احمدي نژاد با چه "نامي" در تاريخ ثبت ميشود؟!

آيا جناب احمدي نژاد تا به حال به ماندگاري اش در تاريخ و نامي که نسلها و عصرهاي آتي از او ياد ميکنند تاملي داشته است؟ و اينکه در نظر گرفته است نامش با چه صفت و عنواني در تاريخ ايران زمين و اين سرزمين اسلامي باقي خواهد ماند.
مثلاً
شخصي سخت کوش، شجاع، خستگي ناپذير…
شخص مستبد،تک راي،تک محور،بي برنامه…
شخص اجرايي قوي با اهداف متعالي ولي بي برنامه، در اصول معتقد و در فروع سماحت جو و ….
شخصي ولايي و ولايت پذير، بازوي اجرايي رهبر زمان و یا شخصی دروغگو، بی تقوا و ضد ولایت فقیه…

و …
نظام اجرايي از ديدگاه قران به مانند نظام خلقت، بر اساس قول"احسن" به معناي کار نيکوتر و بهتر و زيباتر پايه ريزي شده است و نه قول " اکثر" به معناي کار فراوان و زياد و خستگي ناپذيري و …
او ميداند و بايد بداند که خرده کارهاي فراوان در تاريخ کم کم در اذهان مردم عصرها و نسلها رسوب کرده و رو به فراموشي ميگذارد و در مقابل طبق وعده قراني اقدامات بهتر (که البته با صبغه الهي صورت گرفته است) هر چند کم، در تاريخ باقي خواهد ماند حتي اگر مجريان اين کارها در مقطع زندگي دنيايي از آنها به نيکي ياد نشود. به عبارت ديگر 5 کار زيبا ، زيربنايي و سيستماتيک (با نيت الهي) از 50 کار و اقدام کوتاه مدت و زودگذر (که احتمالا خود خواهي و غرور فرد مجري را براي مدتي به همراه دارد) بهتر است.
احمدي نژاد به خوبي ميداند،همچنان که بارها اعلام کرده است که بسياري با او همفکر و هم طريق و طريقت نيستند و به او اعتقادي ندارند و او نيز در مقابل از انها با شجاعت برائت جسته است. دوستان و دوستداران وي اکثرا در بخشي از طبقه اصولگرايي امروزي که البته خط قرمز و محور اصلي آنها اعتقاد و التزام کلامي و قلبي به ولايت فقيه است يافت ميشوند.
احمدي نژاد که قرار بود تحت عناوين زيبا، اسلامي و ملي نظير شخص شجاع، خستگي ناپذير، انقلابي، مردمي و از همه مهمتر ولايت مداري… در تاريخ اين مرزو بوم ثبت شود در معرض امتحان (و البته خطر) جدي قرار گرفته است، چرا که اين صفات بيش از آنکه صفت او باشد ارزشش را(از ديدگاه همان قشر حامي) از نقل کننده و تاييد کننده اين صفات يعني رهبري نظام ستانده است. به عبارتي صفتي که او را جامع اين صفات مينمود تبعيت او از ولايت و بالتبع تعريف و تمجيد مقام رهبري از او بود.
به بياني ؛ احمدي نژاد به اعتقاد بخشي از بدنه اصولگرا (و البته با يک نگاه خوش بينانه) ميرفت تا به يک قهرمان ملي و چهره سالهاي حال و آتي نظام تبديل شود. اما گويا زمانه به اين سهولت به کسي مجوز عبور از خط پايان و اعطاي لقب قهرماني را نميدهد. در طي 10 روز اخير اقدامات عجيب وي به نوعي خدمات شبانه روزي اورا(با همه کاستي ها و مشکلاتش) در طول اين چهار سال تحت الشعاع قرار داد. گرچه طبق نظر رهبري "و اينکه يک اشتباه کوچک کسي را از خدماتش و سابقه اش نمي اندازد" بايد به وي فرصت داد تا اينگونه خطاهايش را جبران کند اما ميبايست توجه شود که تاريخ ايران و اسلام جاي مناسبي را براي مرتکبين چندين باره ي اين اشتباهات در نظر نگرفته است.

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

سپاه: کمبود جا برای ذخیره سازی موشک

سردار حسين سلامي فرمانده نيروي هوايي سپاه با بيان اينكه مركز ثقل قدرت در نيروي هوايي سپاه پاسداران بر توان موشكي زمين به زمين استوار است، افزود: اين موضوع قدرت بازدارنده راهبردي نظام را تشكيل مي‌دهد تا بتواند در هر نقطه‌اي از منطقه كه به عنوان نقطه شكل‌گيري يك تهديد تلقي مي‌شود، مورد اصابت قرار دارد.

فارس: فرمانده نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: نيروي هوايي سپاه، با به‌روزشدن در زمينه توليدات، فن‌آوري و دانش موشكي‏، با يك فوراني از قدرت روبه‌روست، به حدي كه در ذخيره‌سازي موشك‌ها با كمبود فضا مواجه شده است.
سردار حسين سلامي فرمانده نيروي هوايي سپاه با بيان اينكه مركز ثقل قدرت در نيروي هوايي سپاه پاسداران بر توان موشكي زمين به زمين استوار است، افزود: اين موضوع قدرت بازدارنده راهبردي نظام را تشكيل مي‌دهد تا بتواند در هر نقطه‌اي از منطقه كه به عنوان نقطه شكل‌گيري يك تهديد تلقي مي‌شود، مورد اصابت قرار دارد.
سلامي ادامه داد: همه اين موشك‌هاي زمين به زمين، چه بالستيك و چه كروز، از توليدات داخلي است و تمامي اجزاء، قطعات و سامانه آن در داخل كشور از سوي سازمان هوافضاي وزارت دفاع و در مرحله بعدي از سوي مركز تحقيقات و جهاد خودكفايي نيروي هوايي سپاه توليد مي‌شود.
وي اظهار داشت: در نيروي هوايي سپاه يك جريان بسيار قدرت‌مندي فن‌آوري و دانش صورت گرفته و ما هم اكنون با فوراني از اين جريان روبه‌رو هستيم. قدرت ما قدرت پيش‌رونده، وسعت‌يابنده و كاملاًَ انبساط‌‌پذير، تصاعدي و رو به جلوست به حدي كه در ذخيره‌سازي موشك‌ها با كمبود فضا مواجه شده‌ايم.
* هيچ قدرت كلاسيكي به تنهايي توانايي پاسخ به موج تهديدات عليه ايران را ندارد
فرمانده نيروي هوايي سپاه با اشاره به قدرت هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، با بيان اينكه مركز ثقل نيروي هوايي ارتش عمدتاً بر جنگنده‌ها و هواپيماها استوار است، گفت: آنان داراي هواپيماهاي دورپرواز، بمب‌برهاي راهبردي، پشتيباني‌هاي نزديك

ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

هاشمي يا احمدي نژاد؛ كدام يك…؟

اخیراً مطالبي در رسانه ها از اقدامات مشكوك هاشمي و گمانه زني هايي عجيب در این رابطه منتشر شده است. معتقدم كه قلمهاي نگارنده هنوز شخصيت هاشمي را به عنوان يار ديرين امام و رهبري نشناخته اند.
برخي از اين شواهد و قرائن مهم كه در حد تواتر رسيده است و پازل شخصيت هاشمي را تكميل تر مينمايد اين گونه اند:
1- در مجلس خبرگان 14 خرداد 68 نقش اقاي هاشمي در انتخاب یا اكتشاف ( بسته به نظر فقهی ) رهبر كنوني نقشي بي بديل و منحصر به فرد است و این موضوع چیزی نیست که بتوان آنرا ندیده گرفت یا کتمان نمود .
2- بسيار نقل شده است كه در زمان امام ،مشاوره یا رایزنی های هاشمي با امام بسيار مهم و پررنگ بود و همچنين نقل شده است كه امام در طول عمرشان هاشمي را عتاب(همراه با عصبانيت) نكردند بلکه همواره با ایشان به ملاطفت و مهربانی رفتار می کردند .
3- هاشمي اگر چه داراي خبط و خطاهاي نه چندان اندك به لحاظ اجرايي است، اما بسيار عاقل تر و سياستمدار از آن است كه بخواهد ( و بتواند) هرم قدرت در نظام اسلامي را به هم بريزد. چه كه ميداند اين امر به نفع هيچ كس حتي خود او نيست.
4- گرچه منتقدان جدي وي از شواهدي نظير نگارش نامه او به رهبري و خطبه هاي ايشان تحليل فوق (كه وي قصد اين امر را دارد تقويت ميكند) كمك ميگيرند، اما در مورد نگارش نامه و بيانات خطبه دو نكته مهم مينمايد: الف) نگارش نامه را نه يك امر بدون دليل و علت كه به نظر حقير، معلول حرفها و بيانات جناب ولايت مدار!، احمدي نژاد بايد بدانيم؛ چه اگر او در شب رحلت عزيزترين انسان اين نظام به يار ديرين اين عزيز اينچنين لطف و مرحمت! تثار نميكرد شايد هرگز اين نامه با اين لحن سرگشاده انتشار نمييافت ) و خطبه هاي نماز جمعه ايشان در واقع به مشروعيت سياسي( و نه مشروعيت ديني) نظام نظر داشت كه به قول اكثر اشنايان با مباحث عقيدتي و سياسي حرفي به جا بود گرچه با لحن نه چندان شفاف بيان شده بود.
5- برخلاف تحلیلهای ارائه شده در این روزها ، هدف از این مقاله یا مقالاتی مشابه ، اصلاً و هیچگاه ایجاد دوگانگی در حاکمیت نبوده بلکه شفاف سازی در این مورد است که می بایست تا حد امکان هاشمی و مقام رهبری را در اقوال و افعال نزدیک بهم دانست و جدایی این دو بزرگوار ، خواست اصلی دشمن است .
6- به اعتقاد حقير در حال حاضر ميبايستي نگاه ها به سمت رئيس كنوني جمهور چرخيد. اتفاقات ده روز اخير داراي شگفتي ها( و بگوييم گيجي هاي سياسي!) بسياري شده است. اينكه جناب احمدي نژاد (نه به وصيت نامه امام، نه به سخنان دلسوزانه و در خفاي رهبري به ايشان) كه حكم حكومتي لازم الاطاعه را با گذشت 7 روز ( كه خدا ميداند در صورت عدم پخش آن از صدا و سيما تا چه مدت ديگر ادامه ميبافت!) ناديده ميگيرد و در نهايت ان را به استناد قانون( دقت كنيد به استناد قانون و نه امر مولا!) با لحني عجيب اجابت ميكند. آري برادران! چشمانمان را تيز و گوشهايمان را تيزتر كنيم تا چيزهاي عجيب تر از اينها كه در شرف وقوع اند را بهتر درك كنيم.
7- اقايان اژه اي و صفار هم عزل شدند. البته بعداً گفته شد حکم عزل آقای صفار پس گرفته شد لیکن نامبرده با توجه به برخورد صورت گرفته ، استعفاء دادند . آنهم در 8 روز مانده به اتمام!  خدا نكند كه …

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

احمدی نژاد بدنبال چیست؟

نتیجه همه این اقدامات آزرده کردن رهبری ، فروپاشی دستگاه اطلاعاتی و افزایش تنش داخلی در نظامی است که با چالش بین المللی در پرونده هسته ای وانتخابات روبروست اقداماتی که هر کودکی می تواند بفهمد که به زیان محمود احمدی نژاد،رهبری ونظام است مگر آنکه وی ماموریتی برای اینکار داشته باشد…

5 روز قبل در تحلیلی یکی از نگاهها به احمدی نژاد را ماموریت نهایی او برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی کرده ونوشتیم:
" در این دیدگاه احمدی‌نژاد، فردی شناخته می‌شود که هدف آن سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است، بر اساس نگاه منتقدان به این دیدگاه، ابهامات مطرح شده راجع به تبار و تغییر نام‌خانوادگی احمدی‌نژاد، عملکرد وی در موضوعاتی نظیر هولوکاست و محو اسرائیل، تغییر مواضع شدید در سیاست خارجی در سال پایانی دولت نهم نسبت به دو سال نخست آن، استفاده اسرائیل از مواضع رادیکال احمدی‌نژاد و تداوم ریاست جمهوری وی، تأثیر طرح اتهامات و روش افشاگرانه او علیه علما و شخصیت‌های نظام بر سست شدن ثبات جمهوری اسلامی و ایجاد اختلافات در سطوح بالا از جمله شواهد و قرائنی است که نشان می‌دهد که عملکرد محمود احمدی‌نژاد در جهت فروپاشی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد، انزوا در سیاست خارجی و صدور قطعنامه‌هایی که حتی در دوران جنگ نیز سابقه نداشته است، ‌از بین رفتن سرمایه‌های ارزی، افزایش نارضایتی داخلی و تضعیف جایگاه نهادهای کلیدی نظام مانند جایگاه رهبری، سپاه‌پاسداران، شورای نگهبان به دلیل اشتباهات غیرقابل توجیه وی از جمله دیگر دلایل منتقدان به دیدگاه اول محسوب می‌شود. "
اکنون در کمتر از یک هفته کشور با بحرانی بی سابقه مواجه شده است:
احمدی نژاد 4عضو کابینه را در یکساعت برکنار کرد که تنها نتیجه آن از بین رفتن اعتبار قانونی هیات وزیران ونیاز به رای گیری مجدد برای دولت از مجلس کند در حالیکه تنها 8روز دیگر و با تنفیذ ریاست جمهوری به وی ٰاو می تواست بصورت طبیعی اینکار را انجام دهد.
جمعه هفته قبل و چند ساعت قبل از خطبه های هاشمی که پیش بینی می شد حاکمیت را با انتقاداتی جدی از ناحیه رییس مجلس خبرگان مواجه کند احمدی نژاد با انتصاب جنجالی ترین عضو دولت نهم به سمت معاون اولی رهبری را در تنگنا قرار داد وحتی 5روز پس از ابلاغ دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری رحیم مشایی وی مقاومت کرد و با کشیده شدن موضوع به صدا وسیما ، احمدی نژاد بدون برکناری مشایی استعفای وی را با ادبیاتی طعنه آمیز به نظام پذیرفت و آنرا با نامه ای توهین آمیز به رهبری ارسال کرد.
انتصاب مشایی بعنوان ریاست دفتر ومشاورت ارشد خود که عملا جایگاه وی را از معاونت اولی مهمتر می کند حرکت دیگری بود که نشان داد که احمدی نژاد در پی ایجاد تنش در حاکمیت است.
برکناری 4وزیر در یکساعت ومرخص کردن وزرایی نظیر الهام و سعیدی کیا اقدامی دیگر در پاکسازی هیات دولت از وزرای مرید رهبری است.
اینکه اهداف احمدی نژاد از بحران سازی های پیاپی چیست پرسش دشواری است اما به این نکته می توان اشاره کرد که اگر وی در پی انتصاب وزیرانی همراه با خود است ؛ مقطع فعلی بدترین زمان برای تصفیه حساب بود زیرا با این اقدام از یکسو اعتبارقانونی هیات دولت از بین رفته است و از سویی دیگر مراسم تنفیذ به خطر افتاده ودر مرحله سوم نیز رای اعتماد مجلس به وزرایی جدید محال به نظر می رسد.
نتیجه همه این اقدامات آزرده کردن رهبری ، فروپاشی دستگاه اطلاعاتی و افزایش تنش داخلی در نظامی است که با چالش بین المللی در پرونده هسته ای وانتخابات روبروست اقداماتی که هر کودکی می تواند بفهمد که به زیان محمود احمدی نژاد،رهبری ونظام است مگر آنکه وی ماموریتی برای اینکار داشته باشد…

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

پرسشهای پس از انتخابات!

پرسشهای پس از انتخابات!

غلامعلی رجایی

14296_698

بالاخره مساله انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مانند هر مساله دیگری تمام شد. قبل از پرداختن به برخی از این ابهامات و نقدها باید یادآوری نمود که به دلیل پاره‌ای از مشخصات و ویژگی‌ها، در میان انتخابات انجام شده در این سه دهه، نمی توان به جز اولین انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی ـ رفراندوم تعیین نظام مقدس جمهوری اسلامی ـ نظیر و مانندی برای این انتخابات سراغ گرفت. این ویژگی‌ها عبارتند از:
1- حضور بی‌سابقه مردم که درصد حضورشان در پای صندوق‌های رأی، فاصله چندانی با درصد حضور مردم در رفراندم تعیین نظام در سال 1358 نداشت.
2- حضور شخصیت‌های برجسته سیاسی در میان نامزدها که تماماً از بزرگان و مسولین نظام بودند. سه نفر از نامزدها ـ جناب کروبی، جناب موسوی و جناب احمدی‌نژاد ـ متصدی امر مجلس یا دولت‌های گذشته بوده‌اند، دو نفر آن‌ها ـ جناب کروبی و جناب رضایی ـ ازمسئولین منصوب امام و مورد علاقه ایشان بوده‌اند. یک نفر از آن‌ها ـ جناب موسوی ـ دو دوره نخست وزیر رهبری کنونی نظام و مورد تایید و علاقه امام بوده است.
3- حضور پررنگ و اعلام مواضع شخصیت‌‌ها و مجامع و تشکل‌های دینی در حمایت از بعضی از نامزدها که بر خلاف دوره‌های گذشته، گاه در میان آن‌ها ایجاد دو دستگی نمود.
4- پاره‌ای ملاحظات و مسائل در امر مقدمات برگزاری و حواشی مقدماتی انتخابات که تا حدودی اصل انتخابات را تحت تأثیر خود قرار داد.
5- اعلام نظر و موضع‌گیری دولت‌های خارجی ـ آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی و رژیم اشغالگر فلسطین ـ در قبال روند و نتیجه انتخابات.
6- اعتراض گسترده مردم به نتیجه اعلام شده انتخابات و تبعات و پی آمدهای تلخ و خونین آن و…
اما برخی از ابهاماتی که به رغم اعلام رسمی بسته شدن پرونده انتخابات از سوی شورای نگهبان هنوز که هنوز است در ذهن و نظر خیلی‌ها بی‌جواب مانده‌اند و به نظر می‌رسد تا جامعه بیدار ما برای آن‌ها پاسخ و دلائل قانع کننده‌ای نیابد، کماکان از مسئولین امر به دنبال جواب آن‌هاست، به قرار زیر است:
1-دراین انتخابات برای اولین بار و برخلاف انتخابات دوره‌های پیشین ریاست جمهوری، از سوی نامزدهای اصلاح طلب و بویژه از سوی ستاد مهندس میرحسین موسوی بحث امکان انجام تقلب به میان کشیده شد و برای جلوگیری از این شائبه، پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت ازآراء به وزارت کشور ارائه گردید که متاسفانه وزارت کشور با این پیشنهاد به شدت مخالفت کرد.
در یک بررسی منصفانه و به دور از پیش داوری باید اذعان کرد، هر چند انتخابات در ایران اسلامی از سالم‌ترین و پاکترین انتخابات موجود در دنیاست، اما به تلخی بایداذعان کرد در مواردی تخلفاتی در انتخابات‌‌ها رخ داده است.
در دهه شصت و پس از آن، شاهد انجام تقلب‌هایی در امر انتخابات بوده‌ایم. برای نمونه در دو مرحله انتخابات استان اصفهان از سوی شورای نگهبان تماماً باطل اعلام گردید و در نمونه دیگر مابین وزارت کشور و شورای نگهبان در مورد نحوه شمارش بعضی از صندوق‌های رأی‌گیری در سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران اختلاف نظر شد، حضرت امام(ره) در این مورد با تعیین حجت الاسلام محمدعلی انصاری کرمانی که از اعضای دفتر و مورد وثوق ایشان بود، شخصاً دخالت کردند و رأی نماینده خود را برای دو طرف لازم‌الاجرا دانستند که در نتیجه با اعلام رأی نماینده ایشان به نفع وزارت کشور پس از بازشماری بعضی صندوق‌های مورد اختلاف انتخابات تهران از ابطال رهایی یافت. همچنین در انتخابات مجلس ششم با درخواست شورای نگهبان برخی صندوق‌های حوزه تهران تا میزان 700 هزار رأی باطل شد و دکتر حداد عادل که ابتدا نامش در میان برگزیدگان نبود، به مجلس ششم راه یافت و در آن مقطع هم با حکم رهبری انقلاب شورای نگهبان از تداوم ابطال صندوق‌ها دست کشید.
سوال وابهام اساسی این است:
برفرض که ستاد مهندس موسوی این کمیته رابهانه کرده باشد تا بقول بعضی از آقایان پیشاپیش باعلم به شکست موسوی!! در اعلام نتیجه نهایی انتخابات تردید ایجاد کند!، چه مانعی داشت این بهانه از این ستاد گرفته می‌شد؟ آیا کمال تدبیر در این نبود که وزارت کشور برای رّد این شبهه با توجه به این‌که رییس دولت هم یکی از نامزدها و به تعبیری اصلی‌ترین رقیب نامزدهای دیگر در این انتخابات بود، با پیشنهاد تشکیل این کمیته موافقت می‌کرد؟ آیا می‌توان این مخالفت را به حساب بی‌تدبیری گذاشت؟
آیا نباید به معترضین حق داد در این مورد به گونه‌ای دیگر بیاندیشند و برای مخالفت با تشکیل کمیته صیانت از آراء که وجود آن به هیچ کجا برنمی‌خورد، دلائل خاص خود را داشته باشند؟ چرا وزارت کشور که در انجام انتخابات به دور از هرگونه اشتباه و تقلب کاملاً اطمینان داشت با این پیشنهاد منطقی اصلاح طلبان مخالفت کرد و این همه و شاید تا همیشه خود را در معرض بدترین اتهامات ممکنه قرار داد؟
2- یکی از مشکلات و ابهامات انتخابات کنونی که باید در کمال انصاف آن را تنها متوجه دولت نهم و دهم ندانست آن است که دولت ازیکسو در امر برگزاری انتخابات مجری انتخاباتی به این حساسیت است و از سوی دیگر رییس آن بعنوان یکی از نامزدهای حاضر در انتخابات در این عرصه با رقبای دیگر رقابتی جدی دارد!
پرسش اساسی این است: اگر دولت در این زمینه همانند آن‌چه در این انتخابات شاهد آن بودیم که وزرای دادگستری! و امورخارجه در تهران و استان گلستان برخلاف قوانین موجود که شخصیت‌های دولتی را از تبلیغ و فعالیت به نفع یکی از نامزدها‌ منع می‌نماید در حمایت از احمدی‌نژاد سخنرانی کردند – تخلفاتی داشته باشد که این تخلفات اصل و نتیجه انتخابات را به زیرسوال می‌برد، به کجا و چه کسی باید پناه برد؟ به شورای نگهبانی که بیش از نیمی از اعضای آن در اقدامی تعجب برانگیز پیش از برگزاری انتخابات در رسانه‌ها اعلام می‌کنند به آقای احمدی‌نژاد رأی می‌دهند شکایت معنایی دارد؟
کسی در فصل الخطاب بودن نظر نهایی شورای نگهبان در اعلام نهایی نتیجه انتخابات نباید کمترین شک و تردیدی داشته باشد، چون این نص قانون است. اما به نظر می‌رسد در این‌گونه موارد که افکار عمومی کشور ملتهب و نگران نتیجه انتخابات است، رجوع به قانون تنها گره‌گشای کار نیست و باید برای عبور از بحران ایجادشده که متاسفانه در این انتخابات به ریخته شدن خون ده‌ها نفر بی‌گناه منجر شد، باتوجه به مصلحت عمومی جامعه تدبیرهایی دیگر اندیشید و راه برون رفت از بحران و مشکل، آن‌هم در چنین مساله‌ای که در آن نه تنها چند میلیون نفر در یک شهر بلکه میلیون‌ها نفر در سرتاسر کشور دچار تردید بودند را پیدا نمود.
مگر امام که برخی‌ها این همه با نقل به جا و بی‌جای! فرمایشاتشان درباره منزلت شورای نگهبان داد سخن دادند که ایستادگی در برابر شورای نگهبان را دیکتاتوری و ایستادگی در برابر قانون می‌دانست، در مثال ذکر شده در بالا درباره انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران، آیا قانون نمی‌دانست و یا به فصل‌الخطاب بودن نظر نهایی شورای نگهبان اعتقادی نداشت که در اختلاف ایجاد شده مابین شورای نگهبان و ستاد انتخابات وزارت کشور طرف شورای نگهبان را نگرفت و نظر آن‌را فصل‌الخطاب ندانست؟! جالب اینجاست که در آن انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور در مقابل هم بودند و در این انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور، در برابر میلیون‌ها نفر.
مگر رهبر انقلاب در انتخابات مجلس ششم با حکم حکومتی خود جلوی اقدامات شورای نگبهان را نگرفتند؟ چرا لااقل به سیره نورانی امام عمل نشد تا میلیون‌ها نفر که برای رساندن صدای اعتراض خود، گوش شنوایی نمی‌دیدند، ناچار نشوند به خیابان‌ها بریزند و در راهپیمایی‌هایی میلیونی در فریاد خاموش خود را به طاق آسمان تهران و غیرتهران بکوبند و در راستای اعلام اعتراض خود حتی حاضر شوند خون عزیزان خود را برزمین ریخته ببینند؟
چرا در نه دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته، معترضی به خیابان نیامد وراه پیمایی نکرد وقطره ای خون هم از دماغ کسی برزمین ریخته نشد ؟
3- نظام مقدس ما تازه سی ساله شده است: چرا بعضی از ما این قدر بی‌حوصله و بی‌طاقت شده‌ایم که در کمترین حادثه‌ای صبوری از دست داده و برای حذف یکدیگر به سیم آخر می زنیم؟
چرا ما که داعیه آزادی بشریت‌مان گوش خودمان و فلک را کر نموده است! به این زودی تحمل یکدیگر را ازدست داده‌ایم که انگار جز با زبان اتهام براندازی و جاسوسی و زندان و حبس و پرونده و سنگ و باتوم و…! نمی‌توانیم با هم سخن بگوییم؟
چرا دشمنانی را که کمر به نابودی این آب و خاک و آیین بسته‌اند، مهمان ریشخند بر اشتباهات غیرقابل قبول و بی‌تدبیری‌ها و سیاست‌های نادرست خود نموده‌ایم؟
4- مگر دولت مانند همه دولت‌های دیگر با به کارگیری نیروهای انتظامی تحت امر خود وظیفه برقراری امنیت در چنین مواقعی را برعهده ندارد؟
بر فرض که عده‌ای آشوبگر با قصد قبلی سعی در سوء استفاده از این راهپیمایی‌ها و تجمع‌های آرام را داشته باشند؛ آیا دولت نمی‌تواند و نباید با ایجاد حصارهای امنیتی ایجاد شده توسط نیروهای انتظامی تحت فرمان خود، آن‌گونه که در راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیز در خارج از کشور شاهد آن هستیم، وضعیت را کنترل و امنیت راهپیمایان را تامین و راه را بر سوء استفاده کنندگان فرصت طلب ببندد؟
حال که اراده هر چنداشتباه این بود که با نیروی قهریه تجمعات سرکوب شود و صدافسوس! چرا در این بازی این همه از نیروی بسیج وسپاه که پشتوانه و آبروی آن‌ها، خدمات بی‌نظیر و بی‌بدیلشان به کشور و ملت و انقلاب است، مایه گذاشته شد؟
آیا کسانی که به روی مردم تظاهرکننده – هر چند غیرقانونی – چوب و باتوم بلند می‌کنند و بر روی آنان اسلحه می‌گشایند و هرکس را در روبروی خود می‌بیند، مجرم و متهم می‌دانند و گاه مقصر و غیر مقصر را از هم تشخیص نمی‌دهند می‌توانند و در مواقعی که دفاع از انقلاب به نیروی مردمی نیاز دارد، این مردم را به سوی خود فرا بخوانند؟ و اگر فرا بخوانند آیا باید انتظار اجابت از سوی کسانی را داشته باشدکه برروی آن‌ها باخشم نگریسته و آن‌ها را کتک زده و یا از آن‌ها کتک خورده‌اند و..؟
شما را به خدا لااقل به وجدان‌هایتان پاسخ دهید: نوجوانان و جوانانی که از آن‌ها حداکثر در حد کارساده‌ای مانند پست‌های ایست و بازرسی استفاده شده و می‌شود، در رابطه با کنترل بحران‌ها و جنگ‌های درون شهری چه آموزش‌هایی دیده بودندکه مظلومانه پای آن‌ها به میان کشیده و با آبروی آن‌ها این‌گونه بازی شد؟ گناه هدردادن این سرمایه ارزشمند عمومی برگردن چه کسانی است؟
چرا اعتمادی را که نظام اسلامی ما در ازای ریخته شدن خون صدهاهزار شهید و مجروح به دست آورده و به آن می‌بالد، فدای یک انتخابات زودگذر چندساله کرده و می‌کنیم؟
چرا فکر نمی‌‌کنیم با فداکردن این نیروی ارزشمند و از بین بردن اعتماد ملت به نظام که بازگرداندن آن اگر امری محال نباشد، بسیار دشوار است، چه از دست داده و چه به دست آورده‌ایم؟
چرا عده‌ای به خود اجازه می‌دهند هر کار می‌خواهند از حساب رهبری و اعتبار ولی‌فقیه خرج کنند و کار به جایی برسد که خود ایشان هم از خون شدن دلش با اقداماتی با نام رهبری گلایه کنند؟
5- در اولین روز اعلام نتیجه انتخابات، بسیاری از فعالین سیاسی وابسته به اردوگاه اصلاح طلبان دستگیر و روانه ناکجاآبادهایی شدند که به حسب نقل، تاکنون حتی خانواده و وکلایشان امکان دیدار با آنان را پیدا نکرده‌اند. تا آنجا که من در رسانه‌ها دیده‌ام، در این مورد کمترین اطلاع‌رسانی‌ به مردم انجام نشده است.
آنگونه که از شواهد و ظواهر امر پیداست، اکثر این افراد توسط وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی که ضابط قوه قضاییه است دستگیر نشده‌اند. اگر این نیروهای که به غلط یا درست! به آن‌ها لباس شخصی می‌گویند، وظیفه قانونی خود را انجام می‌دهند، که لابد بهردلیل! نیروهای انتظامی و اطلاعاتی کشور از انجام آن عاجز یا معاف شده‌اند! چه اصراری بر عمل پنهانی آن‌ها وجود دارد تا این همه حرف و حدیث در مورد آن‌ها در مجلس و در سطح جامعه زده شود و کسی را یارای پاسخ به انبوه سوالات درباره آن‌ها نباشد؟
چرا یک‌بار برای همیشه مساله لباس شخصی‌ها برای مردم و نمایندگان آن‌ها در مجلس روشن نمی‌شود؟ تا کی می‌خواهیم یک بام و دو هوا عمل کنیم؟ آیا آفتاب همیشه زیر ابر پنهان می‌ماند؟ نکند خدای ناکرده این شجاعت در مسولین این افراد وجود نداردکه نمی‌توانند در این‌گونه مواقع مسئولیت عملکرد خویش را برعهده بگیرند؟! اگر به وظایف قانونی خود عمل و عده‌ای را دستگیر می‌کنند، چرا دستگیرشدگان را ازابتدایی‌ترین حقوق انسانی و شرعیشان محروم می‌نمایند؟ا
6-آیا بروز آن همه اشتباه از سوی دولت و غیردولت را در روزهای پرالتهاب پس از انتخابات، می‌توان امری تصادفی دانست؟ چرا در روز انتخابات سیستم ارسال پیام‌های کوتاه مردم در سرتاسر کشور دچار اشکال شد؟
مگر آقایان مدعی این نبوده و نیستند که رأی مهندس موسوی بیشتر مربوط به تهران! آن هم ساکنان شمال آن! بوده است؟ اگر این‌گونه بود و هست، چرا سیستم ارسال پیامک بیشتر شهرهای کشور را مختل کردند؟
بر فرض این که استفاده از این امکانات تنها برای جبهه رقیب و به نفع رقیب بود که اینگونه نبود و دوطرف به طور یکسان از آن استفاده می‌کردند، دولت که مجری انتخابات است و باید در این آوردگاه حساس بی‌طرف باشد چه حقی داشته و دارد از قدرت و امکانات امنیتی و ارتباطاتی خود در جهت اعمال محدودیت علیه نامزدها یا نامزدهایی که طرفداران آن‌ها را در اقلیت می‌داند، استفاده کند؟
اگر این همه مردم در اقلیت بودند، چرا این همه از آن‌ها هراس داشتند و آن‌ها را از دسترسی به امکانات شخصیشان منع کردند؟
درکجای دنیا اکثریت از اقلیت می‌ترسد و علیه او وارد عمل می‌شود؟! اکثریت چرا باید از اقلیت بترسد و علیه او اعمال محدودیت نماید؟!
دولت چه حقی دارد به هر بهانه در محدوده و حریم شخصی شهروندان ظاهر شود، تا جایی که آن‌ها را در استفاده از امکانات شخصیشان (تلفن‌های همراهشان) دچار محدودیت نماید؟ آیا با کسانی که بهر دلیل این محدودیت‌ها را اعمال نمودند، نباید براساس قانون برخورد و مسببین آن به مردم معرفی شوند؟
سخن به درازاکشید. کاش رییس دولت نهم و دهم در نطق تلویزیونی سه‌شنبه شب خود می‌توانست با تغییری اساسی و رویه خود و دولت‌مردانش آبی بر این آتش همچنان مشتعل اما پنهان! بریزد تا شاید دل‌های بناحق شکسته‌ای را بدست آورد و قلوبی داغ‌دار از مصیبت عزیزان را تسلا و آرامشی بخشد و.. اما انگار نه انگار هنوز که هنوز است، بعضی از عزیزان این ملت که روزی مانند خود ایشان براریکه مسئولیت بوده‌اند در زندانند. انگار نه انگار در بدنه دولت ایشان به قول تاریخ نگار معروف عهد غزنویان، مرحوم بیهقی: بعضی وزرای دولت او انگشت در وزارتخانه‌های خود کرده‌اند تا هر کس که به موسوی رأی داده و برای او فعالیت کرده است! را بیابند تا او را اگر به سمتی است – مانند وزارت نفت!- ازآن سمت و مسئولیت بردارند، وگرنه از او بخواهند بارش را بردارد و به هر جا که خواهد رود!
راستی هوا این روزها خیلی پس است! می‌گویند و شاید! در روزهای آینده اوضاع کمی بهتر بشود! و خواهد شد! خدا کند، خدا کند همچون همیشه ابر رحمتی بیاید و بر ما ببارد و ببرد هر آنچه را که باید ببرد!
هوالذی انزل من السماء ماء لیطهرکم به ولیربط قلوبکم ویثبت به الاقدام! خداست که از آسمان آبی فرو می‌فرستد که با آن شما را پاک و پاکیزه می‌کند و دل‌هایتان را بهم پیوند داده و قدم‌هایتان را استوار می‌نماید. صدق الله العلی العظیم.

نوشته شده در عمومی. Leave a Comment »

با هزار تومان چی کار میشه کرد ؟

یکی از بهترین تبلیغ هایی است که تا بحال دیده ام که انسان را واقعا به فکر وا میدارد. این آگهی مربوط به طرح 1000 تومان موسسه خیریه‌ی محک است که از ما میخواهد با پرداخت ماهانه هزار تومان ! به کودکان سرطانی کمک کنیم. مبلغی که هر روز چند برابر آن را صرف خرید چیزهای مختلف و گاها بدرد نخور میکنیم غافل از اینکه میشود با این پول چه کارهای بزرگی انجام داد.

موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان”محک” به عنوان یک سازمان غیردولتی، غیرانتفاعی وغیرسیاسی در سال 1370 آغاز به کار کرد و از همان زمان فعالیت رسمی خود را جهت تسکین آلام کودکان مبتلا به سرطان و خانواده های آنان آغاز نمود.
موضوع فعالیت مؤسسه محک ، انجام امور خیریه در زمینه های پزشکی، پژوهشی، پیشگیری، درمانی، خدماتی، بهداشتی، بیمارستانی، رفاهی و صرفا در جهت حمایت از کودکان مبتلا به سرطان می باشد.
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان “محک” توانسته است در طول 16 سال فعالیت خود بالغ بر 11000 کودک مبتلا به سرطان را تحت حمایت قرار داده وامکان ساخت بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان “محک” را فراهم آورد.

کار خوبی که این موسسه انجام داده است امکان پرداخت کمک های مالی بصورت آنلاین می باشد.که با رفتن به سیستم دریافت کمکهای مردمی محک و چند کلیک ساده کمک های خود را به کودکان سرطانی برسانید. البته محک پیشنهاد میکند که برای شرکت در این طرح به عضویت موسسه در آید تا بتوانند با انسجام و ساماندهی بهتری این کمکها را جمع کنند که این کار هم بصورت آنلاین امکان پذیر است.

خوشبختانه موسسه محک سایت بسیار خوبی دارد که تمامی موارد را به روشنی توضیح داده که پیشنهاد میکنم در صورتی که تمایل به همکاری دارید حتما نگاهی هم به سایت آنها بیاندازید.

از شما خوانندگان و وبلاگنویسان عزیز میخوام که آنچه در فراگیر شدن این طرح از توانتان بر می آید انجام دهید و از آن حمایت کنید. باور کنید این کار بسیار ارزشمند تر از بازیهای گاه و بی گاه وبلاگی است !!

مشاهده سایت موسسه خیریه محک
مشاهده صفحه عضویت در محک
مشاهده نحوه ی پرداخت کمک های مالی در داخل و خارج ایران
ورود به سیستم آنلاین دریافت کمک های مالی
مشاهده گروه و صفحه محک در فیس بوک