رهبری وانتقادبی سابقه از احمدی‌نژاد دروغگوی بی تقوا

وبلاگ جریان احمدی نژاد نوشته است:
حمايت از رؤساي جمهور منتخب مردم و دولت‌ آن‌ها يكي از سياست‌هاي دائمي مقام معظم رهبري بوده است. ايشان با اين استدلال كه بار اصلي سازندگي كشور بر دوش قوه‌ي مجريه است، هيچ‌گاه حمايت‌ها و پشتيباني‌هاي خود را از رؤساي جمهور و دولت‌‌هاي مختلف (با گرايش‌هاي گوناگون سياسي) دريغ نداشته‌ و در عين جايز شمردن نقد خطاهاي احتمالي دولت‌ها، همگان را از تخريب آنها منع كرده‌اند.
مقام معظم رهبري درباره‌ي علت حمايت خود از دولت‌هاي مختلف مي‌فرمايند:
«همه بايد دستگاههاى اجرايى را تقويت كنند؛ يعنى دستگاه‌هايى كه وسط مي‌دانند: قواى سه‏گانه و در درجه‏ى اول قوه‏ى مجريه و دولت – كه بيشترين بار اجرائيات كشور بر دوش اوست و مسئوليتش از همه سنگين‌تر است – همه بايد مراقبت كنند. كمك به دولت، كمك به كشور است؛ از هر جناحى مي‌خواهد باشد. همه‏تان يادتان هست، ديديد كه دولت‌هاى مختلف از زمانى كه بنده اين مسئوليت را داشتم مورد حمايت من بودند. اين معنايش اين نبوده كه من با سياست‌هاى آن دولت‌ها در همه جا موافق هستم، نه؛ تصريح هم مي‌كردم و مي‌گفتم كه با بعضى از سياست‌هايشان در زمينه‏هاى مختلف موافق نيستم؛ اما كليت دولت‌ها را من هميشه حمايت كرده‏ام.»
(ديدار مسئولان و كارگزاران نظام: 18 مهر 1385)
ميزان اين حمايت‌ها البته بسته به ويژگي‌ها و عملكرد دولت‌هاي مختلف، شرايط زماني و مكاني و مهم‌تر از همه بي‌انصافي‌هاي صورت گرفته نسبت به عملكرد آنها در يك سطح نبوده است.
به عنوان نمونه مقام معظم رهبري در اوايل سال جديد در سخنراني خويش در مشهد مقدس درباره‌ي علت حمايت‌هاي خود از دولت فرمودند:
«من از دولت‌ها هميشه دفاع مي‌كنم؛ منتها اگر دولتي بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانه‏اي مي‌شود، بيشتر دفاع مي‌كنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من مي‌گويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطي به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بي‏انصافي است.»
نتيجه‌ي طبيعي اين سخنان آن است كه نمي‌توان رابطه‌ي مستقيمي بين ميزان دفاع رهبري از يك دولت و ميزان كارآمدي آن برقرار كرد. به عبارت ديگر چنانچه برآيند عملكرد دو دولت نزديك يا مساوي با يكديگر باشد اما نسبت به يكي از اين دو دولت بي‌انصافي بيشتري صورت بگيرد مقام معظم رهبري نيز از دولتي كه بيشتر مورد بي‌انصافي واقع شده است بيشتر دفاع مي‌كنند ولو اينكه عملكرد آن اندكي ضعيف‌تر از دولت ديگر هم باشد.
حتي فراتر از اين؛ گاهي دوام و بقاي يك دولت مستلزم حمايت بيشتر رهبري از آن است، در چنين شرايطي نيز رهبري حمايت‌هاي خويش از آن دولت را دريغ نخواهند داشت تا رييس جمهور منتخب ملت كه مسئوليت مهمترين قوه در عرصه‌‌ي سازندگي كشور را برعهده دارد بتواند با آرامش بيشتري به انجام مسئوليت‌هاي خود بپردازد.
نكته‌ي مهمي كه در اينجا مي‌بايست بدان توجه داشت اين است كه مقام معظم رهبري در 20 سال‌ گذشته هيچ‌گاه به انتقاد صريح از رؤساي جمهور كشور در يك سخنراني عمومي نپرداخته بودند بلكه حتي در مواردي كه از برخي سياست‌هاي رؤساي جمهور يا زير مجموعه‌هاي آنها انتقادي داشتند اين انتقادها را يا علني نمي‌كردند و يا آنكه بدون مخاطب قرار دادن شخص رييس جمهور وقت، انتقادات خويش را كنايتاً نسبت به آن سياست‌ها ابراز مي‌كردند. اما در جريانات مربوط به نهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري براي اولين بار آن هم در خطبه‌هاي نمازجمعه‌ي تهران در كنار بيان انتقادات خود نسبت به برخي از نامزدها؛ انتقادات متعددي را از رفتار رييس جمهور وقت جناب آقاي دكتر احمدي نژاد در جريان مناظرات انتخاباتي مطرح كردند.
اين رفتار هوشمندانه‌ي رهبري، تبليغات دشمنان نظام مبني بر تطابق خطاهاي رييس جمهور با خواست رهبري را خنثي كرد.
بازخواني: 15 انتقاد صريح رهبري از احمدي نژاد در يك خطبه
مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه‌ي خود (۲۹ خرداد ۸۸) در پانزده مورد به انتقاد صريح از رييس جمهور پرداختند. بخشي از اين 15 انتقاد مشترك بين احمدي‌نژاد و برخي ديگر از كانديداها بود اما برخي ديگر به تخطئه‌ي رفتار رييس جمهور اختصاص داشت. ما در ادامه به بازخواني اين 15 مورد مي‌پردازيم:
۱. التهاب آفريني در جامعه
به قدرى اين رقابت‌ها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند – حالا عرض خواهم كرد – حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده مي‌كنيم… بنده هم مثل بقيه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.
2. همه‌ي ديدگاه‌هايشان را قبول ندارم
اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند… البته بنده همه‏ى ديدگاه‏هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است.
3. محدوده‌ي پايبندي‌هايشان مشخص شد
در اين مناظره‏ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى… مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پيچيده‏گويى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‏هايشان چيست، پابندى‏هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند.
4. ضعيف شدن جنبه‌ي منطقي
در مواردى انسان مي‌ديد كه در اين مناظره‏ها جنبه‌ى منطقى مناظره ضعيف مي‌شد.
5. برخورداري از جنبه‌ي احساساتي و عصبي
در مواردى انسان مي‌ديد كه در اين مناظره‏ها … جنبه‌ى احساساتى و عصبى پيدا مي‌كرد…. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرف‌هاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.
6. استفاده از روش تخريبي
در مواردى انسان مي‌ديد كه در اين مناظره‏ها … جنبه‏ى تخريبى غلبه پيدا مي‌كرد.
7. سياه نمايي دوره‌هاي گذشته
سياه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود.
8. بيان اتهامات اثبات نشده
اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است… در مورد بستگان و كسان [شخصيت‌ها]، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمي‌شود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نمي‌شود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرف‌ها مطرح مي‌شود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال مي‌كنند، چيز ديگرى مي‌فهمند.
9. تكيه بر شايعات
… به شايعات تكيه شد.
10. بي‌انصافي نسبت به دولت‌هاي گذشته
بى‏انصافي‌هائى احياناً ديده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرف‌هاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.
11. بيان صريح‌ترين اهانت‌‌ها
بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريح‌ترين اهانت‌ها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد… اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت.
12. كم‌رنگ جلوه دادن كارنامه‌ي درخشان 30 ساله‌ي انقلاب
كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد.
13. اسم بردن از شخصيت‌هاي نظام
اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيت‌هاى اين نظامند؛ اينها كسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند.
بنده در نماز جمعه هيچ‌ وقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ … آقاى هاشمى را همه مي‌شناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليت‌هاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 – يعنى 52 سال قبل – ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليت‌هاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.
من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند…
در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.
14. تذكر به رييس جمهور
مناظره‏هاى زنده‏ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت – بعد از مناظره – به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون مي‌دانستم ايشان ترتيب اثر مي‌دهند.
15. زير سؤال بردن بي‌جهت اشخاص و مسئولين در زمينه‌ي فساد
در مورد مبارزه‏ى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينه‏ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطه‏اى كه هست، مبارزه كرد. من مي‌خواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه‏ى هشت ماده‏اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمي‌نوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نمي‌كردم. چرا، هست؛ اما مي‌خواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بى‏جهت در زمينه‌ى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوه‏ى مجريه، هم در قوه‏ى قضائيه، هم در قوه‏ى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا – همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزه‏ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها مي‌زنند – تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همه‏ى دنيا دانستند. اين يك گوشه‏هائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست.

Advertisements