انتقاد تند سایت توکلی از کیهان

سایت الف وابسته به احمد توكلي نماينده تهران و رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس در انتقاد تندی از عملکرد انتخاباتی کیهان نوشت‌: جا دارد در همین جا به سخنان برادر ارجمند آقای حسین شریعتمداری مدیرمسوول محترم روزنامه کیهان اشاره شود.
ایشان طی سخنرانی خود در اصفهان که در کیهان امروز نیز بازتاب یافت، موضوع استفاده از شال سبز توسط یکی از نامزدها را با قرآن به سرنیزه کردن توسط خوارج نهروانی در جنگ صفین تشبیه کردند و به طور آشکاری یکی از نامزدها را متهم به رفتار خوارج گونه یا اساسا نهروانی بودن نموده‌اند. ضمن اینکه ایشان به طور تلویحی حمایت از برخی نامزدها را در جهت خواست آمریکا، اسرائیل و شیوخ عرب قلمداد کرده‌‌اند.
اظهارات آقای شریعتمداری قابل انتقادات جدی و بسیاری است، ضمن آنکه درج این گونه مطالب و تخریب نامزدها در روزنامه متعلق به اموال عمومی دارای مشکلات قانونی است. و اما انتقادات ما به آقای شریعتمداری به شرح زیر است:
1 – بر اساس بیانات مقام معظم رهبری، تمامی کاندیداهای تایید شده توسط شورای نگهبان «صالح» هستند. لذا انتساب صفات نهروانی بودن و در خط آمریکا و اسرائیل بودن، با خط مشی کلی مقام معظم رهبری همخوانی ندارد.
2 – معلوم نیست که این نوع اتهامات، اثر مثبت روانی بر روی مردم برای رای دادن به نامزد مورد نظر اتهام زنندگان داشته باشد. این روش‌ها قبلا نیز آزموده شده و خطا بودن آن به قیمت روی کارآمدن هشت سال دولت اصلاحات تمام شد. مردم نمی‌توانند آقایان موسوی و کروبی را که سابقه و مواضع فعلی آنها معلوم است در عداد خوارج و وابستگان قدرت‌های خارجی ببینند و این سخنان را منصفانه نمی‌پندارند. همچنانکه برخی نقدهای تخریبی علیه دولت نهم را نیز منصفانه نمی‌دانند. ضمن اینکه پاسخ مردمی را که در روز انتخابات به این آقایان رای می‌دهند را چگونه باید داد؟ آیا چندین میلیون از مردم کشورمان را طرفدار خوارج، اسرائیل و آمریکا بنامیم؟
3 – دوستان باید یک احتمال را (ولو ضعیف) از نظر دور ندارند و آن اینکه نتیجه انتخابات به نفع یکی از دو نامزد باشد! در این صورت می‌توانیم بگوییم که مردم به نهروانی‌ها و مطلوبین آمریکا و اسرائیل رای داده‌اند؟ و آیا مقام معظم رهبری می‌توانند حکم ریاست جمهوری این افراد را تنفیذ کنند؟

شریعتمداری: موسوی نظر صهیونیست‌ها را تفسیر و توجیه می‌کند

شریعتمداری: موسوی نظر صهیونیست‌ها را تفسیر و توجیه می‌کند

image

آقای مهندس موسوی!… باور بفرمائید که باور نمی‌کنیم آنچه فرموده‌اید حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستیم و دلواپس هزینه شدن سابقه‌ای که از جنابعالی در اذهان باقی است.

آفتاب: حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان نطق تلویزیونی میرحسین موسوی را «سیاه‌نمایی علیه احمدی‌نژاد و دولت نهم» دانسته است.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، مدیرمسئول کیهان در شماره روز یکشنبه این روزنامه ضمن ذکر مطلب فوق‌ افزوده است: «جناب موسوی سخن تازه‌ای علیه رئیس جمهور و دولت نهم نداشت و آنچه در این باره بر زبان آورد، دقیقاً و بی کم و کاست- تأکید می‌شود بی کم و کاست- همان جملاتی بود که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب طی چند سال اخیر علیه احمدی‌نژاد بر زبان و قلم آورده و هنوز هم می‌آورند».
شریعتمداری در ادامه افزوده است: «اما آقای مهندس موسوی به بهانه سیاه نمایی علیه احمدی نژاد بسیاری از آموزه‌های اسلامی و انقلابی را مورد هجوم قرار داد و به نظرات صریح و خالی از ابهام حضرت امام(ره) حمله کرد. البته هنوز هم باید امیدوار بود که آقای مهندس موسوی برای حضرت امام(ره) و خط انقلابی آن بزرگوار احترام قائلند و حملات جمعه شب ایشان به آموزه های امام(ره) و انقلاب را می‌توان ناشی از آن دانست که احمدی‌نژاد

دولت نهم مانند دوستان همراه و حامیان امروزی آقای مهندس موسوی هیچوقت حاضر به همکاری با گروه آمریکایی طالبان نبوده‌اند.

به عنوان فرزند معنوی امام راحل(ره) در خط امام و انقلاب حرکت می‌کند و از این روی، حمله موسوی به احمدی‌نژاد چه بخواهد و چه نخواهد، حمله به آموزه‌های اسلام و انقلاب تلقی می‌شود».
وی در بخش دیگری از یادداشت خود آورده است:‌‌ «درباره ممنوع التصویر بودن ایشان در سیمای جمهوری اسلامی ایران باید پرسید مهندس موسوی طی 20 سال گذشته کدام اقدام قابل توجهی را انجام داده است که بایستی خبر آن در تلویزیون به تصویر کشیده می‌شد؟! سکوت ایشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم ادامهٔ مطلب »

ستاد میرحسین هم كليپ عموسبزي‌فروش را تحريف‌كرد!‌

 

»گافنیوز«

ستاد تبلیغاتی دکتر احمدی‌نژاد طی بیانیه‌ای سوءاستفاده‌های مکرر ستاد میرحسین موسوی از رنگ سبز را محکوم کرد و بار دیگر بر مظلومیت معجزه‌ هزاره سوم تاکید کرد.
رئیس کمیته اخلاق محوری ستاد دکتر احمدی‌نژاد در این بیانیه خاطر نشان ساخت: «سوءاستفاده‌های مکرر میرحسین موسوی از امکانات غیردولتی روز به روز زیادتر می‌شود و اکنون به حدی است که قابل تعقیب قضایی بوده و ما در این زمینه افشاگری خواهیم نمود.»

دکتر فاطمه رجبی در این زمینه به خبرنگار گافنیوز گفت: «در حالی که این‌ خائن‌های مزدور با پررویی دکتر احمدی‌نژاد را برای امور بی‌اهمیتی نظیر انحلال سازمان مدیریت و انفجار شورای پول و اعتبار و گم شدن یک میلیارد دلار پول تخطئه می‌کنند، خودشان حتی از رنگ‌ها هم سوءاستفاده می‌کنند.»
وی سپس به انتخاب رنگ سبز توسط ستاد میرحسین موسوی پرداخت و گفت: «این ناجوانمردها وقتی دیدند رنگ ماشین‌های گشت ارشاد خیلی مقبول جوانان و به خصوص زن‌ها هست، برداشتند رنگ سبز را مثلا به عنوان خودشان انتخاب کردند که سوءاستفاده‌ آشکار از سبز نیروی انتظامی بود و برای همین این نیرو مجبور شد اخیرا کاربری گشت‌های ارشاد را عوض کند.»
وی در همین زمینه تاکید کرد که براساس اطلاعات موثق رسیده به این سازمان، از طریق مجاری فارس و گافنیوز، عناصر سوءاستفاده‌چی فرصت‌طلب در ستاد موسوی قصد دارند تا با تحریف آشکار یکی از سرودهای انقلابی مستضعفان، از آن به نفع میرحسین استفاده کنند.
دکتر رجبی گفت: «این جاسوس‌های بی‌دین که دکتر احمدی‌نژاد را به سوءاسفاده از سرودهای یاردبستانی و مرز پرگهر متهم می‌کنند، خودشان دارند سرود عمو سبزی فروش را که قطعا متعلق به یکی از اقشار آسیب‌پذیر حامی دکتر احمدی‌نژاد است را مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند که اگر چه آن را نشنیده‌ایم، ولی متن آن به دست ما رسیده است.»
بنا به گفته‌ این مقام بسیار بلند مرتبه در ستاد دکتر احمدی‌نژاد و منزل سخنگوی دکتر احمدی‌نژاد، متن این سرود که میرحسینی‌ها قصد دارند آن را به نفع سبزی خودشان مورد استفاده قرار دهند، به این شرح است که آن‌ها میرحسین موسوی مرفه بی‌درد را به عنوان عموسبزی فروش که یکی از اقشار محروم جامعه است، جا زده و با وی به پرسش و پاسخ پرداخته که پاسخ همگی سوال‌ها بعله است. در جایی نیز علنا به نفی صلاحیت سایر کاندیداها پرداخته و با جملاتی نظیر «من نعنا می‌خوام… تو رو تنها می‌خوام» که تلقین‌کننده‌ این است که تنها موسوی صلاحیت ریاست‌جمهوری را دارد به نقض صریح بی‌طرفی پرداخته‌اند.

همچنین عبارتی نظیر  «عمو سبزی فروش؟ بله… عمو یه سر و دو گوش؟ بله» تلویحا نشان‌دهنده‌ آن است که بقیه‌ کاندیداها یک سر و دو گوش نیستند که در حکم اهانت این بی‌پدر و مادرها به کاندیدای محترم ما است. علاوه بر این عبارت «عمو سبزی‌‌فروش!… بله. سبزيت باريکه؟… بله. شب‌هات تاريکه؟… بله» نیز از سوی این ستاد حاوی سیاه‌نمایی وضعیت موجود تشخیص داده شده است.
وی گفت: «البته از آن‌جایی که اصلاح‌طلب‌ها ذاتشان مبتذل و غیراخلاقی است در بخش‌هایی از متن این سرود، مفاهیم مستهجن غربی را وارد کرده‌اند که این مسئله به طور جداگانه قابل تعقیب است.»
میرحسین موسوی تاکنون در خصوص عمو سبزی‌فروش بودن و یه سر و دوگوش بودن اظهار نظری نکرده است اما زهرا رهنورد اعلام کرده است که عاشق نعناست.  فواد صادقی صاحب نظر در همه زمینه‌ها هم اعلام کرد که بخشی از سرود که بر گِل داشتن سبزی و درددل داشتن مردم دلالت می‌کند احتمالا توسط اعضای ستاد دکتر احمدی‌نژاد مستقر در صداوسیما حذف خواهد شد.

و اینک سرخط سایر اخبار گافنیوز:

تشبیه میرحسین به هیتلر در شبکه خبر / احمدی‌نژاد اعتراض کرد

ابراز تاسف کارگروه فیلترینگ از فیلتر امروز فیس بوک/ ببخشید دیر شد!

احمدی‏نژاد: تورم 25 درصدی به دولت ارتباط ندارد / عمه‌ میم فه مسئولیت را پذیرفت

راهنمایی و رانندگی: زرد و قرمز، تنها رنگ‌های مجاز برای چراغ‌های راهنمایی تا بعد از انتخابات

ابراز شگفتی پنتاگن از میزان آزادی در یک نهاد نظامی ایرانی

آیینه‌ عبرت در کره کلید خورد!

وعده‌ مهم محسن رضایی به ملت: رئیس‌جمهور بشوم سایت بازتاب را راه می‌اندازم

کروبی: من که کنار نمی‌روم چطوری می‌خواهید سبقت بگیرید؟

احمدی‌نژاد: حکم ترور من را صادر کردند! / حسین شریعتمداری: باز کی پاشو کرد توی کفش من؟

کيهان: حمله موسوي به احمدي‌نژاد، حمله به اسلام و انقلاب

حسين شريعتمداري در يادداشت روز امروز «كيهان»‌ با عنون «باور بفرماييد که باور نمي‌کنيم!» مي‌نويسد:
اگر سياه نمايي آقاي مهندس موسوي در نطق تلويزيوني جمعه شب ايشان تنها عليه احمدي نژاد و دولت نهم بود، شايد نيازي به نوشتن اين وجيزه نبود، چرا که جناب موسوي سخن تازه‌اي عليه رئيس جمهور و دولت نهم نداشت و آنچه در اين باره بر زبان آورد، دقيقاً و بي کم و کاست- تأکيد مي‌شود بي کم و کاست- همان جملاتي بود که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب طي چند سال اخير عليه احمدي نژاد بر زبان و قلم آورده و هنوز هم مي‌آورند. اما آقاي مهندس موسوي به بهانه سياه نمايي عليه احمدي نژاد بسياري از آموزه‌هاي اسلامي و انقلابي را مورد هجوم قرار داد و به نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) حمله کرد. البته هنوز هم بايد اميدوار بود که آقاي مهندس موسوي براي حضرت امام(ره) و خط انقلابي آن بزرگوار احترام قائلند و حملات جمعه شب ايشان به آموزه‌هاي امام(ره) و انقلاب را مي‌توان ناشي از آن دانست که احمدي نژاد به عنوان فرزند معنوي امام راحل(ره) در خط امام و انقلاب حرکت مي‌کند و از اين روي، حمله موسوي به احمدي نژاد چه بخواهد و چه نخواهد، حمله به آموزه‌هاي اسلام و انقلاب تلقي مي‌شود البته ترديدي نيست که مواضع و عملکرد دکتر احمدي نژاد در پاره‌اي از موارد نيز خالي از نقد نبوده است ولي اين موارد، اولاً؛ بسيار اندک و ناچيز است و ثانياً؛ همين موارد اندک و ناچيز نه فقط مورد اعتراض و حمله دشمنان بيروني و برخي از مخالفان داخلي وي قرار نگرفته بلکه از آن حمايت و دفاع نيز کرده‌اند، نظير اظهارات موهن آقاي مشايي درباره «مردم اسرائيل»! که از يک سو با اعتراض اصولگرايان روبرو شد و از سوي ديگر حمايت مشترک آمريکا و اسرائيل و برخي از اصلاح طلبان را درپي داشت.
درباره نطق انتخاباتي آقاي مهندس موسوي اگرچه گفتني‌هاي فراواني هست ولي در اين نوشته به چند نمونه بسنده مي‌کنيم؛
1- درباره ممنوع التصوير بودن ايشان در سيماي جمهوري اسلامي ايران بايد پرسيد مهندس موسوي طي 20 سال گذشته کدام اقدام قابل توجهي را انجام داده است که بايستي خبر آن در تلويزيون به تصوير کشيده مي‌شد؟! سکوت ايشان در برابر آنهمه اهانت به امام و اسلام و انقلاب و مردم که قابليت تصويربرداري و نمايش تلويزيوني نداشته است!! دولت کنوني فقط 4 سال است که روي کار آمده ولي آقاي موسوي طي 16 سال حاکميت دولت سازندگي و دولت اصلاحات، مشاور ويژه رؤساي جمهور بوده است و تمام روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و بسياري از سايت‌هاي اينترنتي و خبرگزاري‌ها در اختيار حزب و گروه ايشان بود. بنابراين چرا در هيچ يک از اين رسانه‌ها کمترين اثري از وي نبوده است؟! و يا کدام دفعه به عنوان مشاور ويژه رئيس جمهور وقت سخن گفته يا حرکتي کرده است که تلويزيون از پخش آن خودداري ورزيده باشد؟! ظاهراً آقاي موسوي با اين سخنان قصد دارد سابقه سکوت و بي حرکتي خويش را پاک کند و از همه بدتر آن که بي حرکتي و بي تفاوتي خود در مقابل مسائل نظام و انقلاب را به گردن صدا و سيما بيندازد.
2- آقاي مهندس موسوي ضمن تشکر از مردم به خاطر استقبال! از ايشان در سفرهاي استاني مي‌گويد: «مي دانم که اين پيشوازها براي بيان حرفها و نگاه به مسايل مختلف کشور بوده و بنده چيزي نداشتم که خدمت شما مردم عزيز عرضه کنم. همچنين ماشيني نفرستادم که شما را به صحنه آورد و از امکاناتي همچون پول نفت در آستينم برخوردار نبودم که آن را بين شما توزيع کنم»! اشاره آقاي موسوي به استقبال انبوه و متراکم مردم از آقاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني ايشان است که بايد گفت: برخلاف سفرهاي تبليغاتي و غيرقانوني شما، احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور و براي انجام وظايفي که برعهده دارد و بسياري از مدعيان اصلاحات نيز به آن غبطه خورده‌اند به استان‌ها سفر مي‌کند و استقبال با شکوه مردم از ايشان علاوه بر قدرداني از رئيس جمهور مردمي خود، نشانه دلبستگي ملت به نظام اسلامي است، بنابراين جناب آقاي موسوي بايد توضيح بدهد که:
الف: چرا به شعور و حيثيت مردم اهانت مي‌کند و به آنان اتهام مي‌زند که براي استقبال از رئيس جمهور خويش پول دريافت کرده‌اند؟! يعني دقيقاً همان اهانت و اتهامي که مدتهاست اسرائيل، آمريکا و ضد انقلابيون فراري عليه مردم شريف و مسلمان ايران روا مي‌دارند.
گفتني است دشمنان بيروني که تا چند ماه قبل، حضور مردم در استقبال از رئيس جمهور و يا شرکت آنان در راهپيمايي‌هاي قدس و 22بهمن را ناشي از تقسيم پول در ميان آنها اعلام مي‌کردند امروزه براي پيشگيري از آبروريزي بيشتر، اين ادعاي مسخره را مطرح نمي‌کنند و عجيب است که آقاي مهندس موسوي تازه شروع کرده است!
حضرت امام(ره) بارها اتهام اسرائيل و آمريکا به مردم ايران مبني بر دريافت پول براي شرکت در اجتماعات را دروغبافي و توهم پراکني دشمنان و اهانت به مردم ايران دانسته بود.
ب: آقاي موسوي ادعا کرده است که مردم را با فرستادن ماشين به محل استقبال از رئيس جمهور آورده‌اند! و بديهي است که براي اين اتهام واهي سندي ندارند. ولي همين ديروز- 2/3/88- سايت کلمه که متعلق به موسوي است، مبدأ و محل استقرار اتوبوس‌ها را براي شرکت در ميتينگ انتخاباتي آقاي موسوي و خاتمي در استاديوم آزادي اعلام کرده است و معلوم نيست آقاي موسوي اين تناقض در گفتار و کردار خود را چگونه توجيه مي‌کند؟!
3-بوش رئيس جمهور سابق آمريکا، ديک چني معاون وي، رايس وزيرخارجه قبلي، اولمرت نخست وزير و شيمون پرز رئيس جمهور رژيم صهيونيستي و اخيراً هيلاري کلينتون وزيرخارجه جديد آمريکا با صراحت اعلام کرده‌اند حضور ايران در آمريکاي لاتين که تاکنون حياط خلوت آمريکا بوده است، ضربه سنگيني به سياست خارجي آمريکا وارد کرده و جايگاه ايران را به شدت تقويت کرده است و درخور توجه اين که همه آنها در تفسير و تحليل‌هاي خود بر اين نکته اصرار مي‌ورزند که چرا جمهوري اسلامي ايران به جاي سياست منطقه‌اي به آمريکاي لاتين چشم دوخته است! و جناب آقاي موسوي نيز در نطق تلويزيوني جمعه شب خود دقيقاً و بدون کم وکاست تفسير دشمنان غربي را مطرح کرده و مي‌گويد؛ «موقعي مي‌توانيم دست دراز کنيم تا در آمريکاي لاتين فعال باشيم که در رابطه با همسايه‌هاي عزيز خود که جاي پاي محکمي داريم و مذهب و بازارهاي مشترکي با ما دارند فعال شده باشيم»! يعني جناب موسوي نيز دقيقاً و بي آن که متوجه باشند همان نظر آمريکا و صهيونيست‌ها را با همان تفسير و توجيه مطرح مي‌کند و حال آن که، اولا؛ اين مردم و دولت ضدآمريکايي چند کشور آمريکاي لاتين بوده‌اند که به علت تغيير استراتژي قبلي و خروج از وابستگي آمريکا، به سوي ايران اسلامي دست دوستي و همراهي دراز کرده‌اند. عجيب است که وقتي به آقاي موسوي نسبت به خيانت و سوابق سوء برخي از اطرافيان ايشان تذکر داده مي‌شود در پاسخ مي‌گويد؛ من از همراهي هيچکس با خود جلوگيري نمي‌کنم؟! و حال آنکه اين همراهان ماهيت سوء و ضدمردمي خود را بارها نشان داده‌اند ولي وقتي چند کشور آمريکاي لاتين با رويکرد ضدآمريکايي به ايران اسلامي نزديک مي‌شوند فرياد آقاي مهندس بلند مي‌شود که چرا دوستي آنها را پذيرفته ايم!
ثانياً؛ روابط ما با کشورهاي آمريکاي لاتين باعث ايجاد يک بازار اقتصادي بزرگ براي کالاي ايراني شده است. کاش آقاي مهندس موسوي به اين پرسش پاسخ مي‌داد که رفت و آمد پي در پي آقاي خاتمي به فرانسه و برخي ديگر از کشورهاي اروپايي غير از صدور قطعنامه ضدايراني و کارشکني آنها در برنامه هسته‌اي ايران چه دستاوردي داشته است؟!
ثالثاً؛ مگر دولت نهم با همسايگان خود سر جنگ و ستيز داشته است که آقاي موسوي به همکاري با آنها توصيه مي‌فرمايند؟! ايران اسلامي در دولت نهم بيشترين روابط – البته عزتمندانه- را با همسايگان خود برقرار کرده است و البته در مقابل برخي از ادعاهاي بي پايه آنها نظير مالکيت بر سه جزيره ايراني خليج فارس نيز با اقتدار ايستاده است. آيا اين نوع رابطه عزتمندانه و مقتدرانه باعث نگراني آقاي مهندس موسوي و دوستان مدعي اصلاحات ايشان است؟ و يا در کدام مقطع زماني، رابطه ايران اسلامي با کشورهايي نظير عراق، افغانستان، پاکستان، ترکيه، روسيه و کشورهاي هم مرز آسياي ميانه مانند امروز صميمانه و مقتدرانه بوده است؟! البته بديهي است که دولت نهم مانند دوستان همراه و حاميان امروزي آقاي مهندس موسوي هيچوقت حاضر به همکاري با گروه آمريکايي طالبان نبوده‌اند و هرگز از صدام جنايتکار به عنوان خالدبن وليد ياد نکرده‌اند!
4- آقاي مهندس موسوي درباره فلسطين مي‌گويد «ما موقعي مي‌توانيم از آرمان‌هاي فلسطين دفاع کنيم که خودمان قوي باشيم.»
دقت کنيد! مهندس موسوي تاکيد مي‌کند، «دفاع از آرمان‌هاي فلسطين» و نه کمک‌هاي احتمالي ديگر به آنها- که به عقيده نگارنده واجب و ضروري است – يعني از نظر آقاي مهندس موسوي ايران اسلامي بايد از مواضع اسلامي و انقلابي خود در حمايت از آرمان فلسطين و مقابله با صهيونيست‌هاي وحشي و کودک کش دست بردارد! البته اين اظهارنظر آقاي موسوي خيلي عجيب نيست، دوستان مدعي اصلاحات ايشان که هم اکنون همه کاره وي هستند نيز بارها همين مواضع ذلت بار را تکرار کرده و مي‌کنند. عجيب آن است که آقاي موسوي دم از خط امام(ره) هم مي‌زند!
و اما نکته قابل توجه اين که امروزه ملت‌هاي مسلمان، نهضت‌هاي مقاومت در فلسطين و لبنان و مصر و… به خاطر مواضع شجاعانه، اسلامي و انسان دوستانه ما در حمايت از آنها به عقبه استراتژيک ايران اسلامي تبديل شده‌اند يعني برخلاف نظر آقاي مهندس موسوي، دفاع ما از آرمان فلسطين براي ايران اسلامي اقتدار آفرين بوده است.
گفتني است که بازهم ـ و متاسفانه ـ آقاي مهندس موسوي در اين بخش از اظهارات خود نيز، ديدگاه رايج دشمنان تابلودار مردم ايران را بازگو کرده است. فقط نيم نگاهي به مواضع آمريکا و اسرائيل به وضوح نشان مي‌دهد که آنها حمايت ايران اسلامي از آرمان فلسطين را يکي از عوامل اصلي اقتدار جمهوري اسلامي مي‌دانند و به شدت در پي مقابله با آن هستند و از قضا دقيقاً همين سخنان آقاي مهندس موسوي را بر زبان دارند که بايد مانع حمايت جمهوري اسلامي ايران از آرمان‌هاي فلسطين شد.
اوباما در طرح اخير خود، دست کشيدن جمهوري اسلامي ايران از حمايت آرمان‌هاي فلسطين را يکي از شرايط اصلي آمريکا و متحدانش براي متوقف کردن تخاصم! دانسته‌اند و به قول فاکس نيوز، ايران را بعد از دست کشيدن از حمايت مردم فلسطين به آساني مي‌توان منزوي کرد. خب! آقاي موسوي چه مي‌فرمايند؟!
آيا جناب موسوي نمي‌داند که دو خط آبي در پرچم رژيم صهيونيستي به نشانه از نيل تا فرات است؟! بنابراين مردم فلسطين به نمايندگي از تمامي کشورهاي منطقه با اسرائيل درگير هستند و نه فقط حمايت از آرمان فلسطين بلکه همه گونه کمک به مقاومت، کمترين هزينه‌اي است که کشورهاي منطقه بايستي براي حفظ امنيت خود بپردازند و نه صدقه! به مردم فلسطين و بديهي است نمي‌توان باور کرد که مهندس موسوي از درک اين مسائل ساده ناتوان باشد.
5-درباره احساس خطر آقاي موسوي نيز جاي اين سوال هست که چرا مدعيان اصلاحات با آمريکا و اسرائيل و کلان سرمايه داران و مفسدان اقتصادي در احساس خطر از دولت کنوني اشتراک نظر دارند؟!
6- اما، پرداختن به مواردي نظير «شکر»، چاي، پرتقال، عدم اشتغال و… نيز فرصت ديگري مي‌طلبد. و در اينجا فقط بايد پرسيد، «سلطان شکر» در کدام جبهه کباده مي‌کشد؟ و يا کارگران فلان کارخانه را کدام سرمايه دار اخراج کرده و آن سرمايه داران اکنون از نامزد کدام جبهه حمايت مي‌کنند؟ و يا چاي و پرتقال و…بگذريم!
7- و بالاخره آقاي مهندس موسوي!… باور بفرماييد که باور نمي‌کنيم آنچه فرموده‌ايد حرف دل خودتان باشد. ما نگران شما هستيم و دلواپس هزينه شدن سابقه‌اي که از جنابعالي در اذهان باقي است.

مكاشفات كيهانی من

عمری دربه‌در دنبال حقیقت‌ بوديم و از خود آه‌های جانسوز صادر می‌کردیم؛ بی‌خبر از آن‌که در ایران روزنامه‌ای است به نام کیهان که بزرگ‌ترین مجموعۀ مطبوعاتی کشور را در اختیار دارد و همۀ فضای مطبوعاتی غیر دولتی کشور، مجموعا به اندازۀ پارکینگ این روزنامۀ کثیرالانتشار! هم نیست. سردبیر محترم این روزنامه چند روز پیش در پاسخ به نامۀ کروبی، ملاک حقیقت را در عرصۀ سیاست، معرفت، دیانت و چند عرصۀ دیگر و حومه، لقمه کردند و در دهان ما یتیمان صغیر و محجور گذاشتند. ایشان در دفاع از خودشان، به مهم‌ترین حقیقت عالم هستی اشاره کردند و فرمودند «اگر ما بد بودیم، رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی این‌همه به ما بد و بیراه نمی‌گفتند. انتقاد از ما، هماهنگی با آمریکا و سلطنت‌طلب‌هاست. دشمن‌شناس باشيد و بدانيد كه هر كسی كه آمريكا از او كمتر انتقاد كند، يا گول خورده است يا جاسوس است.» من اگرچه هوش سرشار و تیزی ندارم، اما از همین نکتۀ عرشی و آموزۀ کیهانی، به مکاشفات فراوانی دست یافتم که از باب «زکات العلم نشره» اندکی از آنها را به دوستان خوب و لایقم، هدیه می‌کنم:
1. از امروز فهمیدم که القاعده و طالبان و صدام و ملاعمر و زرقاوی …، شریف‌ترین آدم‌های روی زمين‌اند؛ چون هیچ گروهی به اندازۀ اینان از آمریکا و رسانه‌های غربی فحش نمی‌خورند.
2. فهمیدم که هر کس که به آمریکا و انگلیس بیشتر فحش بدهد و خواستار محو اسرائیل و اتحادیۀ اروپا و سازمان ملل و بعضی دول آسیایی و استرالیا از نقشۀ جغرافیایی یا سیاسی جهان بشود، شجاع‌تر و مردتر و باهوش‌تر و ارزشی‌تر و خلاصه مامان‌تر است؛ حتی اگر برای مذاکرۀ پنهانی نمایندۀ ویژه بفرستد و پی‌درپی نامه‌های دراز به سوی‌شان ارسال نماید. بنابراین من از امروز فهمیدم که پیشرفته‌ترین و مرفه‌ترین و ارزشی‌‌ترین و دینی‌ترین و اصول‌گراترین کشورهای جهان، ممالک کمونیستی و گروه‌های جهادی پاکستان است؛ یعنی کره شمالی، ونزئولا، کوبا، بولوی، روسیه، بلاروس و سپاه محمد و طالبان.
3. فهمیدم که … (این‌ یکی نمی‌دانم چرا جور در نمیاد) اصلاح‌طلبان هم آدم‌های بدی نیستند؛ چون الان 12 سال است که از سوی اپوزسیون خارج از کشور و گروه‌های سلطنت‌طلب و تقریبا همۀ احزاب تندرو غربی فحش ناموسی می‌شنوند که چرا با شرکت در انتخابات و سعی در اصلاح نسبی امور، بر عمر نظام می‌افزایید و به آن مشروعیت می‌بخشید.
4. من امروز فهمیدم که هر انتقادی از کیهان و دولت، سياه‌نمایی و تخريب ارزش‌ها و بی‌انصافی است؛ چون این برادران ارزشی و اصول‌گرا، در خط مقدم جبهۀ مبارزه با استبکبار جهانی‌اند و انتقاد از آنان، به معنای خوش‌رقصی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. بنابراین زبانم لال اگر كسی بالای چشم‌ بادامی‌شان ابروی کمانی دید، باید در حلال‌زادگی خود شک کند.
5. امروز فهمیدم مهم نیست سخنرانی‌های تندوتیز ما علیه این و آن، چه هزینه‌های سنگینی را بر دوش این ملت خسته و بیچاره می‌گذارد؛ مهم این است که یک عده‌ای را به شوق بیاوریم و کف کنند و به ما به چشم منجی جهان بشری نگاه کنند. و اصلا هم مهم نیست که این سخنرانی‌های چکشی در نهایت به نفع گروه‌های تندرو اسرائیلی تمام ‌بشود و پس از مدت‌ها در آن کشور، دولتی بر سر کار ‌آید که حاضر به هیچ‌گونه مذاکره با هیچ‌یک از گروه‌های فلسطینی نباشد؛ مگر با فشار آمریکا و اروپا.
6. امروز فهمیدم ما گرفتار نیستیم؛ بیچاره‌ایم، بدبختیم و کمی تا قسمتی هم خلایق هر چه لایق.

منبع: وبلاگ سفینه(رضا بابایی)