واکنش مشاور صفار به حملات مکرر احمدی نژاد

در پی حملات مکرر احمدی نژاد به صفار هرندی و از جمله انتقاد از وی در زمینه عملکرد گشت ارشاد، مشاور وزير ارشاد از عملكرد 4 ساله «صفار هرندي» دفاع كرد و خبرگزاري فارس هم این دفاعیات را در کنار تصاویر مختلف از صفار دو بار منتشر کرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، قدرت‌الله رحماني مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، جمعه شب در جمع تعدادي از جانبازان و ايثارگران از عملكرد 4 ساله اين وزارتخانه در حوزه‌هاي مختلف دفاع كرد و با ستايش از شخصيت فكري ، فرهنگي ،علمي و ديني محمدحسين صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، مديريت وي بر مهم‌ترين دستگاه فرهنگي را طي 4 سال گذشته موفقيت‌آميز خواند.
متن كامل سخنان قدرت‌الله رحماني كه توسط پايگاه خبري تحليلي فرهنگ ايثار و شهادت منتشر شده، به شرح زير است:
حوزه فرهنگ و كار فرهنگي و به خصوص مديريت فرهنگي – آن هم در بعد كلان و كشوري – و بالأخص در جامعه‌اي با ويژگي‌هاي جامعه ايراني و با شاخصه‌هاي فرهنگي و تمدني ايراني – اسلامي، مسئله پيچيده و غامضي است و قضاوت‌كردن درباره ميزان توفيق يا ناكامي مديريت در اين حوزه هم كار بسيار دشواري است. نمي‌شود به همين سادگي بگوئيم مثلاً در حوزه هنر هيچ‌ كاري نشده است (اشاره به صحبت يكي از حضار جلسه كه گفته است در وزارت ارشاد دولت نهم در حوزه هنر هيچ كاري نشده است) البته ما با آن مقصود و مقصد آرماني‌مان در حوزه فرهنگ و هنر خيلي فاصله داريم و اين فاصله هم با يك سال و چهار سال پر نمي شود ولي بايد قياسي و نسبي قضاوت كرد. بايد ببينيم 4 سال پيش كه اين دولت سر كار آمد ما در چه نقطه‌اي بوديم و امروز كجا هستيم. آن موقع دغدغه هاي ما و دلسوزان جامعه و علما و متدينين از چه جنسي بود و چه بود و امروز چيست؟
اگر پرسش مقدر شما اين باشد كه اين دولت و اين وزارت ارشاد براي رفع اين دغدغه ها و نگراني ها و حاكم كردن امنيت و آرامش خاطر براي خانواده ها و جامعه – كه نگران اوضاع فرهنگي بودند – و توسعه سلامت در محيط فرهنگي و هنري چه كرد ، قطعاً خود شما تصديق خواهيد كرد كه خيلي جلو رفتيم و خيلي از آن نابساماني ها و نگراني ها مرتفع شد و يا دست كم كاهش پيدا كرد . آيا اين دستاورد كمي است؟
به سوي سينماي پاك
فكر مي‌كنم مقصود شما و يا آن عزيزان ديگري كه اظهار نارضايتي از مثلاً حوزه هنر مي‌كنند ، بيشتر ناظر به حوزه سينماست. خب همين سينما واقعاً توفيقات دولت در آن كم بوده؟ با چه شاخص يا معياري مي ‌واهيم قضاوت كنيم؟ اگر محك و ميزان ، نگاه متشرعين و علما و مراجع و در يك كلام اكثريت جامعه مسلمان و متدين هستند كه خب فراموش نمي‌كنيم چقدر از فيلم هاي مبتذل و موهن نسبت به ارزش هاي اسلامي مي ناليدند ، يادمان كه نرفته ؟ علي الدوام در طيف وسيعي از مردم اعتراض وجود داشت. يادم هست در همان سال اولي كه اين دولت سركار آمد ، معاون سينمايي ما در يك اظهار نظري اعلام كرد كه تا 2 سال ديگر سينماي ايران از آثار ضد ارزشي و غير اخلاقي – از آن نوعي كه مورد اعتراض علما و مذهبيون بود – پاك خواهد شد. خب آيا واقعاً اين اتفاق نيفتاد؟ خود من آن موقع از اين اظهار نظر تعجب كردم و به دوستان گفتم مگر مي‌شود چنين چيزي؟ ولي شد ، ديديم كه شد. شما در اين چند سال ديديد فيلمي را كه اعتراض و نگراني – از آن جنس كه سال‌هاي قبل بود – ايجاد كرده باشد؟ واقعاً سردر سينماهاي ما پاك شد از اين فيلم ها. يكي دو اثر ناجور هم كه داشت مي آمد در صحنه اكران – كه چه بسا مجوز ساختش مال دولت قبل بود و يا در اثر غفلت مديران فعلي و شايد هم در اثر همراهي بعضي افراد تصميم گير در بدنه مديريت سينمايي كه تعلق خاطري به وضعيت گذشته داشتند – اين ها هم با درايت و هوشمندي خود آقاي هرندي جلويش گرفته شد و خود ايشان در مقابل انبوه فشارها و لابي‌ها ايستاد و جلوي اكران فيلم‌ها را گرفت.
مقاومت در برابر تعطيلي سينما
خب ما با كدام شاقول و معيار سنجش مي‌گوييم كاري نشده؟ بله ، عده‌اي از دوستان كم لطف ما هم از اين موضع گيري‌ها در اين چند سال داشته‌اند ، آنها احتمالا مسئله‌شان چيز ديگري است. خيلي از آن حرف‌ها بيشتر به بهانه گيري شبيه است تا آسيب شناسي. اين كه مي‌گويم بهانه گيري ، علتش اين است كه متناقض

حرف مي‌زنند، يعني در موقعيت هاي متضاد واكنش هاي مشابهي نشان مي‌دهند كه وجه مشترك همه اين واكنش ها هم يك چيز است ؛ مخالفت با تصميم يا جهت‌گيري مديريت وزارتخانه. از يك طرف مي‌گويند سينماي ما مثلاً مروج ليبراليسم است، مروج اومانيسم است ، مروج اباحي‌گري است و اين خيلي بد است و بايد تطهير شود ، و خلاصه خيلي آرماني و ارزشي حرف مي‌زنند و سياست‌هاي وزارتخانه را حمايت كننده سينماي ليبرالي و امثال آن مي‌دانند ، از آن طرف وقتي وزير اين دولت جلوي يك فيلمي را كه ارزش‌هاي ديني و اعتقادي را زير سؤال برده ، مي‌گيرد و يا براي جلوگيري از تبليغ و ترويج هنرمنداني كه قوانين كشور را زير پا گذاشته‌اند ، از حضور يك فيلمي در جشنواره فجر جلوگيري مي‌كند، همين دوستان فرياد مي‌زنند و اعتراض مي‌كنند. يعني آدم مي‌فهمد كه جنس مخالفت‌ها، مصلحانه نيست.
بالأخره سياست نظام اين است كه ما سينما داشته باشيم ، توليد سينمايي داشته باشيم و بضاعت ما در سينما همين مجموعه‌‌اي هستند كه ما آنها را وابسته به جريان فرهنگي ليبرالي و اومانيستي مي‌دانيم، الا قليلي. انگشت‌شمارند كساني كه در اين حوزه درخشيده‌اند و ما مي‌توانيم روي اين‌ها قسم بخوريم كه ناب‌اند و مخلص و اسلام گرا و حزب اللهي و ولايي ، خب بقيه كه اكثريت قاطع جريان سينما هستند از اين جنس نيستند و همين ها بدنه سينما را تشكيل مي دهند .چه كار كنيم؟ تعطيل كنيم؟ نظام مي خواهد سينما باشد ، رهبري عزيز ما با همين سينما گران جلسه مي گذارند ، رهنمود مي دهند ، تشويق مي كنند و از ما و از دست اندركاران هم مي خواهند كه همين ها را حمايت كنيم ، با همين ها كار كنيم ، كارشان را بپذيريم ، يك جاهايي اصلاح كنيم ، رفو كنيم ، رفع و رجوع كنيم و تدريجاً برويم به سمت آن نقطه و قله اي كه مورد نظر سينماي ماست. همين كاري كه در دولت نهم شد و شخص خود وزير – من اطلاع دارم – جلسات متعدد با همين سينماگران – به زعم دوستان – سكولار و روشنفكر و غرب زده و چه و چه داشته‌اند و علي الدوام مشغول بحث و گفت و گو و چكش كاري بوده اند تا بلكه اثري كه مي خواهند بسازند در مسير اهداف و ارزش هاي انقلابي و اسلامي باشد يا حداقل در ضديت با اين ارزش ها نباشد.خب حالا اين دوستان ما مي گويند نخير با اين بدنه نمي شود كار كرد ، بايد از ريشه مسائل حل شود! يعني چه؟ يعني تعطيل كنيم ديگر؛ يك چيزي شبيه انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها ؛ يعني بيائيم سينما را تعطيل كنيم بعد بنشينيم حالا سينماگر مسلمان طراز انقلاب بسازيم ! خب اين مي شود؟
اصلاً متن اين فضا جوري نيست كه بشود انتظار داشت يك فضاي كاملاً الهي و معنوي بشود. خيلي از جوانان خوب و خوش فكر و حزب اللهي وارد اين عرصه شدند و به تدريج در اين فضاي ناسالم استحاله شدند.طبعش اين جوري است ديگر. ما خيلي كه خوشبين باشيم به اين سينما ، به اين صنف ، به اين صنعت ، تازه مي رسيم به نظر شهيد آويني درباره ماهيت سينما. چي گفت شهيد آويني؟ مي گفت استخدام اين وسيله براي خدمت به ارزشي هاي معنوي و توسعه و ترويج فضيلت هاي انساني و اخلاقي ، اگر نگوييم محال است لااقل دشوار است. براي اينكه بستر پديداري اين پديده جايي است و موقعيتي است كه اساساً استعدادي براي پذيرش و پرورش فضيلت هاي انساني ندارد. اين ابزار در دامن كاپيتالسيسم و براي ترويج ارزش هاي سرمايه داري متولد شده و هر جا هم رفته با همان فرهنگ رفته است. حالا من نمي خواهم اينجا بحث نظري بكنم و حرف هاي هايدگري و فرديدي بزنم و آن نقد هايي كه بر مدرنيته و دستاوردهاي تكنيكي تمدن جديد هست ، اين ها را تكرار كنم ، دارم راجع به واقعيت هاي ميدان عمل و اجرا در حوزه فرهنگ و سينما حرف مي زنم. اين چيزهايي كه دوستان مي گويند معنايش تعطيلي در و دكان سينماست ، و نظام و رهبري و سياست هاي فرهنگي ما اين را نمي خواهد. البته اين برادران هم الأن كه بيرون گود هستند حرفش را مي زنند ، فردا يا فرداهايي كه رشته كار را دست بگيرند نمي توانند به اين ادعا عمل كنند ، چون شدني نيست. نتيجه اش همان باقي ماندن علي و حوضش است! همين برادران ارزشي و متدين و حزب اللهي و دوست داشتني ما در سينما مگر چند نفرند؟ با آن سياست ، همين ها فقط مي مانند! خب اين طوري سينما مي ماند؟
پس راه درست ، همين آهسته و پيوسته رفتن است. اين حوزه را بايد مديريت كرد و در اين چند سال ، انصافاً مديريت شد. اگر عينك انصاف بزنيم و صحنه را ببينيم ، واقعاً خوب مديريت شد. كم لطفي مي كنند دوستاني كه بعضاً در دولت و اطراف دولت هستند.
رشد آثار ارزشي سينما
حالا ممكن است شما ايراد كنيد كه آقا اين هايي كه شما گفتيد فقط جنبه سلبي و منعي ماجرا بود ، ايجابي چه كرديد؟ بسيار خوب ، پس تا اينجا به يك اتفاق نظري برسيم كه كار شد. در بعد سلبي – كه اتفاقاً مهم ترين وجه قضيه در بحث سينما بود – مي بينيم كه آن اعتراض ها و نگراني‌ها در ميان عموم مردم و خانواده ها و در ميان علما و متدينين جامعه رخ بربست و اين چيزي است كه شايد تا 4 سال پيش ما هرگز فكر نمي كرديم تحقق پيدا كند.
اما در بعد ايجابي هم به نظرم در مجموع در حوزه سينما جلو رفته ايم.حالا اين جمع خودماني چون يك جمع ايثارگري است من عرض مي كنم، توجه به موضوعات ايثار و شهادت و مقاومت و جهاد و دفاع مقدس در توليدات سينمايي ما در اين دوره رشد چشمگيري داشت. يك قلمش «اخراجي ها » بود. اخراجي‌ها يك نقطه عطف در تاريخ سينماي ايران بود. به علاوه كساني از اهالي سينما سراغ اين موضوعات رفتند كه در گذشته شما هيچ وقت نمي توانستيد پيش بيني كنيد اين ها بروند سراغ اين جور سوژه ها ، ولي رفتند ، علتش هم اين بود كه ديدند مديريت اين دوره از اين جور موضوعات حمايت مي كند و شما بدانيد اساساً بدنه اصلي سينما و به طور كلي بدنه اصلي فعالان هنري ، اين استعداد و آمادگي را دارند كه هم سو و هم جهت با سياست هايي كه ارائه مي شود ، حركت كنند. وقتي موضوعات ارزشي و معنوي مورد توجه و حمايت مديريت فرهنگي باشد ، بخش عظيمي از همين بدنه همراهي مي‌كند ، وقتي هم عكسش حاكم باشد باز همين طور.
من همين امروز در اخبار ديدم كه يكي از همين برادران بسيار عزيز و دوست داشتني ما (آقاي جمال شورجه) كه شخصاً خيلي به ايشان ارادت دارم و اتفاقاً جزو منتقدين وزارت ارشاد در حوزه سينمايي هم هستند ، وقتي عملكرد حوزه سينما در دولت نهم را نقد مي كنند به وجوه مثبت اقدامات حوزه سينمايي اشاره كرده اند كه از قضا جنبه ايجابي هم دارد. يعني غير از كاركردهاي سخت افزاري نظير بازسازي و مرمت سينماها و ساخت و سازهاي جديد و بهينه سازي و بهبود تجهيزات فني و يا مثلاً كنترل و مهار پديده قاچاق فيلم ها و سامان دادن شبكه توزيع خانگي فيلم ها و امثال اين كارها كه مورد اتفاق دوست و دشمن اين دولت و اين وزارت ارشاد است ، ايشان به جنبه هايي از توفيقات حوزه سينمايي اشاره كرده‌اند كه اتفاقاً در اين چند سال ما هميشه مي‌ديديم دوستان ايشان به اين بخش ها اعتراض دارند ؛ مثلاً آقاي شورجه عملكرد مراكز حمايت كننده از فيلم سازان جوان و فيلم سازان كوتاه و مستند و تجربي را در مجموع مثبت و رو به جلو ارزيابي مي كنند. خب اين را ديگر بنده و امثال بنده كه نمي گوييم ، كسي دارد اين حرف را مي زند كه از حيث دسته بندي هاي موجود به مجموعه منتقد مديريت سينمايي ارشاد تعلق دارد و البته نبايد از حق گذشت كه ايشان انساني شريف ، متعهد ، منصف ، مؤمن و ارزش گراست كه هيچ وقت اعتقادش را فداي ملاحظات گروهي و علايق و پيوندهاي سازماني نمي كند.
خب حالا شما ممكن است تعجب كنيد كه امثال بنده اين قدر سفت و قاطع از عملكرد سينمايي دفاع مي كنيم و ممكن است بپرسيد يعني هيچ عيب و ايرادي نيست ؟ معلوم است كه خيلي عيب و ايراد هست.دراين چندسال دايما درداخل وزارتخانه راجع به عملكرد تشكيلات سينمايي بحث بوده،نقد بوده،جرح واصلاح بوده، اما مي خواهم شما را توجه بدهم به همان «ارزيابي قياسي » كه در ابتداي عرايضم گفتم. مقايسه كنيم با گذشته. جنس دغدغه هاي ما كه ديگر معلوم است ، من كه مي دانم تيپ شما و خانواده‌هاي‌تان نوعاً چه جور دل مشغولي‌هايي داريد. حقيقتاً خانواده هاي شهدا و جانبازان و ايثارگران در اين چند سال احساس امنيت خاطر بيشتري در مسائل فرهنگي داشتند.
وزارت ارشاد جاي اين حرف ها نيست!
در بقيه حوزه‌ها هم واقعاً با عينك انصاف اگر نگاه كنيم يك قدم بزرگ و اساسي به جلو برداشته شده است. در بعضي از حوزه ها ما اصلاً در نقطه صفر بوديم ؛ فعاليت‌هاي قرآني اصلاً در متن برنامه هاي وزارت ارشاد نبود.رفته بود جاهاي ديگر ، مثل سازمان تبليغات. اصلاً اينجا را جاي قرآن نمي دانستند، مي گفتند وزارت ارشاد جاي اين حرف ها نيست ، به تعبير خودشان مي گفتند اينجا جاي دايره و دنبك است و ارشاد را چه به قرآن و اين حرف‌ها!
خب از افتخارات ارشاد دولت نهم اين بود كه قرآن را به متن فعاليت‌ها و مأموريت‌هاي دولت وارد كرد. كل اعتبارات قرآني وزارت ارشاد قبل از اين دولت كمتر از 700 ميليون تومان بود كه آن هم عمدتاً براي 4 مؤسسه قرآني كه قانون معلوم كرده بود ، هزينه مي شد ، الان حتماً خبر داريد اين بودجه چقدر شده است؟ در اين 4 سال روند افزايش بودجه قرآني قابل مقايسه با هيچ حوزه ديگري نيست ؛ الأن رسيده به 18 ميليارد تومان ، چيزي حدود 30 برابر آخرين سال فعاليت دولت قبلي .اين افتخار بزرگ مال همين دولت است. قبل از اين دولت 35 مؤسسه قرآني فقط مجوز گرفته بودند ، الآن حدود 500 مؤسسه قرآني فعال هستند و اصلاً يك موج عظيم حمايت از فعاليت‌هاي قرآني در كشور شكل گرفت ، يك نهضت واقعي و يك جشنواره دائمي سراسري قرآني برپا شد. واقعاً فعاليت هاي قرآني و مؤسسات قرآني جان گرفت و احيا شد و سكه اين افتخار بزرگ به نام دولت نهم ضرب شد و ثبت شد.
مسلماني و تأتر!؟
يا مثلاً در همين حوزه هنر – سينما را عرض نمي كنم – هنرهاي ديگري ؛ مثل تأتر و موسيقي و هنرهاي تجسمي . خوب است اقبال مردم به تأتر و هنرهاي نمايشي در اين 4 سال چند برابر گذشته شده باشد؟ حدود سه برابر شده است. اصلاً در گذشته ما چيزي به نام تأتر به معناي عام و مردمي نداشتيم. حالا اگر بخواهيم با ادبيات حوزه موسيقي حرف بزنيم بايد بگوييم «تأتر پاپ » مثل موسيقي پاپ ؛ واقعاً تأتر مردمي و پاپ نداشتيم . هرچه بود مال تعداد محدودي بود كه خودشان به نوعي فعال اين حوزه بودند ؛ حالا يا دانشجوي هنر بودند يا منتقد هنري بودند و حداكثر خانواده ها و وابستگان همين افراد . اصلاً تأتر ما هيچ نسبتي با متن مردم نداشت. به بركت حاكميت دولت ارزشي و وزارت يك وزير مكتبي كه به آموزه هاي اصيل و معارف عميق اسلامي احاطه دارد و خودش عامل و ملتزم و مقيد به احكام دين است، نسبتي هم با خانواده بزرگ و عزيز ايثارگران دارد ، در حوزه تأتر رفتيم به سمتي كه اعتماد خانواده‌ها جلب شد و پاي كساني به تماشاخانه‌ها و مكان‌هاي اجراي نمايش باز شد كه تا قبل از آن اين عرصه را جزو حوزه‌هاي ممنوعه زندگي‌شان مي‌دانستند.
مديريت يا ترويج؟
در موسيقي همين‌جور. خب شما مي‌دانيد حوزه موسيقي در تمام دوران بعد از انقلاب يك مسئله پيچيده‌اي براي سياست گذاران و مجريان فرهنگي بوده. هنوز جزئيات و فروعات اين موضوع از جنبه هاي فقهي روشن و تبيين نشده. ما واقعاً با فقر تئوريك در اين زمينه مواجهيم.،عقبه فرهنگي و تمدني ما خيلي دم ساز و هماهنگ و همراه با اين مسئله نيست . شما ببينيد حتي يك عالم آگاه و روشن بين و زمان شناس و دور انديش و روشنفكري مثل شهيد مطهري هم وقتي مي خواهد براي انحطاط فرهنگي در يك دوره خاص شاخص بياورد ، گرايش به موسيقي آن هم در حد تأليف يك اثر مكتوب به نام «اغاني » ابوالفرج اصفهاني را مثال مي زند. مي گويد در اين دوره- گمان مي كنم دوره معتصم عباسي است- از نظر فرهنگي به قدري منحط شديم كه اين جور تأليفات طرفدار پيدا كرد و مثلاً ابوالفرج اصفهاني ، «اغاني » – يعني نغمه ها و آوازها و به اصطلاح نت هاي موسيقي و امثال اين ها – را جمع آوري و تأليف كرد . خب نگاه به موسيقي در ميان اهل علم و اهل دين و خانواده هاي اصيل ما اين جوري بوده. حالا شما بخواهيد يا نخواهيد موسيقي در جامعه هست ، هم خوبش هست ، هم بدش هست. حالا بگذريم از نظر آنهايي كه معتقدند اصلاً موسيقي خوب نداريم و هرچه هست را حرام مي‌دانند! خب بايد اين حوزه را مديريت كرد. ما مأمور به مديريت اين حوزه‌ها هستيم نه ترويج اين‌ها و انصافاً حوزه موسيقي هم به نسبت گذشته خيلي بهتر مديريت شد.
حتي در حوزه مطبوعات و رسانه ها هم باز شأن حاكميت به نظر من مديريت است و نه ترويج. واقعاً اين افتخار نيست كه تعداد عناوين نشريات را بي حساب و كتاب بالا ببريم كه مثلاً پز بدهيم بله ما توسعه سياسي داديم. البته اين نظر شخصي من است و من در حوزه هاي تخصصي وزارت ارشاد نقشي در تصميم گيري ها نداشتم ، يك مشاور ساده آقاي هرندي هستم كه گاهي نظرات خودم را به ايشان يا معاونان ايشان منتقل مي كنم. خب ما در اين دوره ، اعطاي مجوزهاي نشريات را برديم به سمت استان ها و شهرستان ها و اين كار خيلي خوبي بود. الآن فكر مي كنم همه استان هاي ما حداقل يك روزنامه استاني دارند و بعضي استان ها چند روزنامه دارند و نشريات هفتگي محلي هم رشد خيلي خوبي داشته است. خب توسعه سياسي كه فقط مال تهران و پايتخت نيست. اما اعطاي مجوز فقط يك روي سكه است ، بايد بتوانيم مديريت كنيم و حوزه رسانه و مطبوعات و كتاب و سينما و هنر بايد مديريت شود . الآن يك اصطلاح و گفتمان جديدي كه در دنيا رايج شده و علماي انديشه سياسي و حقوق دانان درباره آن صحبت مي كنند و كتاب و مقاله مي نويسند ، بحث «حكمراني خوب » است. در اين بحث يكي از شاخص هاي حكمراني خوب را «مجوز زدايي » در حوزه اقتصاد مي دانند ، مي گويند هر چي مقررات دست و پا گير و مجوزها كمتر باشد اين نشان دهنده وضع سالم تر و بهتر جامعه و حكمفرمايي بهتر حكمرانان آن جامعه است ، اصطلاحاً مي گويند (Non Regulation) يعني مقررات زدايي.خب ما هم داريم در اقتصاد به همين سمت مي رويم. سياست هاي اصل 44 همين را مي گويد ديگر. داريم مي رويم به سمت Non Regulation. خب حالا آيا در فرهنگ هم مي شود مجوز زدايي كرد؟ واقعاً با ويژگي‌ها و مختصاتي كه جامعه ايراني دارد مي شود مجوز زدايي كرد؟ شعار كه نبايد بدهيم. در حوزه مطبوعات از مشروطه به اين طرف ، هر وقت مجوز پيش از انتشار برداشته شده ، هرج و مرج بر فضاي مطبوعات حاكم شده و پشت بندش يك اتفاق تلخ از قبيل تثبيت يا تشديد ديكتاتوري و يا كودتا رخ داده است. اين جوري نيست كه ما بخواهيم نرم هاي تجربه شده در كشورهاي ديگر را بدون در نظر گرفتن ويژگي هاي خاص كشورمان اينجا به كار ببنديم.
مصيبتي به نام كتاب!
در كتاب هم همين مطلب است. كتاب هم مثل سينما يكي از مصيبت هاي ما در گذشته بوده ، يادتان هست؟ هر روز يك كتابي پيدا مي‌شد كه يا اساس دين را زير سؤال برده بود ، يا ارزش ها را مسخره كرده بود ، يا ترويج اباحي گري و لاابالي گري كرده بود ، يا مضمون‌هاي زشت غير اخلاقي داشت و امثال اين ها. خب اين ها در اين دوره نزديك به صفر شد – توجه بفرمائيد دارم مي گويم نزديك به صفر- نه خود صفر. بالأخره تك و توكي گاهي هنوز هم از دست مميزها در مي رود و اجازه انتشار مي گيرد. اما واقعاً در قياس با رشد قابل توجه عناوين نشر كتاب ، واقعاً ناچيز است و حقيقتاً رفع مصيبت و گرفتاري شد از اين مقوله. حالا از آن طرف مي‌گويند آقا كتاب ها در ارشاد مانده و مجوز نشر نمي دهند. بايد به آنها هم يك جوابي داده بشود ، اما عجالتاً دغدغه امثال شما و جمع هاي اين چنيني از آن نوعي است كه بحمدالله الأن رفع شده. اين كه تعدادي كتاب هم پشت مميزي مانده ، اين هم البته حرف درستي است ، اما بالأخره همين دقت ها و مواز ماست كشيدن ها و معطل كردن‌ها بوده كه موجب شده آمار كتاب هاي مسئله دار به مرز صفر نزديك شود. مي فرماييد همين كه صداي بعضي ناشران و نويسندگان در بيايد ، عيب است ، عرض مي‌كنم عيب است ، اما باز شما را دعوت مي كنم به «ارزيابي قياسي «. انصافا حالا وضع كتاب بهتر است يا گذشته؟
حل يك مسئله بغرنج ملي
در بعد ايجابي در حوزه كتاب هم، توسط آقاي دكتر پرويز كه خودشان از نويسندگان ادبيات داستاني هستند، كارهاي تحسين برانگيزي شده. حقيقتاً جهت‌گيري‌هاي حمايتي از آثار ارزشي و انقلابي در حوزه كتاب در اين دوره قابل قياس با گذشته نيست. مسئله نمايشگاه بين المللي كتاب به يك مسئله بغرنج ملي تبديل شده بود و در اين دوره اين مسئله به بهترين شكل ممكن حل شد و الآن مصلاي بزرگ تهران تبديل شده است به يك ميعادگاه با عظمت فرهنگي كه حتماً در آينده موجب فخر و و مباهات نظام و مردم ما در چشم دنيا خواهد شد.من الآن آمار و ارقام ندارم ، ولي معاون فرهنگي ما در همين چند ماه اخير چند گزارش مفصل داده است كه من خواهش مي كنم برويد اين گزارش ها را بخوانيد و مقايسه كنيد. واقعاً اين جور نيست كه بگوييم كار نشده.
آينه دق
ديگر حالا شما ساخت و سازها و كارهاي عمراني حوزه فرهنگ را هم ببينيد. اصلاً بي نظير است. كارهاي نا تمامي كه اصلاً ديگر اميدي به پي گيري و اتمام آن پروژه ها نبود در اين دوره تمام شد و به بهره برداري رسيد. مجتمع هاي متعدد فرهنگي و هنري در سراسر كشور تكميل شد و راه افتاد. بعضي‌ها را من خودم ديده ام ، مثلاً در همدان ساختمان مجتمع فرهنگي هنري دريك قسمت مرتفع شهر- كه از هر نقطه اي قابل رويت است- سال‌ها همين‌طور رهاشده بود، جلوي چشم مردم شده بود آينه دق. اين و ده‌ها مورد مثل اين تكميل شد و تقديم شد به اهالي فرهنگ و هنر اين استان‌ها.
ربط وزارت ارشاد و گشت ارشاد
اين را هم توجه داشته باشيد كه بعضي از انتقادها به حوزه مديريت فرهنگي كشور اساساً ربطي به ارشاد ندارد. اين كه مثلاً «گشت ارشاد » چه مي كند ، خب اسمش «ارشاد » است ولي ربطي به وزارت ارشاد ندارد ، مربوط به نيروي انتظامي است. البته حالا من قضاوتي درباره چرايي و چگونگي گشت ارشاد نمي‌كنم ، ولي خلاصه ربطي به ارشاد ندارد. يا مثلاً غائله اي كه سر راه دادن زنان و دختران به ورزشگاه ها راه افتاد ، خب اين يك موضوع فرهنگي است ولي باز ربطي به ارشاد ندارد. در موضوع اول بخشي از جامعه جوان وابسته به طبقه به اصطلاح متوسط جديد شهري معترض بودند و در موضوع دوم بخشي از نيروهاي اجتماعي متعلق به جريان ارزشي و علما و حوزه هاي علميه و امثال اين ها.خب ما هم به عنوان وزارت ارشاد ممكن است در هر دو موضوع نظر خودمان را داشته باشيم ولي به هر جهت از حيطه وظايف و اختيارات ارشاد اين مسائل خارج است.
در ستايش مرد معرفت و فرهنگ
در مجموع در دولت نهم يك گام بلند و چشمگير در حوزه فرهنگي به سمت اهداف و آرمان هاي امام و انقلاب برداشته شد و از بركت وجود شخصيتي اصيل و انقلابي ، فهيم و فاضل و فرزانه و فرهنگي ، مدير و مدبر ، بصير و عالم و عارف به معارف عميق اسلامي مثل آقاي صفارهرندي – كه حقيقتاً جزو مفاخر و سرمايه هاي ارزشمند اين نظام است و همه وجودش عشق به امام و رهبري است – و در سايه مديريت و درايت ايشان، در اين دوره كوتاه 4 ساله بسياري از آلودگي ها و زشتي هايي كه بر پيكر فرهنگ كشور نشسته بود بحمدالله زدوده شد و من حقيقتاً با اين نظر كه بعضي دوستان دولت ، نگذاشتند خدمات مهم و ارزشمند اين دوره در وزارت ارشاد به نام دولت نهم تمام شود ، كاملاً موافقم. واقعاً بعضي دوستان دولت با كج سليقگي و ناسپاسي نگذاشتند اين خدمات، خوب رؤيت شود و حالا نتيجه اين شده كه دولت نهم به دست خودش – در حوزه فرهنگ – خودش را بر روي صندلي اتهام نشانده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: