هاشمي يا احمدي نژاد؛ كدام يك…؟

اخیراً مطالبي در رسانه ها از اقدامات مشكوك هاشمي و گمانه زني هايي عجيب در این رابطه منتشر شده است. معتقدم كه قلمهاي نگارنده هنوز شخصيت هاشمي را به عنوان يار ديرين امام و رهبري نشناخته اند.
برخي از اين شواهد و قرائن مهم كه در حد تواتر رسيده است و پازل شخصيت هاشمي را تكميل تر مينمايد اين گونه اند:
1- در مجلس خبرگان 14 خرداد 68 نقش اقاي هاشمي در انتخاب یا اكتشاف ( بسته به نظر فقهی ) رهبر كنوني نقشي بي بديل و منحصر به فرد است و این موضوع چیزی نیست که بتوان آنرا ندیده گرفت یا کتمان نمود .
2- بسيار نقل شده است كه در زمان امام ،مشاوره یا رایزنی های هاشمي با امام بسيار مهم و پررنگ بود و همچنين نقل شده است كه امام در طول عمرشان هاشمي را عتاب(همراه با عصبانيت) نكردند بلکه همواره با ایشان به ملاطفت و مهربانی رفتار می کردند .
3- هاشمي اگر چه داراي خبط و خطاهاي نه چندان اندك به لحاظ اجرايي است، اما بسيار عاقل تر و سياستمدار از آن است كه بخواهد ( و بتواند) هرم قدرت در نظام اسلامي را به هم بريزد. چه كه ميداند اين امر به نفع هيچ كس حتي خود او نيست.
4- گرچه منتقدان جدي وي از شواهدي نظير نگارش نامه او به رهبري و خطبه هاي ايشان تحليل فوق (كه وي قصد اين امر را دارد تقويت ميكند) كمك ميگيرند، اما در مورد نگارش نامه و بيانات خطبه دو نكته مهم مينمايد: الف) نگارش نامه را نه يك امر بدون دليل و علت كه به نظر حقير، معلول حرفها و بيانات جناب ولايت مدار!، احمدي نژاد بايد بدانيم؛ چه اگر او در شب رحلت عزيزترين انسان اين نظام به يار ديرين اين عزيز اينچنين لطف و مرحمت! تثار نميكرد شايد هرگز اين نامه با اين لحن سرگشاده انتشار نمييافت ) و خطبه هاي نماز جمعه ايشان در واقع به مشروعيت سياسي( و نه مشروعيت ديني) نظام نظر داشت كه به قول اكثر اشنايان با مباحث عقيدتي و سياسي حرفي به جا بود گرچه با لحن نه چندان شفاف بيان شده بود.
5- برخلاف تحلیلهای ارائه شده در این روزها ، هدف از این مقاله یا مقالاتی مشابه ، اصلاً و هیچگاه ایجاد دوگانگی در حاکمیت نبوده بلکه شفاف سازی در این مورد است که می بایست تا حد امکان هاشمی و مقام رهبری را در اقوال و افعال نزدیک بهم دانست و جدایی این دو بزرگوار ، خواست اصلی دشمن است .
6- به اعتقاد حقير در حال حاضر ميبايستي نگاه ها به سمت رئيس كنوني جمهور چرخيد. اتفاقات ده روز اخير داراي شگفتي ها( و بگوييم گيجي هاي سياسي!) بسياري شده است. اينكه جناب احمدي نژاد (نه به وصيت نامه امام، نه به سخنان دلسوزانه و در خفاي رهبري به ايشان) كه حكم حكومتي لازم الاطاعه را با گذشت 7 روز ( كه خدا ميداند در صورت عدم پخش آن از صدا و سيما تا چه مدت ديگر ادامه ميبافت!) ناديده ميگيرد و در نهايت ان را به استناد قانون( دقت كنيد به استناد قانون و نه امر مولا!) با لحني عجيب اجابت ميكند. آري برادران! چشمانمان را تيز و گوشهايمان را تيزتر كنيم تا چيزهاي عجيب تر از اينها كه در شرف وقوع اند را بهتر درك كنيم.
7- اقايان اژه اي و صفار هم عزل شدند. البته بعداً گفته شد حکم عزل آقای صفار پس گرفته شد لیکن نامبرده با توجه به برخورد صورت گرفته ، استعفاء دادند . آنهم در 8 روز مانده به اتمام!  خدا نكند كه …

Advertisements
نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: