آیا اینان دشمنان نظامند؟!

آیا اینان دشمنان نظامند؟!

فواد صادقی

یکی از ضرب‌المثل‌های آموزنده زبان فارسی این است: که برای شناختن هر کس دشمنانش را بشناس.
شاید این ضرب‌المثل برگرفته از کلام گهربار علی(ع) باشد که «تعرف الاشیاء باضدادها»، هر چیز با مخالفین شناخته می‌شود.
امروزه و در شرایط ملتهب و متشنج فعلی جامعه، هر مسئول یا فرد غیرمسئولی به خود اجازه می‌دهد فریاد برآورد که فلانی دشمن نظام است، فلان شخص یا گروه مخالف رهبری هستند، این حزب معاند است و این مقامات و شخصیت‌های نظام، از تروریست‌ها بدترند.
اگر یک جمع ساده به این فهرست سیاه تهیه شده از سوی هوادران دولت و برادران مرتبط با برخی نهادها بزنیم، متوجه می‌شویم که از میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته تا محسن رضایی و علی لاریجانی و حتی مراجع تقلیدی نظیر آیت‌ا.. صانعی، آیت‌ا.. موسوی اردبیلی و آیت‌ا.. جوادی آملی و آیت‌ا… استادی علمایی نظیر آیت‌ا… امینی و آیت‌ا… امجد را در خود جای می‌دهد.

14553_640

البته چهره‌هایی نظیر سید محمد خاتمی، مهدی کروبی، آیت‌ا… موسوی خوئینی و همچنین ‌اعضای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب که جای خود دارند و نام آن‌ها قبلاً‌ در این فهرست ثبت شده بود.
در بخش دستگیری‌های انجام شده نیز بازداشت چهره ملایم و محافظه‌کاری نظیر سید محمد علی ابطحی یا فردی با معلولیت‌های جسمانی نظیر حجاریان، یا فرد سالخورده و بیماری نظیر ابراهیم یزدی نشان می‌دهد این نگاه در بعد امنیتی موضوع نیز حاکم است.

14556_460

دستگیری 70 استاد عموماً پیش‌کسوت یا دستگیری پیک موتوری و تایپیست و فروشنده لوازم کامپیوتری به یک روزنامه نیز حکایت مشابهی دارد.
به خاطر دارم سال‌های 1379 و 1380 که در موضوع پرونده‌ ملی – مذهبی‌ها تعداد زیادی از چهره‌های سالخورده این جریان را به اتهام براندازی دستگیر شدند، بسیاری از دلسوزان این گونه رفتارها را پایین آوردن سطح پایداری نظام ارزیابی می‌کردند و اظهار می‌داشتند برای نظام قدرتمندی نظیر جمهوری اسلامی، افت دارد که تعدادی پیرمرد فرتوت را به عنوان جریان برانداز خودش دستگیر و زندانی کند. اگر چه پس از رسیدگی به این پرونده‌ها نیز نتیجه‌ای از آن حاصل نشد.
اکنون نیز وضعیت مشابهی پدید آمده، با این تفاوت که به جای مخالفین پیر و فرتوت نظام، گروهی از شخصیت‌های برجسته انقلاب که وجه اشتراکشان وفاداری به انقلاب و خدمات تاریخی به جمهوری اسلامی بوده است، برچسب مخالفت با نظام می‌خورند.
چهره‌هایی نظیر میرحسین موسوی که به جهت تأکید بیش از حد وی بر ارزش‌ها توسط اصلاح‌طلبان افراطی به مسخره گرفته می‌شد، یا فردی مانند خاتمی که با وجود اختیارات فراوان ریاست‌جمهوری در طول 8 سال، از خط قرمزهای نوشته شده یا نامرئی نظام و رهبری عبور نکرد و به همین جهت آماج تندترین انتقادات و اهانت‌ها از سوی بدنه اصلاح‌طلبان قرار گرفت یا شخصی نظیر هاشمی رفسنجانی که اصولاً در بسیاری از نقاط جهان، جمهوری اسلامی با وی شناخته می‌شود و اتهامات بسیاری را برای حفظ نظام پذیرفته است.
وضعیت محسن رضایی و علی لاریجانی که عهده‌دار مهمترین مناسب امنیتی و سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی بودند نیز به همین ترتیب است.
در بعد علما و مراجع نیز کار به جایی رسیده است که علیه شخصیتی نظیر آیت‌ا.. جوادی آملی که مهمترین نظیریه‌پرداز زنده ولایت فقیه محسوب می‌شود، راهپیمایی خودجوش‍!‍! شکل می‌گیرد یا شخصیت‌هایی نظیرآیات موسوی اردبیلی و صانعی تهدید و تخریب شده،‌ چهره‌هایی نظیر آیت‌ا.. امینی و آیت‌ا.. امجد نیز از فشارها و اهانت‌ها مصون نمی‌مانند.

14560_361

آیا برای نظام افت ندارد بیمار ویلچرنشینی که حتی قادر به صحبت کردن و انجام ساده‌ترین کارهای شخصی خود نیست، به اقدام علیه امنیت ملی متهم شود؟
اگر سازمان ترورویستی پیچیده‌ای نظیر مجاهدین خلق یا سرویس‌های جاسوسی غرب یا سازمان‌های تروریستی وابسته به دولت‌های عربی دشمن نظام محسوب شوند، جای پذیرش و افتخار دارد، اما کشاندن دامنه دشمنان و مخالفان نظام به شخصیت‌های انقلاب و افراد بدون اثر یا مردم عادی، چه دستاورد و افتخاری می‌تواند داشته باشد؟
جای این پرسش باقی است : کسانی که در برخی محافل خاص و با استفاده از شبکه رسانه‌ای و سیاسی و امنیتی خود اقدام به این‌گونه دشمن‌سازی‌ها و خط‌کشی‌ها می‌کنند، چه هدفی جز تضعیف و نابودی نظام دارند؟
با وجود آن‌که رهبر انقلاب در سخنان خود در روز 13 رجب تأکید کردند، دوست را به خاطر یک خطا دشمن تلقی نکنیم، شاهد هستیم همچنان شخصیت‌های برجسته نظام به خاطر یک خطای ناکرده دشمن و حتی بدتر از دشمنانی نظیر مسعود رجوی و ابوالحسن بنی‌صدر معرفی می‌شوند و هیچ کس هم متعرض این‌گونه هتاکی‌ها نمی‌شود.
تصاویر مردم عادی بدون طی کردن مراحل قانونی و تأیید رسمی توسط چند خبرگزاری‌ که جایگاه قانونی و قضایی خاصی ندارند، به عنوان اغتشاشگر منتشر می‌شود و دریغ از کمترین واکنش مدعی‌العموم و دستگاه‌های مسئول، به نظر می‌رسد اگر مخالفان نظام قصد داشتند با فتنه‌گری ارکان نظام را در برابر هم قرار داده، فضا را ملتهب کرده و مردم را به حاکمیت بی‌اعتماد کنند و بر جو ناامنی در حوزه شخصی، شغلی و اجتماعی بیافزیند، حتی اگر میلیاردها دلار نیز هزینه می‌کردند بهتر از عملکرد افراد و رسانه‌های افراطی در یک ماه اخیر نمی‌توانستند نقش ایفا کنند.
به نظر می‌رسد در شرایط فعلی دلسوزان نظام و متولیان امنیت، فرهنگ و رسانه کشور باید تجدیدنظر اساسی در وضعیت موجود انجام دهند و برای حفظ باقیمانده آبرو و اعتبار نظام، به سرعت با این هتاکی‌ها و پرده‌دری‌ها برخورد کنند؛ چرا که طبیعتاً افراد و محافل و رسانه‌های افراطی که مسبب این جریانات هستند، هیچ‌وجه نگران پرداخت هزینه آن نیستند، اما نظام، رهبری و مدیریت کشور که بایستی پس از فرونشستن این التهابات جامعه را کنترل و هدایت کند، با آثار این تخریب‌ها مواجه می‌شوند و خواهند دید که بسیاری از تلاش‌های 20 ساله و 30 ساله صورت گرفته در جهت اعتماد و اعتبارسازی، با اقدامات کوته‌نگرانه برخی افراد و رسانه‌ها آسیب دیده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: