جناب ضرغامی،قم نزدیکتر است یا نیویورک؟

یاسر.ش با ارسال یاداشتی به آینده نوشته است:
تصور کنيد که اگر آقاي کامران نجف زاده که سابقاً خود و گروهش را فراجناح و حقيقت جو نشان مي داد به جاي اين که هزاران کيلومتر همراه با رييس جمهور به سازمان ملل سفر کند و پاسخ هاله نور را از ايشان بپرسد، فقط صد کيلومتر از تهران به سمت جنوب و شهر قم سفر مي کرد،مي توانست از دفتر حضرت آيت ا… جوادي آملي (دامت برکاته) پاسخ سوال خود و مردم را بگيرد (کاري که بنده انجام دادم) ، در آن صورت رييس جمهور و دولت احساس مي کردند که زير ذره بين دوربين رسانه قرار دارند و نتيجه اين حق طلبي رسانه اي

جز اصلاح امور دولت و کاهش اشتباهات آينده نبود.
و يا در همين جريانات پس از انتخابات اگر رسانه به جاي اين که فقط تعداد بسيار معدودي از مصدومان حوادث را که شباهت زيادي به حزب اللهي هاي تهران داشتند (يعني ريش داشتند)، نشان دهد و با آنها مصاحبه کند، با تمام مصدومان و ناظران حوادث مصاحبه مي کرد و علت وقايع را جستجو مي کرد، آيا مردم به اين شدت دنبال کشف حقيقت در VOA، BBC و سايت هاي خارجي مي رفتند تا مثلاً ببينند که چه کساني از بالاي مسجد لولاگر مردم را تحريک کردند و شايد به رگبار بستند که برخي آن گونه عصباني شدند که نه مسجد بلکه سنگر مهاجمان را به آتش کشيدند و يا اگر صداوسيما به کشته شدن دهها تن از هموطنانمان (در حالي که به گفته فرمانده ناجا نيروي انتظامي فقط از گاز اشک آور و باتوم استفاده کرده است) به اندازه کشته شدن خانم محجبه مصري در آلمان حساسيت نشان مي داد، آيا مردم احساس مي کردند که خون برخي رنگين تر از خون آنهاست؟ و به اندازه يک غريبه ارزش ندارند و تحقير شده اند؟ و يا بسياري موارد ديگر…
سوالي که مطرح مي شود اين است که آيا عملکرد صداوسيما باعث تثبيت نظام است يا تخريب آن؟ براي پاسخ به اين سوال بايد ببينيم سهم صداوسيما در ايجاد وقايع اخير چقدر بوده است؟ آيا رسانه ملي در جهت وحدت ملي گام برداشته است و يا به شکاف و انشقاق موجود در ملت را دامن زده و آن را عميق تر کرده است؟
برکسي پوشيده نيست که در هر کشوري مسائلي وجود دارد که مستقيماً با امنيت ملي و ثبات نظام ارتباط دارد و نمي توان آن را علني کرد؛ مثل توان دفاعي يا اطلاعات استراتژيک کشور که برملا شدن آن آثار زيانباري براي همه مردم و کل کشور دارد و عقلا گفته اند که «هر راستي را نبايد گفت». اما مهمتر از آن اين است که آيا به منظور حفظ نظام و به اسم مصلحت مي توان بخشي از حقايق را کتمان کرد؟ و يا آن را به گونه اي ديگر نشان داد؟ و يا از گروهي خاص حمايت و او را تقويت کرد و چشم بر اشتباهاتش بست و خو بيهايش را بزرگ نشان داد؟ آيا مي توانيم حقايق را نه از زاويه ديد دوربين بلکه از زاويه ديد خود نشان بدهيم و حق قضاوت را از بيننده سلب کنيم؟ بديهي است که اين امر اساساً امکان پذير نيست، زيرا پشتوانه حفظ نظام «اعتماد» مردم و لازمه اين اعتماد «صداقت» است و نمي توان با روشي که سبب بي اعتمادي مردم مي شود، حکومت را تقويت کرد.
از سوي ديگر جانبداري ار يک گروه خاص در مقابل گروه ديگر باعث مي شود از يک طرف گروه مورد حمايت ضعف ها و اشتباهات خود را نبيند و از طرف ديگر گروه طرد شده به دشمني با گروه اول بپردازد، و نتيجه نهايي آن ايجاد دودستگي و اختلاف و کينه ورزي بين دو گروه و طرفداران آنها و به طور کل در سطح جامعه است، که زمينه ساز فروپاشي نظام مي شود.
واقعيت اين است که تقسيم بندي نادرستي از»خودي» و «غيرخودي» در صداوسيما وجود دارد (چه به صورت آگاهانه و يا نا آگاهانه) که باعث شده است عيب خودي را کمتر ببينند و خوبي هاي غيرخودي را به حساب نياورند، در حالي که «ملاک حق آدم ها نيستند بلکه عمل آنهاست که بايد با حق سنجيده شود». در نتيجه اين تقسيم بندي بخشي از مردم اعتماد خود را نسبت به رسانه از دست داده و در دام شبکه ها و سايت هاي بيگانه افتاده و در اين سيکل معيوب هر روز از نظام بيشتر فاصله گرفته اند، اين دقيقاً همان چيزي است که دشمنان مي خواهند؛ يعني تفرقه بيانداز و حکومت کن.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: