بر فرض این که استفاده از این امکانات تنها برای جبهه رقیب و به نفع رقیب بود که اینگونه نبود و دوطرف به طور یکسان از آن استفاده می‌کردند، دولت که مجری انتخابات است و باید در این آوردگاه حساس بی‌طرف باشد چه حقی داشته و دارد از قدرت و امکانات امنیتی و ارتباطاتی خود در جهت اعمال محدودیت علیه نامزدها یا نامزدهایی که طرفداران آن‌ها را در اقلیت می‌داند، استفاده کند؟
اگر این همه مردم در اقلیت بودند، چرا این همه از آن‌ها هراس داشتند و آن‌ها را از دسترسی به امکانات شخصیشان منع کردند؟
درکجای دنیا اکثریت از اقلیت می‌ترسد و علیه او وارد عمل می‌شود؟! اکثریت چرا باید از اقلیت بترسد و علیه او اعمال محدودیت نماید؟!
دولت چه حقی دارد به هر بهانه در محدوده و حریم شخصی شهروندان ظاهر شود، تا جایی که آن‌ها را در استفاده از امکانات شخصیشان (تلفن‌های همراهشان) دچار محدودیت نماید؟ آیا با کسانی که بهر دلیل این محدودیت‌ها را اعمال نمودند، نباید براساس قانون برخورد و مسببین آن به مردم معرفی شوند؟
سخن به درازاکشید. کاش رییس دولت نهم و دهم در نطق تلویزیونی سه‌شنبه شب خود می‌توانست با تغییری اساسی و رویه خود و دولت‌مردانش آبی بر این آتش همچنان مشتعل اما پنهان! بریزد تا شاید دل‌های بناحق شکسته‌ای را بدست آورد و قلوبی داغ‌دار از مصیبت عزیزان را تسلا و آرامشی بخشد و.. اما انگار نه انگار هنوز که هنوز است، بعضی از عزیزان این ملت که روزی مانند خود ایشان براریکه مسئولیت بوده‌اند در زندانند. انگار نه انگار در بدنه دولت ایشان به قول تاریخ نگار معروف عهد غزنویان، مرحوم بیهقی: بعضی وزرای دولت او انگشت در وزارتخانه‌های خود کرده‌اند تا هر کس که به موسوی رأی داده و برای او فعالیت کرده است! را بیابند تا او را اگر به سمتی است – مانند وزارت نفت!- ازآن سمت و مسئولیت بردارند، وگرنه از او بخواهند بارش را بردارد و به هر جا که خواهد رود!
راستی هوا این روزها خیلی پس است! می‌گویند و شاید! در روزهای آینده اوضاع کمی بهتر بشود! و خواهد شد! خدا کند، خدا کند همچون همیشه ابر رحمتی بیاید و بر ما ببارد و ببرد هر آنچه را که باید ببرد!
هوالذی انزل من السماء ماء لیطهرکم به ولیربط قلوبکم ویثبت به الاقدام! خداست که از آسمان آبی فرو می‌فرستد که با آن شما را پاک و پاکیزه می‌کند و دل‌هایتان را بهم پیوند داده و قدم‌هایتان را استوار می‌نماید. صدق الله العلی العظیم.

Advertisements
نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: