از تو به يك اشارت از ما به سر دواندن!

 
بسم الله الرحمن الرحيم
بالاخره پس از يك هفته، انتظار به پايان! رسيد و جناب آقاي محمود احمدي نژاد به ملت ايران لطف نموده و با استعفاي جناب آقاي مشايي موافقت! كردند. اما واكاوي چند بعد از اين قضيه خالي از لطف نيست:

نگاه احمدي نژاد به رهبري و حكم ايشان

با اعلام نظر رهبر معظم انقلاب توسط نايب رييس مجلس-كه دوسه روز بعد از آن، همين خبر در پايگاه رسمي اطلاع رساني رهبري ( khamenei.ir ) به نقل از آقاي ابوترابي منعكس شد- همه‌ي علاقه مندان به آقاي احمدي نژاد –حتي نگارنده حقير!- انتظار اين را داشتند كه بلافاصله آقاي احمدي نژاد جمله‌ي – برلبها جاري اما در عمل فراموش شده‌ي- «از تو به يك اشارت، از ما به سر دويدن» را تحقق ببخشد و آقاي مشايي را عزل كند.
اما نه تنها «اشارت» كافي نبود. بلكه «تصريح كتبي» هم « به سر دويدن» را به دنبال نداشت.
پس از آنكه نامه رهبري در صدا و سيما علني شد جناب آقاي مشايي بر ملت ايران منت نهاده و بلافاصله! با شنيدن اين پيام از صدا و سيما! استعفا دادند. رئيس جمهور محترم نيز با اين استعفا موافقت كردند.
اما نامه‌ي رئيس جمهور به رهبري را بخوانيد! وي بعد از گذشت هفت روز كه در خلال آن موظف به عزل مشايي-ولو با عدم استعفاي او- بوده است، به رهبري مي‌نويسد:
«مرقومه مورخه 88.4.27 حضرتعالي به استناد اصل 57 قانون اساسي اجرا شد».
از حاميان سينه‌چاك آقاي احمدي‌نژاد خواهش مي‌كنم براي يك لحظه شخص احمدي‌نژاد را فراموش كرده و فرض كنند اين اتفاق در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي افتاده است. منصفانه بگوييد اين برخورد چه معنايي دارد؟
خدا پدر خبرگان را بيامرزد كه در اصل 57 قيد «مطلقه» را بر ولايت اضافه كردند. و الا امروز تكليف آقاي احمدي‌نژاد معلوم نبود. اما براي اينكه قضاوتتان دقيقتر باشد متن نامه احمدي‌نژاد به مشايي را مرور كنيد:
«…طي يک هفته اخير –بخوانيد يك هفته‌اي كه از حكم رهبري ميگذرد!- اميدوار بودم که با رفع برخي تبليغات منفي فشارها و جوسازيهاي بعضي رسانه ها و جريانهاي سياسي دولت بتواند از خدمات شما در جايگاه معاون اولي برخوردار بماند»!
دوستان! كمي دقت كنيد. معناي اين جمله چيست؟ بگذاريد من معناي جمله‌ ايشان را برايتان بازنويسي كنم:
« طي يك هفته اخير اميدوار بودم رهبري – كه ( نگارنده از محضر معظم له و همه دوستداران پوزش می طلبد ) تحت تاثير تبليغات منفي و جوسازي‌ها حكم عزل مشايي را صادر كرده اند- با رفع اين تبليغات و جوسازي‌ها، حكم خود را پس بگيرند و شما همچنان معاون اول بمانيد»!
البته از آنجا كه با استناد به اصل 57 بر اساس حكم رهبري فقط «معاونت» براي مشايي مجاز نيست، آقاي احمدي نژاد مشايي را «كه انساني خود ساخته است»! بلافاصله به «مشاورت» و «رياست» دفتر رييس جمهور انتخاب مي‌كند.
البته اين سمت براي آقاي مشايي و نويسندگان سايت ايشان، ديگر نميتواند مانند معاون اولي براي دولت يازدهم مشايي! رأي جمع كند. مطلب سايت آقاي مشايي در اين زمينه خواندني است:
http://www.mashaei.ir/resanehShow.aspx?ID=324

احمدي نژاد و شعارها

يكي از شعارهاي آقاي احمدي نژاد شكستن حلقه‌هاي بسته مديريت بود. البته ايشان حلقه بسته مديريتهاي گذشته را شكست. اما نگاهي كوچك به دوره 4 ساله گذشته و انتصابهاي اخير معاونان ايشان نشان ميدهد آقاي احمدي نژاد يك حلقه بسته جديد براي خود درست كرده است. با اين تفاوت كه اين حلقه نسبت به حلقه دولتهاي قبل كوچكتر است و فقط افراد معدودي را شامل ميشود كه يكي از آنها جناب آقاي مشايي است. اين افراد در هر صورت بايد در دولت ايشان سمتي داشته باشند. حتي اگر به قيمت دهن كجي به همه دلسوزان انقلاب (حتي بعضي حاميان سينه چاك رييس جمهور) و مهمتر از همه مراجع معظم تقليد باشد. البته از اين لطف! وزراي خود احمدي نژاد هم بي‌بهره نبوده اند. شرح دهن كجي رئيس جمهور به وزرايش را در سايت حامي آقاي احمدي نژاد (درانتخابات) بخوانيد:
http://jahannews.com/vdcbggbs.rhbw9piuur.html

صدا و سيماي احمدي نژاد!

نوع برخورد با اين قضيه در رسانه‌اي كه خود را «ملي»! مي‌داند در خور توجه است.
در رسانه ملي اخبار و ديدگاههاي رهبر معظم انقلاب جزء لاينفك خبررساني است. اما در جايي كه اخبار معظم‌له به ضرر آقاي احمدي‌نژاد باشد گاهی «مصلحت» آن است كه اخبار رهبري هم سانسور شود. با گذشت بيش از 5 روز از صدور نامه رهبري – كه خبر آن در سايت رهبري هم به نقل از آقاي ابوترابي منتشر شده بود- صدا و سيما از اعلام آن خودداري مي‌كرد. اما سوء رفتار رسانه ميلي! به اينجا خلاصه نشد.
در شرايطي كه اين رسانه با پيدا كردن كوچكترين سوژه‌هاي خبري،تحليلهاي منصفانه! و سودمند! خود را بطور مفصل به بينندگان ارائه ميكند، درباره انتصاب مشايي تحركي از خود نشان نداد. تاسف آورتر اينكه حتي يك كلمه به تاخير معنادار احمدي نژاد در اجراي حكم رهبري اشاره نكرد.
صدا و سيما –بنابر آنچه در خبر ساعت 14 شنبه شبكه يك مشاهده كردم- حتي ترجيح داد متن نامه رييس جمهور مكتبي و ارزشي به آقاي مشايي ، وحتي نامه وي به رهبري را قرائت نكند. چرا كه قرائت آن هم به ضرر رئيس جمهور تمام خواهد شد. همين كه در خبري كوتاه اصل واقعه را نقل كند، تكليف! خود را انجام داده است.
البته اين برخورد از صدا و سيما بعيد نبود. رسانه‌اي كه در جريان انتخابات در راستاي «انجام وظيفه»! حتي به مراجع تقليد هم رحم نكرد و در بخش 20:30 براي آنها خبر جعل كرد. پس از اعتراض و تكذيب مراجع نيز، به يك پوزش چندثانيه‌اي اكتفا كرد.
البته حقشان بود! مراجع بايد تاوان دلخوري از محمود احمدي‌نژاد را پس مي‌دادند! براي يك مرجع تقليد چه جرمي! بالاتر از اينكه عليرغم اصرار و التماس روحانيون حامي رييس جمهور، وي را به محضر خود راه ندهند!
حال شما تصور كنيد اگر اين بزرگواران ، بعد از انتخابات به احمدي نژاد پيام تبريك فرستاده بودند، آيا صدا و سيما خود را به آب و آتش نمي‌زد تا اين تبريك را به اطلاع تمامي ملت ايران برساند؟
و دست آخر اينكه زهي خيال باطل كه برخي تصور كردند و ميكنند كه احمدي‌نژاد به دغدغه و توصيه مراجع معظم تقليد درباره مشايي و ساير موضوعات عمل مي‌كند. مگر آنكه قانون اساسي جديدي وضع شود و يك « اصل 57 » ديگر ، راه را بر خودرأيي جناب رييس جمهور ببندد.
چه خوب بود دولتي كه خود را « خدمتگزار» ميداند (و البته با نگاه منصفانه واقعا هم خدمات زيادي انجام داده است) ، به دغدغه‌هاي قاطبه‌ي «خدمتگزاران خارج از دولت» توجه ميكرد تا اين اتفاقات تلخ رخ نميداد.

سيد ح. حسيني
از طلاب حوزه علميه قم
hhhoseyni@yahoo.com

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: