این مرید را کوچک پنداشته اید!

محمد حسین تهرانی

داستان عشق و عاشقی و مریدی و مرادی محمود و اسفندیار اکنون به رسوایی کشیده و بیش از مراد، مرید را به زحمت انداخته است.
تا چندی پیش، هیچ یک از اصولگرایان موافق و مخالف آقای احمدی نژاد میزان ارادت و پایبندی وی را به اسفندیار رحیم مشایی نمی دانست و نمی فهمید. اما طی 10 روز اخیر، تمام خوش خیالان دریافتند که حکایت سر به مهر این دو جدی تر از آن است که همکاران و زیر دستان آقای رئیس، مراجع محترم تقلید،نمایندگان مجلس و حتی رهبر عالی مقام کشور بتوانند به آسانی بدان آسیبی رسانند و جلودار عوارض و تبعات زیان بار آن باشند.
نگارنده در اردیبهشت ماه سال جاری در محضر یکی از علمای بزرگ و سرشناس تهران که از حامیان جدی و مشهور آقای احمدی نژاد بود، مسئله ارادت و پایبندی تعجب آور و همیشگی رئیس جمهور به آقای رحیم مشایی را مطرح نمود.
این عالم پارسا و عارف وارسته که شخص آقای احمدی نژاد و تشکیلات سیاسی او به وی اظهار ارادت می کنند و از وجود پر برکتش برای خویش بهره ها برده اند، آقای مشایی را بزرگترین نقطه ضعف آقای احمدی نژاد دانست و اظهار داشت که رئیس جمهور قول داده است در دوره ریاست جمهوری دهم رحیم مشایی را از ابتدا کنار بگذارد.
ایشان به نقل از آقای احمدی نژاد اظهار می داشتند که علت خودداری از عزل آقای رحیم مشایی در دوره نهم، ایستادگی در برابر مخالفان اصول گرا و اجازه ندادن به آنها برای متلاشی کردن تیم اجرائی وی بوده است.
نگارنده به آن عالم جلیل القدر خاطر نشان ساخت که میزان ارادت آقای احمدی نژاد به اسفندیارش بسیار عمیق تر و مستحکم تر از آن است که علما و مراجع و رهبری و مجلسیان پنداشته اند. 
این نکته در آن زمان، عارف پارسا را به فکر فرو برد.
حال اما گذر زمان و محک بی بدیل تجربت، برخی پرده ها را فرو انداخته و البته در آینده، بیشتر فرو خواهد افکند.
دستور رهبری نظام به محمود احمدی نژاد برای عزل اسفندیار رحیم شمایی از معاون اولی در تاریخ 27 تیرماه سال 1388 ابلاغ شد اما سه روز بعد جناب مرید رسما اعلام کرد که مرادش چنین و چنان است و دلیلی برای عزل او نمی بیند!
آقای احمدی نژاد تعمدا اجرای دستور کتبی آیت الله خامنه ای را تا زمان انتشار عمومی نامه ایشان به تعویق انداخت و سپس به جای آنکه مشایی را عزل کند از او خواست که خود استعفا دهد و عصر شنبه هم وی را به عنوان مشاور و رئیس دفتر خویش منصوب کرد.
در عالم تکوین، هیچ پدیده ای ( جز ذات واجب الوجوب ) بی علت نیست و  نیز هیچ پدیده ای یافت نمی شود مگر آن که دلیل و نشانه ای داشته باشد.
آقای احمدی نژاد به چه علت مرید آقای رحیم مشایی است؟ مراد مازندرانی مگر چه فضائل و کراماتی دارد؟چرا هنوز کسی به درستی ندانسته است که این آقای مهندس لیسانسیه از اسلام و قرآن و عرفان و ولایت چه می داند؟چرا آقای احمدی نژاد وی را آینه خود می داند و جز با نظر او تصمیمات بزرگ و کوچک اتخاذ نمی کند؟
اکنون بسیاری می دانند که میان این دو رابطه « این همانی» برقرار است.احمدی نژاد بدون اسفندیار و این بدون آن قابل دوام نیست. 
از ویژگی های این دو معما، متین و صحیح و متقن دانستن دانسته های خودشان است. بی اعتنایی آقای احمدی نژاد به دیگران و نظراتشان، فقط صاحب نظران دانشگاهی و اجرایی را نیازرده است. روحانیت و مراجع دینی نیز طی 4 سال اخیر از این ویژگی آقای احمدی نژاد رنج ها برده اند.
ماجرای اخیر میان احمدی نژاد و رهبری و نیز شیوه نگارش و محتوی نامه وی به مقام ولایت فقیه جدیدترین دلیل بر آن است که آقای احمدی نژاد نه آن است که آقایان تاکنون شناخته بودند.
فقط اندکی تحمل باید و شاید. آقای احمدی نژاد درسهای خیلی بزرگی به خیلی ها خواهد آموخت . نام محمود احمدی نژاد بدون شک، در همیشه تاریخ ایران زمین ثبت خواهد شد.
خواص و عوام باید می دانستند نمی توان کسی را که در هاله نورانی عنایت ویژه ی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف،  محفوف است کوچک شمرد. او به یمن امداد های غیبی ویژه، وزن مدیریت ایران زمین را ناچیز می انگارد؛ این معجزه هزار سوم، نشان خواهد داد که چگونه می توان و باید جهان را پیامبر گونه اداره کرد و الگوی کائنات شد.
چنین رسالت سنگیی را بر دوش «مرید» و «مراد» نهاده اند و فقط آنها می دانند که چگونه باید در ظل توجهات و عنایات خاصه ی آقا، این بار سنگین  تاریخی را به سر منزل مقصود رسانند. نظرات علما و مراجع و دانشگاهیان و حوزویان و دانشجویان و هر اهل فکر و تخصصی هم برای خودش محترم است نه برای این دو یاور دلداده ی آقا.
رهبری هم که تاکنون به طور رسمی مورد حمایت آقای احمدی نژاد بوده، طبق قانون اساسی و بنا بر مصلحت ، تحمل شده است و البته امید می رود به لطف توجهات و مصلحت اندیشی های ایشان ایام عزت اش مستدام باشد!

احمدي نژاد با چه "نامي" در تاريخ ثبت ميشود؟!

آيا جناب احمدي نژاد تا به حال به ماندگاري اش در تاريخ و نامي که نسلها و عصرهاي آتي از او ياد ميکنند تاملي داشته است؟ و اينکه در نظر گرفته است نامش با چه صفت و عنواني در تاريخ ايران زمين و اين سرزمين اسلامي باقي خواهد ماند.
مثلاً
شخصي سخت کوش، شجاع، خستگي ناپذير…
شخص مستبد،تک راي،تک محور،بي برنامه…
شخص اجرايي قوي با اهداف متعالي ولي بي برنامه، در اصول معتقد و در فروع سماحت جو و ….
شخصي ولايي و ولايت پذير، بازوي اجرايي رهبر زمان و یا شخصی دروغگو، بی تقوا و ضد ولایت فقیه…

و …
نظام اجرايي از ديدگاه قران به مانند نظام خلقت، بر اساس قول"احسن" به معناي کار نيکوتر و بهتر و زيباتر پايه ريزي شده است و نه قول " اکثر" به معناي کار فراوان و زياد و خستگي ناپذيري و …
او ميداند و بايد بداند که خرده کارهاي فراوان در تاريخ کم کم در اذهان مردم عصرها و نسلها رسوب کرده و رو به فراموشي ميگذارد و در مقابل طبق وعده قراني اقدامات بهتر (که البته با صبغه الهي صورت گرفته است) هر چند کم، در تاريخ باقي خواهد ماند حتي اگر مجريان اين کارها در مقطع زندگي دنيايي از آنها به نيکي ياد نشود. به عبارت ديگر 5 کار زيبا ، زيربنايي و سيستماتيک (با نيت الهي) از 50 کار و اقدام کوتاه مدت و زودگذر (که احتمالا خود خواهي و غرور فرد مجري را براي مدتي به همراه دارد) بهتر است.
احمدي نژاد به خوبي ميداند،همچنان که بارها اعلام کرده است که بسياري با او همفکر و هم طريق و طريقت نيستند و به او اعتقادي ندارند و او نيز در مقابل از انها با شجاعت برائت جسته است. دوستان و دوستداران وي اکثرا در بخشي از طبقه اصولگرايي امروزي که البته خط قرمز و محور اصلي آنها اعتقاد و التزام کلامي و قلبي به ولايت فقيه است يافت ميشوند.
احمدي نژاد که قرار بود تحت عناوين زيبا، اسلامي و ملي نظير شخص شجاع، خستگي ناپذير، انقلابي، مردمي و از همه مهمتر ولايت مداري… در تاريخ اين مرزو بوم ثبت شود در معرض امتحان (و البته خطر) جدي قرار گرفته است، چرا که اين صفات بيش از آنکه صفت او باشد ارزشش را(از ديدگاه همان قشر حامي) از نقل کننده و تاييد کننده اين صفات يعني رهبري نظام ستانده است. به عبارتي صفتي که او را جامع اين صفات مينمود تبعيت او از ولايت و بالتبع تعريف و تمجيد مقام رهبري از او بود.
به بياني ؛ احمدي نژاد به اعتقاد بخشي از بدنه اصولگرا (و البته با يک نگاه خوش بينانه) ميرفت تا به يک قهرمان ملي و چهره سالهاي حال و آتي نظام تبديل شود. اما گويا زمانه به اين سهولت به کسي مجوز عبور از خط پايان و اعطاي لقب قهرماني را نميدهد. در طي 10 روز اخير اقدامات عجيب وي به نوعي خدمات شبانه روزي اورا(با همه کاستي ها و مشکلاتش) در طول اين چهار سال تحت الشعاع قرار داد. گرچه طبق نظر رهبري "و اينکه يک اشتباه کوچک کسي را از خدماتش و سابقه اش نمي اندازد" بايد به وي فرصت داد تا اينگونه خطاهايش را جبران کند اما ميبايست توجه شود که تاريخ ايران و اسلام جاي مناسبي را براي مرتکبين چندين باره ي اين اشتباهات در نظر نگرفته است.

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

سپاه: کمبود جا برای ذخیره سازی موشک

سردار حسين سلامي فرمانده نيروي هوايي سپاه با بيان اينكه مركز ثقل قدرت در نيروي هوايي سپاه پاسداران بر توان موشكي زمين به زمين استوار است، افزود: اين موضوع قدرت بازدارنده راهبردي نظام را تشكيل مي‌دهد تا بتواند در هر نقطه‌اي از منطقه كه به عنوان نقطه شكل‌گيري يك تهديد تلقي مي‌شود، مورد اصابت قرار دارد.

فارس: فرمانده نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: نيروي هوايي سپاه، با به‌روزشدن در زمينه توليدات، فن‌آوري و دانش موشكي‏، با يك فوراني از قدرت روبه‌روست، به حدي كه در ذخيره‌سازي موشك‌ها با كمبود فضا مواجه شده است.
سردار حسين سلامي فرمانده نيروي هوايي سپاه با بيان اينكه مركز ثقل قدرت در نيروي هوايي سپاه پاسداران بر توان موشكي زمين به زمين استوار است، افزود: اين موضوع قدرت بازدارنده راهبردي نظام را تشكيل مي‌دهد تا بتواند در هر نقطه‌اي از منطقه كه به عنوان نقطه شكل‌گيري يك تهديد تلقي مي‌شود، مورد اصابت قرار دارد.
سلامي ادامه داد: همه اين موشك‌هاي زمين به زمين، چه بالستيك و چه كروز، از توليدات داخلي است و تمامي اجزاء، قطعات و سامانه آن در داخل كشور از سوي سازمان هوافضاي وزارت دفاع و در مرحله بعدي از سوي مركز تحقيقات و جهاد خودكفايي نيروي هوايي سپاه توليد مي‌شود.
وي اظهار داشت: در نيروي هوايي سپاه يك جريان بسيار قدرت‌مندي فن‌آوري و دانش صورت گرفته و ما هم اكنون با فوراني از اين جريان روبه‌رو هستيم. قدرت ما قدرت پيش‌رونده، وسعت‌يابنده و كاملاًَ انبساط‌‌پذير، تصاعدي و رو به جلوست به حدي كه در ذخيره‌سازي موشك‌ها با كمبود فضا مواجه شده‌ايم.
* هيچ قدرت كلاسيكي به تنهايي توانايي پاسخ به موج تهديدات عليه ايران را ندارد
فرمانده نيروي هوايي سپاه با اشاره به قدرت هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، با بيان اينكه مركز ثقل نيروي هوايي ارتش عمدتاً بر جنگنده‌ها و هواپيماها استوار است، گفت: آنان داراي هواپيماهاي دورپرواز، بمب‌برهاي راهبردي، پشتيباني‌هاي نزديك

ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

پیک‌نیک دسته‌جمعی فارسی‌ها در دادگاه!

پارلمان‌نیوز نوشت: دادگاه نمایشی روز گذشته به محلی برای پیک‌نیک مدیران و خبرنگاران خبرگزاری افراطی فارس مبدل شده بود و سه ضلع مثلث دروغ و تهمت یعنی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان و روزنامه جوان بود، اکثر دست‌اندرکاران این سناریو حاضر بودند.
در دادگاه روز گذشته پیش از آنکه کیفر خواست ادعایی دادستانی تهران قرائت شود، متن کامل آن بر روی خبرگزاری فارس منتشر شد.
همچنین روز گذشته مقدم‌فر-مدیرعامل-، صالحی‌آرا -مدیر روابط عمومی-، رضا داوری- جانشین سردبیر-، مظاهری -منشی- به همراه شش نفر از خبرنگاران فارس در جلسه دادگاه و کنفرانس مطبوعاتی بعد از آن حاضر بودند.
همچنین اجرای یکی از کنفرانس‌های خبری که روز گذشته برگزار شد، بر عهده دلیریان و بیات از خبرنگاران خبرگزاری فارس بوده است.
بدین ترتیب و با حضور بیش از ده نفر از مسئولان و خبرگزاری فارس، در حالی‌که نه خانواده‌ها، نه وکلای مدافع و نه حتی نماینده رسانه‌های مستقل اجازه ورود به این دادگاه را پیدا نکردند، نمایش دیروز در واقع به پیک‌نیکی برای اعضای این خبرگزاری جهت به تماشا نشستن زحمات چند ماهه اخیر خود و رفع خستگی آنها مبدل شده بود.
خبرگزاری فارس نیز در عین حال از قول یک مقام آگاه در دادستانی تهران تعداد خبرگزاری های حاضر در این دادگاه را 5 خبرگزاری اعلام نمود و نوشت:
در دادگاه ديروز با توجه به گنجايش سالن‌، خبرنگاران خبرگزاري‌هاي ايلنا، ايسنا، فارس، مهر و ايرنا در دادگاه حضور داشتند. همچنين خبرنگاران واحد مركزي خبر و شبكه خبر نيز مراسم را پوشش مي‌دادند.
وي يادآور شد: در بين خبرنگاران از هر رسانه حداقل يك نفر عكاس و يك نفر خبرنگار امكان حضور داشتند. و منبعد نيز در دادگاه علني خبرگزاري هاي فعال حضور خواهند داشت.

مشایی می گفت: جای من محکم است! احمدی نژاد می گفت: اینها القائات شیطانی است!

بعد ازماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به گزدشگري و مخالفت صريح رهبري با اين اقدام مشايي و احمدي‌نژاد، به صورت خصوصي با احمدي‌نژاد صحبت كرده و گلايه شديد بچه‌هاي حزب‌اللهي را به او منتقل كرده بودم، اما پاسخ داد كه: "اينها القائات شيطاني است ".

فارس: با تكبر مشايي به خوبي آشنا بودم و ميدانستم كنار نمي‌رود. چون به او هم چند روز بعد از انتخابات گفته بودم كه نبايد در دولت دهم باشي و با پوزخند پاسخ داده بود: "جاي من محكم است "
حامد طالبي نويسنده وبلاگ "خبرنگار مسلمان " در آخرين پست وبلاگ شخصي خود با عنوان "درباره مشايي و اقدامات احمدي‌نژاد … " به بررسي مسائل مربوط به انتصاب مشايي به سمت معاون اولي رييس‌جمهور و اتفاقات پس از آن پرداخته است كه متن آن در ذيل مي‌آيد:
مشهد بودم؛ تنها ساعتي از بامداد 26 تير گذشته بود كه خبر دادند مشايي معاون اول شده است. تا اذان صبح به دوستان زنگ زدم و اين پيش‌آمد ناگوار را تسليت گفتم.
با توجه به روحيه‌اي كه از احمدي‌نژاد سراغ داشتم، مي‌دانستم كه از تصميمش عقب‌نشيني نمي‌كند.
بعد ازماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به گزدشگري و مخالفت صريح رهبري با اين اقدام مشايي و احمدي‌نژاد، به صورت خصوصي با احمدي‌نژاد صحبت كرده و گلايه شديد بچه‌هاي حزب‌اللهي را به او منتقل كرده بودم، اما پاسخ داد كه: "اينها القائات شيطاني است ".
با تكبر مشايي هم به خوبي آشنا بودم و ميدانستم كنار نمي‌رود. چون به او هم چند روز بعد از انتخابات گفته بودم كه نبايد در دولت دهم باشي و با پوزخند پاسخ داده بود: "جاي من محكم است "
قبلا هم در مورد ماجراي دوست ناميدن اسرائيلي‌ها، قبل از آنكه اعتراضات بالا بگيرد، مشايي را كنار كشيده بودم و گفته بودم كه اين حرفت اشتباه است و نيروهاي حزب‌اللهي بسيار گلايه‌مند هستند، اما با داد و هوار پاسخ داده بود: "به خاطر چند نفر كه نمي‌شود مملكت را تعطيل كرد "
حالا در جريان معاون اول شدن مشايي، همه به شدت ناراحت بودند، اكثر خواص حامي احمدي‌نژاد نگران و ناراحت بودند، حتي خود اعضاي هيئت دولت …
عدم توجه احمدي‌نژاد به همه نگراني‌هاي دلسوزانه، كار را به "آقا " رساند و آقا هم دستور دادند كه مشايي بايد برود اما آنچه نبايد اتفاق مي افتاد، اتفاق افتاد …
ماجراي اين روزهاي مشايي و احمدي‌نژاد و عدم تمكين احمدي‌نژاد به دستور رهبري و لحن نامه‌هاي احمدي‌نژاد و مشايي نكات و تحليل‌هاي فراواني دارد كه زياد به آنها پرداخته شده و مي‌شود و من نمي خواهم به آن نكات بپردازم، خلاصه حرفمان اين است كه …
ما هرچه داريم از ولايت و جانمان فداي "آقا "ست؛ حتي اصلي‌ترين علت حمايت ما از احمدي‌نژاد هم به خاطر ولايتمداري او بود، چون بر خلاف خاتمي و هاشمي دست آقا را به نشانه ولايتمداري بوسيده بود؛ پس عدم اطاعت از رهبري و چنين لحني در مقابل ولي‌فقيه زمان به هيچ وجه پذيرفتني نيست … كاش حداقل دست آقا را نمي‌بوسيد تا انتظار ما از او به اندازه مقدار ولايتمداري روساي جمهور قبلي باقي مي‌ماند …
ديگر به اختلاف نظرها در مورد اينكه واقعا مواضع و اقدامات مشايي خوب بوده يا بد، كاري ندارم اما نوع اقدامات و ادبيات احمدي‌نژاد در نامه‌نگاري‌هايش به "آقا " و دهن‌كجي احمدي‌نژاد به ارزشي‌هايي كه او را سركار آوردند، باعث شده كه نگاه من و ما به احمدي‌نژاد ديگر آن نگاهي نباشد كه پيش از اين به او داشتيم …
در طول سال‌هاي گذشته چند بار عليه مشايي و اقدامات و اظهاراتش مطلب نوشته بودم اما اين بار عليرغم مخالفت شديد با اقدامات مشايي و حمايت بي‌جاي احمدي‌نژاد، دستم به قلم نمي‌رفت.
دستم به قلم نمي‌رفت چون در اين مدت كوتاه بعد از انتخابات تلخي‌هاي زيادي به كاممان نشسته بود و تحمل تلخي روزافزون اين ماجرا را نداشتم…
اما حالا ديگر نوشتم چون تلخي نوشتن از خودخواهي احمدي‌نژاد، قطعا كمتر از تلخي عدم فرمانبرداري از ولي‌‌امر و ولي‌فقيه زمان است …

حمله مداح دولتی، دستمال تطهیر احمدی نژاد دروغگو، پیر خرفت، سگ هار، منصور ارضی به حضرت آیت الله ‌هاشمی رفسنجانی

پايگاه خبري جهان نیوز نوشت‌: بلندگوی منصور ارضی به دنبال اهانت به مسوولان نظام در مشهد مقدس و در حین اجرای برنامه قطع شد. به گزارش جهان، منصور ارضی مداح در آخرین اظهار نظر خود در مراسم مذهبی که در حرم امام رضا(ع) برگزار مي‌شد با اهانت به ريیس مجمع تشخیص مصلحت نظام موجب تعجب بسیاری از مخاطبانش شد و مسوولان انتظامات حرم رضوی را مجبور کرد تا از ادامه اجرای برنامه وی با بلندگو جلوگیری کنند.

از تو به يك اشارت از ما به سر دواندن!

 
بسم الله الرحمن الرحيم
بالاخره پس از يك هفته، انتظار به پايان! رسيد و جناب آقاي محمود احمدي نژاد به ملت ايران لطف نموده و با استعفاي جناب آقاي مشايي موافقت! كردند. اما واكاوي چند بعد از اين قضيه خالي از لطف نيست:

نگاه احمدي نژاد به رهبري و حكم ايشان

با اعلام نظر رهبر معظم انقلاب توسط نايب رييس مجلس-كه دوسه روز بعد از آن، همين خبر در پايگاه رسمي اطلاع رساني رهبري ( khamenei.ir ) به نقل از آقاي ابوترابي منعكس شد- همه‌ي علاقه مندان به آقاي احمدي نژاد –حتي نگارنده حقير!- انتظار اين را داشتند كه بلافاصله آقاي احمدي نژاد جمله‌ي – برلبها جاري اما در عمل فراموش شده‌ي- «از تو به يك اشارت، از ما به سر دويدن» را تحقق ببخشد و آقاي مشايي را عزل كند.
اما نه تنها «اشارت» كافي نبود. بلكه «تصريح كتبي» هم « به سر دويدن» را به دنبال نداشت.
پس از آنكه نامه رهبري در صدا و سيما علني شد جناب آقاي مشايي بر ملت ايران منت نهاده و بلافاصله! با شنيدن اين پيام از صدا و سيما! استعفا دادند. رئيس جمهور محترم نيز با اين استعفا موافقت كردند.
اما نامه‌ي رئيس جمهور به رهبري را بخوانيد! وي بعد از گذشت هفت روز كه در خلال آن موظف به عزل مشايي-ولو با عدم استعفاي او- بوده است، به رهبري مي‌نويسد:
«مرقومه مورخه 88.4.27 حضرتعالي به استناد اصل 57 قانون اساسي اجرا شد».
از حاميان سينه‌چاك آقاي احمدي‌نژاد خواهش مي‌كنم براي يك لحظه شخص احمدي‌نژاد را فراموش كرده و فرض كنند اين اتفاق در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي افتاده است. منصفانه بگوييد اين برخورد چه معنايي دارد؟
خدا پدر خبرگان را بيامرزد كه در اصل 57 قيد «مطلقه» را بر ولايت اضافه كردند. و الا امروز تكليف آقاي احمدي‌نژاد معلوم نبود. اما براي اينكه قضاوتتان دقيقتر باشد متن نامه احمدي‌نژاد به مشايي را مرور كنيد:
«…طي يک هفته اخير –بخوانيد يك هفته‌اي كه از حكم رهبري ميگذرد!- اميدوار بودم که با رفع برخي تبليغات منفي فشارها و جوسازيهاي بعضي رسانه ها و جريانهاي سياسي دولت بتواند از خدمات شما در جايگاه معاون اولي برخوردار بماند»!
دوستان! كمي دقت كنيد. معناي اين جمله چيست؟ بگذاريد من معناي جمله‌ ايشان را برايتان بازنويسي كنم:
« طي يك هفته اخير اميدوار بودم رهبري – كه ( نگارنده از محضر معظم له و همه دوستداران پوزش می طلبد ) تحت تاثير تبليغات منفي و جوسازي‌ها حكم عزل مشايي را صادر كرده اند- با رفع اين تبليغات و جوسازي‌ها، حكم خود را پس بگيرند و شما همچنان معاون اول بمانيد»!
البته از آنجا كه با استناد به اصل 57 بر اساس حكم رهبري فقط «معاونت» براي مشايي مجاز نيست، آقاي احمدي نژاد مشايي را «كه انساني خود ساخته است»! بلافاصله به «مشاورت» و «رياست» دفتر رييس جمهور انتخاب مي‌كند.
البته اين سمت براي آقاي مشايي و نويسندگان سايت ايشان، ديگر نميتواند مانند معاون اولي براي دولت يازدهم مشايي! رأي جمع كند. مطلب سايت آقاي مشايي در اين زمينه خواندني است:
http://www.mashaei.ir/resanehShow.aspx?ID=324

احمدي نژاد و شعارها

يكي از شعارهاي آقاي احمدي نژاد شكستن حلقه‌هاي بسته مديريت بود. البته ايشان حلقه بسته مديريتهاي گذشته را شكست. اما نگاهي كوچك به دوره 4 ساله گذشته و انتصابهاي اخير معاونان ايشان نشان ميدهد آقاي احمدي نژاد يك حلقه بسته جديد براي خود درست كرده است. با اين تفاوت كه اين حلقه نسبت به حلقه دولتهاي قبل كوچكتر است و فقط افراد معدودي را شامل ميشود كه يكي از آنها جناب آقاي مشايي است. اين افراد در هر صورت بايد در دولت ايشان سمتي داشته باشند. حتي اگر به قيمت دهن كجي به همه دلسوزان انقلاب (حتي بعضي حاميان سينه چاك رييس جمهور) و مهمتر از همه مراجع معظم تقليد باشد. البته از اين لطف! وزراي خود احمدي نژاد هم بي‌بهره نبوده اند. شرح دهن كجي رئيس جمهور به وزرايش را در سايت حامي آقاي احمدي نژاد (درانتخابات) بخوانيد:
http://jahannews.com/vdcbggbs.rhbw9piuur.html

صدا و سيماي احمدي نژاد!

نوع برخورد با اين قضيه در رسانه‌اي كه خود را «ملي»! مي‌داند در خور توجه است.
در رسانه ملي اخبار و ديدگاههاي رهبر معظم انقلاب جزء لاينفك خبررساني است. اما در جايي كه اخبار معظم‌له به ضرر آقاي احمدي‌نژاد باشد گاهی «مصلحت» آن است كه اخبار رهبري هم سانسور شود. با گذشت بيش از 5 روز از صدور نامه رهبري – كه خبر آن در سايت رهبري هم به نقل از آقاي ابوترابي منتشر شده بود- صدا و سيما از اعلام آن خودداري مي‌كرد. اما سوء رفتار رسانه ميلي! به اينجا خلاصه نشد.
در شرايطي كه اين رسانه با پيدا كردن كوچكترين سوژه‌هاي خبري،تحليلهاي منصفانه! و سودمند! خود را بطور مفصل به بينندگان ارائه ميكند، درباره انتصاب مشايي تحركي از خود نشان نداد. تاسف آورتر اينكه حتي يك كلمه به تاخير معنادار احمدي نژاد در اجراي حكم رهبري اشاره نكرد.
صدا و سيما –بنابر آنچه در خبر ساعت 14 شنبه شبكه يك مشاهده كردم- حتي ترجيح داد متن نامه رييس جمهور مكتبي و ارزشي به آقاي مشايي ، وحتي نامه وي به رهبري را قرائت نكند. چرا كه قرائت آن هم به ضرر رئيس جمهور تمام خواهد شد. همين كه در خبري كوتاه اصل واقعه را نقل كند، تكليف! خود را انجام داده است.
البته اين برخورد از صدا و سيما بعيد نبود. رسانه‌اي كه در جريان انتخابات در راستاي «انجام وظيفه»! حتي به مراجع تقليد هم رحم نكرد و در بخش 20:30 براي آنها خبر جعل كرد. پس از اعتراض و تكذيب مراجع نيز، به يك پوزش چندثانيه‌اي اكتفا كرد.
البته حقشان بود! مراجع بايد تاوان دلخوري از محمود احمدي‌نژاد را پس مي‌دادند! براي يك مرجع تقليد چه جرمي! بالاتر از اينكه عليرغم اصرار و التماس روحانيون حامي رييس جمهور، وي را به محضر خود راه ندهند!
حال شما تصور كنيد اگر اين بزرگواران ، بعد از انتخابات به احمدي نژاد پيام تبريك فرستاده بودند، آيا صدا و سيما خود را به آب و آتش نمي‌زد تا اين تبريك را به اطلاع تمامي ملت ايران برساند؟
و دست آخر اينكه زهي خيال باطل كه برخي تصور كردند و ميكنند كه احمدي‌نژاد به دغدغه و توصيه مراجع معظم تقليد درباره مشايي و ساير موضوعات عمل مي‌كند. مگر آنكه قانون اساسي جديدي وضع شود و يك « اصل 57 » ديگر ، راه را بر خودرأيي جناب رييس جمهور ببندد.
چه خوب بود دولتي كه خود را « خدمتگزار» ميداند (و البته با نگاه منصفانه واقعا هم خدمات زيادي انجام داده است) ، به دغدغه‌هاي قاطبه‌ي «خدمتگزاران خارج از دولت» توجه ميكرد تا اين اتفاقات تلخ رخ نميداد.

سيد ح. حسيني
از طلاب حوزه علميه قم
hhhoseyni@yahoo.com