حذف مرجعیت آرزوی رضاخان بود

حذف مرجعیت آرزوی رضاخان بود

تاملی بر برخوردهای اخیر باعلما و مراجع

*رسول جعفریان

کسانی هستند که چشم دیدن مرجعیت را ندارند و فکر می‌کنند باید تمامی نهادهای سنتی و ملی و دینی را یک‌جا از بین برد و همه چیز را به حکومت مرکزی ختم کرد. به لحاظ علمی حذف نهادهای سنتی و ملی در نابود کردن بنیادهای اصلی یک جامعه سنتی مثل ایران، به معنای مرگ حتمی آن است و تفاوتی نمی‌کند این حکومت مرکزی به نام یک دولت ضدملی غربگرایی مانند دولت رضاخان باشد یا دولتی که به نام حکومت دینی و جمهوری اسلامی بر سریر قدرت نشسته است. هرچه و هر کدام باشد، در این اصل تفاوتی ندارد که می‌بایست به جز حکومت مرکزی، نهادهای سنتی و ملی فعال باشند.

فعال بودن مراجع دینی برای مملکت این فایده مهم را دارد که در شرایط بحرانی می‌توانند به داد حکومت رسیده و آن را از ورطه نابودی نجات دهند. در واقع رفتن یک دولت، هر دولتی که باشد، خسارت‌هایی به دنبال دارد و اگر این حکومت برآمده از سی سال خدمت صادقانه مردم به آن باشد و اکنون به دلایلی دچار آشفتگی شده باشد، بیش از پیش نیازمند آن است که این نهادهای سنتی به میدان آمده و آن را از گرفتاری نجات دهند.
مرجعیت یکی از مهم‌ترین نهادهای سنتی و مذهبی ماست. وقتی این نهاد توسط مشروطه چیان تفنگ به دست افراطی تفلیسی و بعد هم با سرنیزه‌های رضاخانی به شدت تضعیف شد، چه بر سر کشور ما آمد؟ هیچ، در جریان جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، آنان به دلیل ضعف پایگاه‌هشان نتوانستند کمکی به دولت بکنند، نتوانستند مردم را همراه کنند و کشور برای چند سال پایمال شد و بعد از آن هم حکومت مستبد دیگری بر سر قدرت نشست.
امروز و در شرایطی که کشور با تمام وجود بحران را حس می کند، و هر آن بیم آن وجود دارد که نه تنها از داخل مشکل توسعه یابد که از سوی قدرت‌های سلطه‌گر خارجی به خصوص صهیونیست‌های فرصت‌طلب مشکلی برای کشور پیش آید، بیش از هر زمان دیگر نیاز به حضور مراجع دینی هست.
ما چه بخواهیم چه نخواهیم در عمق وجود مردم، مرجعیت یک تکیه گاه است و آنان باید در این شرایط که کشور نیاز به وجودشان دارد، پا به میدان گذاشته و به کمک مردم بشتابند.

14737_470

یک ویژگی عمده مراجع این است که می‌توانند در میان افراط و تفریط‌هایی که وجود دارد و هر لحظه ممکن است دولت را از یک سو و مردم را از سوی دیگر گرفتار مشکلات بیشتر کند، راهی متعادل را در پیش گیرند و به اصطلاح ریش سفیدانه به حل مشکلات بپردازند.
مراجع دینی ما نمی‌توانند خود را کنار کشیده و بگویند سخن ما هیچ تأثیری در دو طرف ندارد، و بنابراین ما رسالتی نداریم. روشن است که اگر آنان به خصوص هماهنگ عمل کنند، به خوبی می‌توانند مطمئن به تأثیر خود باشند.
در این میان، تمامی فریادهای افراطی‌های دو طرف که سعی می کنند مراجع را از صحنه دور کرده و تنها در صورتی که آنان به صورت ابزاری در دست آنان باشند از ایشان ستایش کنند، خائنانی هستند که چشم دیدن یک اهرم مستقل، یک نهاد اصیل دینی و یک پایگاه پاک را در مردم ندارند.
سال‌هاست که در این کشور برخی از کسانی که چشم دیدن روحانیت مستقل و حوزه نیرومند را ندارند، می‌گویند که مگر مراجع جز افراد عادی هستند؟ آنان چه حقی برای اظهار نظر دارند؟

این افراد به رغم خواست و احساس عمیق رهبری که روابط صمیمانه با مراجع داشته و باور به تعامل مثبت میان حکومت و روحانیت و مرجعیت داشته، با بی اعتنایی به کمترین خواسته‌های مراجع، در تلاش برای کنار گذاشتن کامل آنان از صحنه بوده‌اند.
این افراد که امروز قدرتی به هم زده‌اند، نمی دانند بلایی که بر سر دیگران آورده‌اند روزگاری بر سر خودشان می‌آید و در روزهای سخت که از خود آنان هم کاری ساخته نیست، همین رهبران دینی هستند که می‌توانند ملجأ و پناهگاه مردم و خود آنان باشند که در پدید آوردن این شرایط مقصر بوده‌اند.
امروز روزی است که بحران در عمق وجود جامعه و در میان اقشار علاقه‌مند به نظام که سی سال برای حفظ آن از جان و مال خویش مایه گذاشته‌اند، نفوذ کرده و باید از هر وسیله‌ای برای رفع این شبهات استفاده کرد.

یکی از این راه‌ها گفتگوی مراجع دینی با رهبران بالاتر است، گفتگوهایی که باید در ناامیدوارانه ترین شرایط ادامه یابد و از هر طریق برای حل این دشواری تلاش شود.
از سوی دیگر بی‌توجهی قدرتمندان به نهاد مرجعیت جدای از آنان که آنان را بیش از پیش از مردم جدا می‌کند، این خسارت را نیز دارد که آنان را ناامید کرده و در سربزنگاه دیگر به میدان نخواهند آمد و در روزهای سخت که همه نیازمند مساعدت آنان در کنار دیگران هستند، آنان به اعتبار تمام تندروی‌ها و تندی‌ها و جسارت‌ها، سرجای خود خواهند نشست و مسؤولیتی برای خود احساس نخواهند کرد.

قدرتمندان نباید تصور کنند که تنها در روزهای سخت باید به این قبیل نهادهای سنتی احترام بگذارند و در سایر اوقات، آنان را با بی‌اعتنایی از خود دور کنند. این که سه یا پنج مرجع فکر کنند که اگر نامه‌ای می‌نویسند، به هیچ روی و از هیچ زاویه‌ای مورد توجه قرار نمی‌گیرد، خسارتی به دنبال دارد که مجموعه حکومت، آن هم حکومتی که به اسم حکومت اسلامی بر سریر قدرت نشسته، به شدت از آن آسیب خواهد دید.
دعوت ما تعامل بهتر حکومت با مرجعیت، توجه به خواست آنان، استفاده از نفوذ آنان، و مساعدت برای واسطه‌گری آنان برای آشتی بخشی از ملت که به قهر روی آورده، و همین طور به طور متقابل، هشیار کردن آنان برای داشتن درک واقع‌بینانه‌تر از شرایط است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: