نقش زن در اعتراف گیری از متهمین!

نسیم عرب امیری در شعر طنزی راجع به نقش زن در اعترافات اخیر در سایت آی طنز نوشته است:
چه سفیر و چه راهزن باشد
مرد باید کنار زن باشد!
مرد بی زن دراز می‌گردد
از خودش نیز باز می‌گردد!
بعد یک دوره اختناق شدید
می‌کند در مواضع‌اش تردید!
فکر آهوی کوی و برزن نیست
درد او غیر دوری از زن نیست!
مرد وقتی اسیر می‌گردد
ظرف شش هفته پیر می‌گردد!
هیکلش می‌شود شبیه صلیب
وزن کم می‌کند به طرز عجیب!
تا خود صبح می‌زند به سرش
درد بی‌وقفه می‌کند کمرش!
از قشنگی قوچ می‌گوید
هذیان‌های پوچ می‌گوید!
قصه از رو نوشت می‌خواند
تو بگو حرف زشت می‌خواند
موضع‌اش را به انحراف بگیر
در همان وضع اعتراف بگیر!

Advertisements

عکس:دسته گلی! برای احمدی نژاد

عکس:دسته گلی! برای احمدی نژاد

جدیدترین آمار روابط جنسی جوانان در ایران! سازمان‌ملی‌جوانان:اکثردخترها دوست پسر دارند!

یک بررسی در سازمان ملی جوانان نشان می دهد که 55 درصد جوانان با جنس مخالف خود ارتباط دارند.
به گزارش جهان نیوز که از احمدی نژاد حمایت می کند در این پژوهش 7 هزار نفری از دختران و پسران مجرد 15 تا 29 ساله که به روش تصادفی انتخاب شده آمده است:30 درصد افراد نمونه فقط رابطه دوستی را انگیزه خود از برقراری رابطه دانسته اند .حدود 34 درصد انتخاب همسر و 14 درصد نیز رابطه جنسی را دلیل دوستی برشمردند.
ابراز محبت از جنس مخالف مهمترین عامل موثر در ایجاد رابطه دوستی تلقی شده است.
43 درصد دخترانی که رابطه داشته اند بیان کردند که تنها با یک نفر رابطه دوستی داشته اند و 57 درصد با بیش از یک نفر دوست بودند.این نسبت ها برای پسران 24 و 76 درصد است.
24 درصد از کسانی که با جنس مخالف ارتباط داشته اند بیان کرده اند که رابطه آنان به آمیزش جنسی منجر شده است.
در استان های خوزستان و گیلان بیش از دیگر استانها این رابطه به رابطه جنسی منجر شده است.
16 درصد از جوانانی که آمیزش جنسی داشته اند به حاملگی بعد از ازدواج اشاره کرده اند .این رویداد برای پسران در همه سنین و برای دختران بعد از 17 سالگی رخ داده است.
درآمد خانوادگی بیش از 15 درصد از جوانانی که ارتباط جنسی دشته اند ،بین 500 تا یک میلیون بوده است.
در این گزارش آمده است که تبادل نگاه در حدود 40 درصد آغازگر رابطه بوده است.
همچنین 40 درصد افراد خیابان را به عنوان مکان آغاز ارتباط با جنس مخالف اعلام کردند،نزدیک به 15 درصد در میهمانی خانوادگی 15 درصد دانشگاه و 12 درصد پارک و بقیه ،مهمانیهای دوستانه را اولین مکان ارتباطی با جنس مخالف دانسته اند.
سازمان ملی جوانان در انتهای این گزارش ملی تاکید می کند که شیوع رابطه با جنس مخالف در میان نوجوانان و جوانان ما به طور چشمگیر افزایش یافته است.

تفاوتهاي جالب همسران گل و اردوغان +عکس

روزنامه وطن، چاپ استانبول با انتشار گزارشي به مقايسه خصوصيات اخلاقي و رفتاري دو بانوي اول کشور ترکيه يعني امينه اردوغان، همسر نخست وزير و خيرالنساء گل، همسر رئيس جمهور پرداخته است.
به گزارش پايگاه تحليلي ـ خبري ايران بالکان (ايربا) اين گزارش به شرح زير است:
آيا اين دو به هم شبيهند؟ تفاوت‌هاي عمده بين امينه اردوغان و خيرالنساء گل چيست؟

آيا نوع نگاه اين دو زن به اسلام اختلاف زيادي دارد؟ رفتار اينان در زندگي خصوصي‌شان چگونه است…؟
الف. رفتار با همسر
امينه اردوغان روي شوهر خود تاثير فراواني دارد؛ کنترل خانواده در اختيار اوست؛ به حساسيت در ديدار همسرش با زنان ديگر شهرت دارد! غالبا هم مراقب ديدارها و عملکرد همسرش است.

اما خيرالنساء گل سعي مي‌کند هنگام ديدارهاي همسرش عقب‌تر بايستد؛ او همسرش را کاملا آزاد مي‌گذارد.
ب. دين و سياست
به اعتقاد کساني که خيرالنساء گل را از نزديک مي‌شناسند، او دلبستگي بيشتري به اسلام سياسي دارد.
امينه اردوغان نيز به ارتباطات روزمره بيش از موضع‌گيري‌هاي ايدئولوژيک اهميت مي‌دهد.
ج. مد و نوع زندگي روزانه
امينه اردوغان با طراحان مد همکاري دارد؛ او تا امروز 8 تا 10 طراح مد لباس هايش را تغيير داده است.
اما خيرالنساء گل با طراحان مد کار نمي‌کند و لباس‌هايي را برتن مي‌کند که خود مي‌پسندد.

جالب اينکه امينه اردوغان نوع روسري اش را تاکنون بارها تغيير داده و هر بار رنگ آن را روشن‌تر کرده است.
در مقابل، خيرالنساء گل هيچ گاه نوع روسري اش را تغيير نداده است.
امينه اردوغان کفش‌هايي به پا مي‌کند که مارک شرکت ايتاليايي استيلتو را داشته باشد؛ کفش‌هاي او عمدتا نوک تيز است.

خيرالنساء گل ولي کفش‌هاي نرمتر را ترجيح مي‌دهد.
د. روابط اجتماعي
امينه گه گاه با مردان دست مي‌دهد.
اما خيرالنساء گل در ترکيه با مردان دست نمي‌دهد.
او تنها در آمريکا و در جريان ديدارهاي رسمي با مردان دست داد ولي در ترکيه از اين کار پرهيز مي‌کند.
هـ. سياست و مسائل زنان
امينه اردوغان گويي ناظر و مشاور همسر مسئولان و وزراي کابينه است؛ هر کس نسبت به شوهر خود ترديدي داشته باشد نزد او مي‌رود. او در اين خصوص بسيار هشيار است. دشمن شماره يک مقاماتي است که خارج از محدوده خانواده ارتباطات مشکوک داشته باشند.
او براي اين قبيل افراد چون کابوسي ترسناک است. گفته مي‌شود امينه اردوغان در تصويب قانون محدود کننده روابط نامشروع در ترکيه نقش اصلي را داشته البته اما وقتي اتحاديه اروپا به اين مصوبه واکنش نشان داد، حزب عدالت و توسعه عقب نشيني کرد.

خيرالنساء گل بيشتر علاقمند است در خصوص آزادي فعاليت زنان باحجاب تلاش کند؛ او پرداختن به مسائل سياسي، ايدئولوژيک و نظري را بر ديگر مباحث ترجيح مي‌دهد.
اما اکنون اين سوال مطرح است که آيا تفاوت ديدگاه‌هاي امينه اردوغان و خيرالنساء گل مي‌تواند اوضاع ترکيه را تحت تاثير قرار دهد؟
در پاسخ بايد گفت کمي بله و کمي خير! آنها در هر صورت همسر کساني هستند که امروز سکان جهت‌دهي به سياست‌هاي کلان ترکيه را در دست دارند.

سودجویی سرشار از استثمار مدرن زنان ایرانی

پشت پرده بی تفاوتی های فرهنگی

سودجویی سرشار از استثمار مدرن زنان ایرانی

سالن دیگری در میدان نبوت (هفت حوض) با تقلید از سالن های مدرن، خدمات اپیلاسیون ‏برای مشریان خود ایجاد کرده ولی شرط استفاده از آن را به بهانه مسایل بهداشتی و ‏پزشکی، لخت شدن کامل دختران و زنان قرار داده است!‏

آینده سرویس اجتماعی، دوره های گذار از سنت و مدرنیته آن چنان که در کشور ما به سادگی با آن برخورد می ‏کنند، کم هزینه و بدون مشکل نیست و مطابقت دو دوره برشمرده در کشورهای غربی ‏نشان دهنده عمق فاجعه است و مشخص نیست این رویداد در کشورهای شرقی دارای ‏فرهنگ غنی چه تاثیری می گذراد.‏
ایران به عنوان یکی از قطب های فرهنگی خاورمیانه و یکی از ‏تمدن های قدیمی جهان به دلیل اشتباهات بزرگ در تحلیل وضعیت آینده فرهنگی خودش، ‏امروز گرفتار ناهنجاری های ریز و درشتی است که به صورت زیرپوستی در حال ‏گسترش است و در این میان نه تنها قابل مشاهده در سطح جامعه است، بلکه نمی توان ‏آن را در زمان کوتاهی هم شناسایی کرد.‏
در سالهای میانی دهه 70 خورشیدی به رغم بی توجهی سازندگان فیلم ها و سریال های ‏تلویزیونی و بعد از آن در سینمای کشورمان، خرده فرهنگ های ارزشی و هنجارهای ‏خانوادگی زندگی ایرانیان دچار تغییرات عمده ای شد.‏
این خرده فرهنگها که شبیه آن در کشورهای مختلف جهان وجود دارد و در وجود آن بین ‏هندوستان با ایالات متحده فرقی نیست، در ایران زیر حجم فشار زیادی قرار گرفت که به ‏خوبی نشان داد یکی از محصولات ضربه پذیر فرهنگی جامعه پس از جنگ بود!‏

این رخداد چنین بود که تا پیش از این اتفاقات، آرایش و چهره آرایی در جامعه ایران تنها ‏امری اختصاصی برای بانوان بود و در جمع های خانوادگی تغییر چهره برای دختران ‏امری مذموم و ناپسند از سوی اقشار مختلف جامعه تلقی می شد.‏
این موضوع آن قدر برای جامعه ایران جایگاه داشت که حتی پیش از انقلاب هم افرادی که ‏در حیطه خانواده و اخلاق اجتماعی قرار داشتند، به آن تن داده بوده و آن را قبول داشتند.‏ ولی با روش های غیرعلمی و پرخاشگری های مدیریتی که در مدارس دخترانه دهه 60 به ‏بعد رخ داد، ناگهان جامعه ایران به سوی یک گرایش یک سویه بر ضد اصول و ارزشهای ‏خود حرکت کرد، که یک هدف آن مقاومت و لجبازی با روش های برشمرده بود.‏
همین لجبازی موجب شد ناگهان موجی از دختران "زن نما" در جامعه ایران پدید بیاید ‏و برای همیشه این هنجار اخلاقی در شناسایی یک دختر ایرانی از زن ایرانی به فراموشی ‏سپرده شود، هنجاری که هندوها در هندوستان براساس الهام از فرهنگ اصیل ایرانی به ‏شیوه ای دیگر آن را در زندگی اجتماعی خود وارد کرده و با قرار دادن یک نشانه، حریم ‏زنانه و دخترانه را برای جامعه و خانواده ها تعریف کرده اند.‏
شاید برخی از چهره های به اصطلاح روشنفکر جامعه ایران که این روزها فارغ از ‏موضوعات سیاسی و اجتماعی در حال کاسبی و انتشار این ارزشها به عنوان

تابو ‏هستند، این موضوع را خنده دار تلقی کنند،اما وقتی به زندگی "جولیا رابرتز" هنرپیشه مشهور زن هالیوود که یکی از خانواده ‏دوست ترین و سالمترین زنان هالیوود است دقت کنیم، حتی متوجه قوانین ارزشی و ‏هنجارهای اخلاقی برای زنان در شهرهای مختلف ایالات متحده می شویم!‏


جولیا در یک شوی تلویزیونی دلیل بازیگر شدن خودش را تعریف می کند که در میان آن ‏می توان نکته ای جالب را یافت. وی می گوید: "وقتی در شهرمان کالج را تمام کردم، به ‏خاطر اینکه زیبایی خاصی نداشتم، کسی به خواستگاری من نیامد، مدتی به ‏دنبال کار گشتم و نتوانستم کار خاصی پیدا کنم، برای همین مجبور شدم به نیویورک ‏بیایم، در کافه ای به عنوان گارسون مشغول به کار شدم و همین شغل باعث شد که با ‏‏"جمیز کامرون" آشنا شوم. وی مشتری این کافه بود و پس از اینکه یک سوال کوتاه کرد ‏که آیا دوست دارم در فیلم بازی کنم، کارت ویزیت خودش را به من داد و قول گرفت که ‏هفته دیگر به او زنگ بزنم . . . . !‏
در بین صحبت های این زن بازیگر می توان به ارزشهای خانوادگی و هنجارهای اخلاقی ‏در شهر محل زندگی جولیا رابرتز اشاره کرد که شان و جایگاه زن و دختر در حدی ‏بوده که وی به خاطر آبروی خانوادگی نمی خواسته در شهر خودش گارسون باشد و از ‏سوی دیگر در انتظار خواستگار مانده بود!‏
ولی در این سوی جهان در فرهنگ اصیل ایرانی که سراسر حیا و نجابت و ارزشهای ‏اخلاقی است، ناگهان طیفی کاسب کارانه به جان هویت و اصول فرهنگی زندگی زنان ‏ایرانی افتاده و جالب است که برای آنها دولت اصولگرا و اصلاح طلب در کل فرقی ندارد، ‏آنها چه در تیرماه 78 یا تیرماه 88 فقط کار خودشان را می کنند و زیرپوستی جامعه را ‏به سوی ناکجا آبادی می برند که حتی خودشان هم نمی دانند کجاست!‏
پیش تر سالن های آرایش و زیبایی بانوان در ایران مستلزم قوانین تخصصی و نظارتی ‏زیادی بود، ولی به واسطه فشارهای اقتصادی جنگ و بحران مالی در کشور و وارد ‏شدن زنان ایرانی به چرخه کسب درآمد خانوادگی، زیر پله، اتاق گوشه حیاط، یک بخشی ‏از منزل مسکونی یا مغازه کنار خیابان تبدیل به محلی برای امرار معاش مردم شد.‏ این موضوع نه در گذشته و نه در حال حاضر دلیل دردسر و مشکل نیست و نباید بهانه ‏ای برای برخورد با زنان سرپرست خانوار و خانواده های ضعیف شود، موضوع مهم تولد سالن های آرایشی بسیار مجهز و عظیم در نقاط مختلف کشور بود که ‏برای این واحدهای کوچک خدماتی نقش الگو را پیدا کردند!‏
سالن های چند صد میلیونی و تجهیزات میلیونی که تنها از توانایی سرمایه گذاران کلان ‏اقتصادی برآمده و تهییج کننده بخش عظیمی از زنان و دختران جوان کشورمان شده اند.‏
بی شک اگر تا دهه قبل این سالن ها مرکز زنان متمول و خاص جامعه بودند که توانایی ‏مالی بالایی داشتند، امروز عرصه دختران و زنان جوان اغلب دانشجو، کارمند و حتی ‏کارگر سطح پایین است که دوست دارند خود را در قالب یک فرد مدرن درآورند.‏
هزینه های سرسام آور در این سالن ها عملا تبدیل به مقیاس تعیین قیمت در واحدهای ‏کوچک در محله ها و مناطق شهری و روستایی شده و به نظر می رسد، اتحادیه این ‏صنف یک دکور زیبا برای صدور مجوزهای بی حساب و کتاب است.‏

در یکی از این سالن های مشهور که در حاشیه میدان تجریش تهران قرار دارد، صاحب ‏آن در اقدامی عجیب مشتریان خود را غربال کرده و با صدور کارت عضویت در ایام ‏خاص سال، مردم عادی را به این سالن راه نمی دهد.‏
چرخه اتلاف وقت مردم در این سالن به حدی است که با وجود دکوراسیون و ‏اتوماسیون مدرن، مشتری با وجود تعیین وقت قبلی بین 1 تا 3 ساعت به عمد معطل می ‏شود تا سالن همواره پر به نظر برسد.‏
از سوی دیگر این انتظار آنقدرها هم برای صاحب سالن بد نیست، چون سرویس های ‏دیگر خود را با ایجاد جو، تهییج و چشم و هم چشمی به فروش می رساند.‏
سالن دیگری در شهرک غرب، پا را فراتر گذاشته و حتی مشتریان خود را با کد ویژه ‏شناسایی می کند و هر فردی را به داخل آرایشگاه راه نمی دهد، از سوی دیگر این سالن ‏قیمت های نجومی را برای آرایش عروس در لیست خود قرار داده که حتی اعتراض دیگر ‏سالن های مدرن تهران را نیز در پی داشته است.‏
سالن دیگری در اطراف میدان صادقیه، ماهیانه قیمت های خودش را بالا می برد و چون ‏مشتریان به صورت متوسط 3 هفته یک بار مراجعه دارند، دلیلی برای گران شدن قیمت ها ‏نمی بینند! ‏
سالن دیگری در بلوار آفریقا، پس از اینکه جدیدترین متدهای آرایش خلیجی را به نمایش ‏گذاشت، به دلیل اعتراض های مکرر مشتریان و مسایل خاص منکراتی مجبور به نقل ‏مکان شده و حتی پس از جا به جایی، آدرس محل جدید خود را نیز منتشر نکرده است.‏

سالن دیگری در منطقه الهیه تهران، در حرکتی دیگر از پذیرفتن آرایش عروس های ‏محجبه و افراد مذهبی خودداری می کند و شرط پذیرش آرایش را بی حجاب بودن و ‏باز بودن لباس عروس ذکر می کند!‏
سالن دیگری در اطراف میدان فاطمی برای جذب خانم های کارمند از 5 صبح به ارایه ‏سرویس می پرداخت و در این میان توانست پس از اینکه برای انجام یک روش جدید تاتو ‏بیش از 72 میلیون تومان به صورت پیش پرداخت از علاقه مندانش دریافت کند، ناگهان ‏از محل نقل مکان کرده و متواری شد.‏
سالن دیگری در میدان نبوت (هفت حوض) با تقلید از سالن های مدرن، خدمات اپیلاسیون ‏برای مشریان خود ایجاد کرده ولی شرط استفاده از آن را به بهانه مسایل بهداشتی و ‏پزشکی، لخت شدن کامل دختران و زنان قرار داده است!‏
جالب است که این قدر بی سر و صدا و آرام می توان در لایه های درونی یک کلانشهر ‏بزرگ و به طبع آن در مراکز استان ها و شهرهای بزرگ دیگر رخنه کرد و بی دردسر و ‏حتی با سود بالا به ترویج بی بند و باری و ناهنجاری اقدام کرد!‏
خانمی که برای سرویس اجتماعی آینده در نقش خبرنگار از این سالن ها بازدید کرده، ‏معتقد است: امروز دیگر این اتفاقات حالت خاص و عجیب ندارد و نمی توان به بهانه ‏برخورد دنبال عده ای خاص بود، شاید به جرات بتوان گفت بی قانونی سالن های بزرگ ‏که نام های شناخته شده دارند، برای آرایشگاه های کوچک محلات، حجت قانونی شده ‏است. ‏
م. یکی از آرایشگران . . . که حالا خودش در نزدیکی میدان هروی یک آرایشگاه کوچک ‏راه انداخته است، تاکید می کند که قیمت های خودم را براساس قیمت های سالن های ‏مشهور تنظیم می کنم و اصلا کاری به اتحادیه ندارم.‏

ش. یکی دیگر از شاگران خانم "ص" در منطقه پونک تهران سالنی راه اندازی کرده و ‏سعی می کند، قیمت های خودش را با آن تنظیم کند.‏
س. که در خیابان کارون تهران سالنی را راه اندازی کرده نیز معتقد است باید قیمت های ‏خودش را با این سالن ها تنظیم کند!‏
نکته جالب در این میان، سودجویی واحدهای کوچک آرایشی از نزدیک بودن قیمت های ‏خودشان با قیمت سالن های بزرگ برشمرده در سطح تهران نیست، موضوع این است که ‏آرایشگران ضعیف جرات ارایه قیمت های ارزانتر از این سالنهای مجهز و صاحبان آن را ‏ندارند!‏
به نظر می رسد قدرت این طیف که به صورت نامحسوس بر بازار خود نظارت می کنند، ‏بسیار بیشتر از اداره اماکن عمومی و اتحادیه صنفی آنهاست، به طوری که آرایشگاه ‏های کوچک در محله ها و خیابان های مختلف شهر علاقه ای به درگیر شدن با آنها ‏ندارند.‏
از سوی دیگر باند مورد اشاره با نزدیک نگاه داشتن قیمت واحدهای سنتی و سطح پایین ‏با سالن های مدرن و جذاب خودشان، سعی در متقاعد کردن مشتری برای استفاده بی ‏چون و چرا از سرویس های خود دارند.‏
این رویه در کنار روش های مدرن معطل کردن، پیش فروش خدمات و عضو پذیری، ‏قوانین ضداخلاقی و جبهه گیری مقابل اخلاق دینی و مذهبی زنان جامعه، از یک استمثار ‏و سوء استفاده رسمی و آشکار از جامعه زنان و دختران کشورمان خبر می دهد.‏
اما هنر این سالن های بزرگ چیست؟‏

مدتهاست که سالن های ‏آرایش شهر دوبی و دیگر شهرهای امارات به دلیل دقت و تبحر آرایشگران زن ایرانی در کار خودشان، برای آنها سر و دست می شکنند!‏
این لژیونرهای آرایشگری زنان در واقع توسط همین سالنهای بزرگ و افراد مشهور به ‏دوبی و دیگر شهرهای حاشیه خلیج فارس ترانسفر می شوند و در این میان سودهای ‏کلانی نیز به جیب خودشان سرازیر می کنند، در حالی که حقوق اندک این زنان نیازمند به خلاف پورسانت های جا به جا شده، نشان ‏از یک استثمار واقعی و بردگی صنفی داشته که تا به حال هیچ یک از دستگاه های امنیتی ‏و نظارتی کشور با جدیت به آن نگاه نکرده اند.‏
در سالهای اخیر زنان زیادی با هنرمندی و جدیت فراوان برای کار به دوبی و دیگر ‏شهرهای امارات رفته و پس از مدتی به خاطر ساعت کار زیاد، نداشتن فضای خانوادگی ‏و مشکلات بدنی مزمن آرایشگران، دچار بیماری های مختلف روحی و جسمی شده که ‏حتی با بازگشت به ایران قدرت ارایه کار سابق خودشان را هم ندارند.‏
اگر نگاه جدی به پشت پرده آرایشگاه های زنانه سنتی بیندازیم، بیشتر کسانی که ‏واحدهای کوچک راه اندازی می کنند، زنانی هستند که یا سرپرست ندارند یا به خاطر ‏مشکلات اقتصادی تصمیم به مشارکت در کسب درآمد خانواده به همراه همسرشان ‏کرده اند.‏
این زنان برای کسب درآمد مشروع اقدام کرده اند و نیازمند قوانین حمایتی و آموزش ‏های صنفی و اجتماعی هستند.‏
این دسته اجتماعی به عنوان بازوهای فرهنگی حفظ ارزشها و هنجارهای اجتماعی و ‏خانوادگی نقش مهمی در جامعه دارند و اگر دستگاه های فرهنگی کشور بتوانند برای آنها ‏برنامه ریزی های مختلف برای حمایت های معنوی پیش بینی کنند، جامعه فردای زنان و ‏دختران کشورمان از گزند حوادث و تاثیرات غیر اخلاقی زیادی در امان خواهند بود.‏

البته اگر دستگاه های نظارتی در کنار بخش های فرهنگی کشور بتوانند به ‏موضوع سالن های متمول برشمرده زیبایی در کشورمان ورود کرده و پشت پرده های ‏سودجویی و باندبازی های آنان را بررسی کنند، آن گاه می توان به آینده امیدوار بود!‏
چون اگر رویه برشمرده چند سال دیگر ادامه پیدا کند، بی شک در آستانه دهه 90 ‏خورشیدی به خاطر تلاش مجدانه و کاسبکارانه این افراد سودجو چیزی از فرهنگ نجابت ‏و حیا در دختران و زنان نسل آینده باقی نخواهد ماند و تنها نمونه هایی مانند خانم ‏فاطمه.الف نیز در میان این دریای سودجویی غرق می شوند.‏
این خانم که سال 66 همسرش را در موشک باران از دست داده در منطقه پر تراکم ‏خیابان جیحون در غرب تهران یک سالن آرایش کوچک راه اندازی کرده و در طول ‏فعالیت خود از سال 68 تا 88 ارزشهای جالبی را برای مردم جا انداخته است.‏
وی به رغم دیپلم ها و تخصص های فراوانی که در این سالها به دست آورده، براساس ‏مسایل شرعی، روش های مدرن مانند تاتو و چسباندن ناخن مصنوعی را انجام نمی دهد.‏
این سالن کوچک از شب اول محرم تا شب هفتم امام حسین به دلیل رعایت حرمت این ‏ایام و سنت قدیمی فراموش شده زنان ایرانی تعطیل است، بر همین عادت نیز سالن در ‏شب و روز تمامی ایام وفات و شهادت نیز تعطیل است.‏
در این سالن اگر عروس خانمی نخواهد از پوشش اسلامی استفاده کند، یک کاور سفید به ‏عنوان هدیه به وی داده می شود که این موضوع با واکنش بسیار جالب بیشتر عروس ها ‏مواجه شده و حتی به نقلی در محلات اطراف ایشان به این موضوع مشهور شده اند.‏

از نکات جالب این سالن آرایش، حفظ قواعد و سنت های اخلاقی خانواده های ایرانی ‏است، به طوری که اگر دختر خانم زیر 18 سالی بخواهد برای نخستین بار از امکانات آن ‏بهره ببرد، باید با اطلاع خانواده باشد و در عوض در مراسمی جالبی که خانم صاحب ‏آرایشگاه مبتکر آن است و سنتی فراموش شده از مراسم قدیمی "آرایش نخست" است، ‏آرایش عروسی یا نامزدی دختر خانم ها به خاطر زنده شدن این سنت ایرانی رایگان ‏انجام برگزار می شود!‏
از نکات حاشیه ای جالب در این سالن، اختصاص دادن محلی برای نمازخانه، وجود کتاب ‏های بیشمار مرتبط با بانوان، یک تلویزیون بزرگ و روزنامه های مختلف است تا ‏مشتریان بهره فرهنگی نیز از زمان انتظار در این سالن ببرند!‏
افسوس که این خانم به هیچ وجه راضی به تهیه گزارش از سالن آرایش خودشان و ‏حتی ذکر نام کامل نشدند، ولی باید به چنین افراد مبتکر، متخصص و متعهد به اخلاق و ‏ارزشهای اصیل فرهنگ ایرانی خسته نباشید گفت که به تنهایی در این دریای منفعت و ‏پول پرستی بر طبل اخلاق مداری و حفظ ارزشها می کوبند و برکت را از خداوند هدیه ‏می گیرند! ‏

اعتراضات دختران اوکراینی در قطب توریسم جنسی جهان

12 هزار فاحشه در اوکراین وجود دارند… 60 درصد خودفروش‌ها در «کیف» را دانشجویان دانشگاه‌ها تشکیل می‌دهند…گروهي از زنان جوان در كيف در بلوار مركزي شهر تجمع کرده‌اند و با كفشهاي پاشنه بلند و شلوارهاي صورتي پلاكاردهايي را حمل مي كنند كه روي آنها نوشته شده: دختران اوكرايني براي فروش نيستند.

كارشناسان معتقدند كه حدود 12 هزار فاحشه در اوكراين به كار مشغول هستند كه بسياري از آنها را دانشجويان تشكيل مي دهند كه در تلاش براي دستيابي به اهدافشان در زمانه اي سخت هستند. در اين زمينه گروهي نيز رو به راههاي خلاقانه اي آورده تا اوكراين را در نظر توريستهاي خارجي به عنوان خانه فاحشگان جلوه دهد.

به گزارش سرویس بین‌الملل آینده به نقل از اشپيگل، گروهي از زنان جوان در كيف در بلوار مركزي شهر تجمع کرده‌اند و با كفشهاي پاشنه بلند و شلوارهاي صورتي پلاكاردهايي را حمل مي كنند كه روي آنها نوشته شده: دختران اوكرايني براي فروش نيستند.
اوكراين به تازگي به مقصدي محبوب براي توريسم جنسي به ويژه براي كشورهاي غربي تبديل شده است و به همين دليل زنان هم توجه خاصي به خارجيها دارند.
ناستيا، يك دختر دبيرستاني كه در جمع معترضين است، به سمت يك مرد خوش لباس مي‌رود كه مشخص مي‌شود دانماركي است و با باز كردن صحبت با وي، كاغذي را كه در دست دارد به او مي‌دهد. روي آن نوشته شده: اوكراين خانه فاحشگان نيست. در اين كاغذ همچنين هشدار داده شده كه اوكراين بالاترين ميزان شيوع ايدز در اروپا را داراست و افرادي كه با فاحشگان رابطه دارند را متهم به حمايت‌هايي از مافيا مي‌كند.
ناستيا مي گويد: ما خارجيها را از روي فرم صورت و لباسشان مي‌شناسيم و معمولا هم اشتباه نمي‌كنيم. وي باز هم به 3 مرد نزديك مي‌شود كه اين بار هر سه ايتاليايي هستند و ادعا ميكنند كه تنها براي سفري تجاري به اوكراين آمده اند و هيچگاه با زنان خودفروش رابطه اي نداشته اند. ناستيا مي گويد: كه برخورد مردم با ما معمولا دوستانه است اما برخي اوقات عصباني هم مي شوند.

سال گذشته زنان اين كشور سازماني با نام فمن بنيانگذاري كردند كه اكثر اعضاي آن را دانشجويان دانشگاهها تشكيل مي دهند، اما در ميان آنان دختران دبيرستان و حتي مردها هم مشاهده مي شوند. مأموريت آنها مبارزه با توريسم جنسي و فحشا با فعاليتهايي محرك و ايجاد كننده انگيزه است.
براي مثال يك بار زنان عضو لباس پرستارها را پوشيده و با كوله پشتي هايي پر از سرنگ براي اعتراض به مقابل سفارت تركيه رفتند.
آنا هوتسل يكي از بنيانگذاران فمن مي گويد اين حركتي نمادين بود و مي خواستيم نشان بدهيم كه خواستار درمان اعتياد به سكس خارجيها هستيم.
بر اساس آمار وزارت كشور اوكراين، حدوداً 12 هزار فاحشه در اوكراين وجود دارند. نظر سنجي اخير انستيتو جامعه شناسي بين المللي كيف نشان داد كه يك نفر از هر 8 نفر از اين فاحشگان، دانشجوي دانشگاه يا دانش آموز دبيرستان است و بر اساس اعلام هوتسل اين آمار در كيف بسيار بالاتر است. وي مي گويد: ما تخمين مي زنيم 60 درصد خودفروشها در كيف را دانشجويان دانشگاهها تشكيل مي دهند.
از عوامل كشيده شدن اين دانشجويان به روسپي گري ميزان بالاي بيكاري، درآمد كم و هزينه هاي زندگي مشابه با اروپاي غربي است. بر اساس آمار رسمي درآمد ميانگين در سال 2008 براي فردي كه در پايتخت اوكراين زندگي مي كند، حدود 422 يورو بوده است. بحران اقتصاد جهاني باعث سقوط دستمزدها در سال جاري نيز شده و هزاران نفر هم شغل خود را از دست داده اند و در همين زمان قيمت غذا و لباس براي مثال با قيمت اين اجناس در آلمان برابري مي كند. پيش بيني شده كه تورم در سال جاري با 20 درصد افزايش روبرو شود و هزينه هاي تحصيل در دانشگاه بار سنيگيني بر دوش دانشجويان خواهد بود.
تانيا كوژاك از مقامهاي بنياد فمن دو عامل را در تقويت بيشتر توريسم جنسي در اوكراين مؤثر مي داند كه يكي اوضاع اقتصادي نامناسب اين كشور و دومي شرايط و مقررات آسان ورود به اين كشور است. اين بيناد در تحقيقي مشترك با انستيتو جامعه شناسي بين المللي كيف بر روي 1200 دانشجوي دختر، 70 درصد آنها اعلام كرده بودند كه در ديسكوها، بارها و حتي خيابانها، افراد خارجي در ازاي پول از آنها درخواست رابطه جنسي كرده اند.
واقعيتي كه اكثر خارجيها نيز از آن بي خبر هستند، اين است كه ماده 302 قانون جزايی اوكراين فاحشگي را غيرقانوني اعلام كرده است. اما اين امر هم مانع تبليغ براي اين كار نمي شود. در نوامبر گذشته يك نگهبان 21 ساله يك هتل لوكس در كيف به دليل مرتبط كردن مهمانان خارجي با فاحشگان 100 دلار جريمه شد.
كوژاك با اشاره به آماري كه كشورش را داراي بالاترين ميزان شيوع ايدز در اروپا مي داند هشدار مي دهد: خارجيها متوجه نمي شوند برخي اوقات با اين كار تا چه حد جان خود را نيز به خطر مي اندازند. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهاني، 6/1 درصد جمعيت اوكراين آلوده به اين بيماري هستند كه با 1/0 درصد جمعيت آلمان مقايسه مي شود. اين سازمان تخمين زده كه تنها در شهر اودسا حدود 150 هزار نفر به اين ويروس آلوده باشند.
بنياد فمن از تلاشهايش براي ايجاد حساسيت در مورد اين مسئله استفاده مي كند. آنها در ميدان استقلال كيف جمع شده و برخي اوقات با درآوردن لباسهاي خود براي جلب توجه و اينگونه حركات نمادين سعي در افزايش آگاهي مردم دارند. يك بار عده اي از دانشجويان اين بنياد پس از اينكه خود را به طور كامل در گل غوطه ور كردند، به خيابانها آمده و بر عليه بي توجهي سياسي به اين معضل تظاهرات كردند.
فمن بنيادي از نظر سياسي مستقل است كه حقوق برخي از اعضاي آن از طريق كمكهاي خيريه تهيه شده و معمولا اين گروه انگيزه اعضاي خود را از طريق فعاليت در سايتهاي اجتماعي گروهي تقويت مي كند.
اين سازمان معتقد است توريسم جنسي در اوكراين باز هم رشد خواهد داشت و يكي از دلايل آن را ميزباني مشترك مسابقات فوتبال قهرماني اروپا همراه با لهستان در سال 2012 ميدانند و معتقد است هواداراني كه در جريان اين تورنمنت به اوكراين مي آيند تنها علاقمندان به ورزش نخواهند بود.

هرمرد یک سال از عمرش را صرف‌نگاه‌به زنان‌می‌کند!

نتایج ‌جالب‌ یک‌ تحقیق‌ درباره‌ چشم‌چرانی

هرمرد یک سال از عمرش را صرف‌نگاه‌به زنان‌می‌کند!

سوپرماركت مهمترين نقطه تبادل اين نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشيها و كلوپهاي شبانه قرار دارند… يك سوم از شركت كنندگان در اين تحقيق با همسر خود بر سر اينگونه نگاهها بحث داشته اند و يك نفر از هر 10 نفر كارشان به جدايي از همسرشان كشيده است.

مردها به طور ميانگين روزانه 43 دقيقه را صرف خيره شدن به 10 زن مختلف مي كنند كه اين ميزان برابر با 259 ساعت يا تقريبا 11 روز در سال است كه در فاصله بين 18 تا 50 سالگي بالغ بر 11 ماه و 11 روز مي شود.
به نوشته ديلي تلگراف، محققان دريافته‌اند كه تنها اين نوع مردها نيستند كه جنس مخالف را ستايش مي كنند بلكه زنها نيز روزانه 20 دقيقه را صرف نگاه كردن به 6 مرد مختلف مي كنند. اين ميزان نيز برابر با 6 ماه به طور كلي بين 18 تا 50 سالگي است.
مارك آيرلند سخنگوي مركز كوداك لنز ويژن كه اين نظرسنجي را انجام داده است، گفت: مردها مشهور به نگاه كردن به زنها هستند، اما جالب است بدانيم كه آنها واقعا چه مدت را صرف اين كار مي كنند. به طور كلي يك سال از زندگي مردان صرف قفل كردن چشمهاي آنها بر روي جنس مخالف مي شود.
وي افزود: علاوه بر اين زمان بايد متوجه بود كه مردان اگر بخواهند زني را تحت تأثير قرار دهند حتی حاضر به ول كردن كار خود و توقف فعاليتهاي كاري تا انجام اين كار هستند.


اين نظر سنجي بر روي 3 هزار نفر نشان داد كه سوپرماركت مهمترين نقطه تبادل اين نگاههاست و بعد از آن مشروب فروشيها و كلوپهاي شبانه قرار دارند.
اما در حالي كه اكثريت مردان و زنان از اينكه كسي به آنها نگاه كند، احساس مورد توجه قرار گرفتن مي كنند، اما افراد بيشتر دوست دارند به آن‌ها نگاه نشود. مردها با 19 درصد در برابر زنها با 9 درصد معتقدند از اينكه كسي به آنها خيره شود، احساس خوشحالي مي كنند.
16 درصد دختران از اين كار احساس ناراحتي كرده و 20 درصد نيز مي گويند اين كار آنها را خجالت زده مي كند. بيش از 40 درصد زنان چشم را اولين جذابيتي دانسته‌اند كه در نگاه اول به چشم آنها رسيده است، در حاليكه همين تعداد از مردان معتقدند كه چشم آنها در ابتدا مجذوب وضع كلي بدن زن مي شود.
يك سوم از شركت كنندگان در اين تحقيق با همسر خود بر سر اينگونه نگاهها بحث داشته اند و يك نفر از هر 10 نفر كارشان به جدايي از همسرشان كشيده است.
5 نقطه مهمي كه در آن مردان زنان را زير نظر دارند عبارتند از سوپرماركت، مشروب فروشيها، كلوپهاي شبانه، محل كار و مغازه ها و 5 نقطه مهمي كه در آن زنان مردان را زير نظر دارند عبارتند از: مشروب فروشيها، مغازه ها، وسايل نقليه عمومي، سوپرماركتها و محل كار.