حامیان احمدی نژاد

image

Advertisements

دستخط مشکوک انتخاباتی و لزوم روشنگری سریع سپاه

 

خبرنگار «آینده» گزارش داد، پخش گسترده یک دستخط نسبت داده شده به یکی از فرماندهان سپاه و نماینده ولی‌فقیه در سپاه در شبکه اینترنت، از کلید خوردن یک بداخلاقی انتخاباتی حکایت دارد.

بنابر این گزارش، در این دو دستخط که به نظر یک جعل انتخاباتی برای متشنج کردن فضا می‌باشد، ادعا شده پس از پرسش یکی از فرماندهان سپاه از حجت‌الاسلام سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه، وی کتباً نوشته که نظر صریح مقام عظمای ولایت، انتخاب مجدد دکتر احمدی‌نژاد می‌باشد و رساندن این امر به پرسنل تحت امر سوال‌کننده را هم واجب شمرده است.

در خبر منتشره ادعا شده که این دستخط‌ها زیر لوگوی نشریه یالثارات در صبحگاه مشترک یکی از نیروهای نظامی توزیع شده است. اما با بررسی نوع ادبیات و حواشی آن، به نظر می‌رسد یک جعل و بداخلاقی انتخاباتی برای زیر سوال بردن جایگاه رهبر انقلاب، سپاه پاسداران و شخص دکتر احمدی‌نژاد صورت گرفته است. این در حالی است که رهبر انقلاب بر رویکرد بی‌طرفانه خود تاکید کرده و منصوبین ایشان نیز طبعا باید چنین رویکردی داشته باشند.
به نظر می‌رسد اطلاع‌رسانی صریح و سریع مقامات مسئول در نهاد ارزشمند سپاه در این زمینه، بداخلاقی صورت گرفته را بی‌اثر خواهد کرد.

اين همه تبعيض چرا؟

 

از ركسانا تا روزنامه‌نگار اصول‌گراي قمي‏

قم ـ مرتضي داستاني
وقتي خبر آزاد شدن ركسانا آن هم پس از صدور حكم 8 سال زندان به جرم جاسوسي و پس از اخباري ‏كه مبني بر دستگيري وي هنگام خريد مشروبات الكلي را شنيدم جز هاج و واج ماندن چاره‌اي نداشتم، باور ‏نمي‌كردم كه نامه مهربانانه دولت مهرورز به آقاي دادستان اين مقدار موثر باشد كه در مدت چند روز پس از آن كه ‏رئيس‌جمهور از آقاي دادستان خواست كه با دقت كامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانوني با وي ‏برخورد شود حكم اين خانم از ما بهتران يك دفعه از 8 سال تعزيري به دو سال تعليقي كاهش پيدا كند و فارغ از بوروکراسی‌های رایج دستگاه قضایی، سوت و ‏كف زنان آزاد شده و براي اوباما هورا بكشد!‏
وقتي خبر آزادي ركسانا را شنيدم بي‌اختيار ياد روزنامه‌نگار اصول‌گراي قمي افتادم كه به جرمي كه نمي‌دانم چه ‏مي‌خواندنش! به منزل وي ريخته اسباب و اثاثيه منزل‌اش را بهم ريخته و در ميان ترس و وحشت كه به خانواده او ‏مستولي مي‌شود، وي را دستگير و روانه زندان مي‌كنند و اما اين روزنامه‌نگار قمي كيست و جرم او چه بود؟
او سيد علي باباميري، مدير مسئول روزنامه شاخه سبز است. فارغ‌التحصيل رشته علوم ارتباطات از دانشگاه علامه ‏طباطبائي و از رزمندگان و خانواده‌هاي ايثارگر قمي است. سال‌ها مسئول بسيج ارشاد قم و مسئوليت معاونت ‏مطبوعاتي اين اداره را به ‌عهده داشت.‏
وي از منتقدين سرسخت افراطيون دوره اصلاحات بود و در آن دوره تلاش زيادي صورت گرفت تا او از اداره ‏ارشاد اخراج گردد. با روي كار آمدن دولت نهم و انتصاب يكي از سينه چاكان احمدي‌نژاد به‌ عنوان مدير كل بر ‏سر برخي مسايل مانند صرف بودجه‌هاي كلان براي تزئينات دفتر مدير كل، بين او و مديركل وقت ارشاد قم ‏اختلاف افتاد و آخرالامر از اداره كل ارشاد خارج شده و وقت خود را معطوف روزنامه شاخه سبز كه به مدير ‏مسئولي خود او در استان قم منتشر مي‌شود، مي‌نمايد.‏
با توجه به اين كه مطبوعات استان قم به دليل نبود چاپخانه رول براي چاپ نشريات با مشكلات زيادي روبه‌رو بودند ‏با توصيه استاندار وقت، آقاي محتاج به مديران مطبوعات، وي تصميم مي‌گيرد با استفاده از تسهيلات بنگاه‌هاي ‏زودبازه اقدام به تأسيس چاپخانه‌اي براي چاپ روزنامه در قم نمايد. به همين جهت از اداره ارشاد قم تقاضاي ‏تسهيلات و معرفي به بانك عامل مي‌كند. اداره ارشاد قم ابتدا وي را براي اخذ 700 ميليون تومان به بانك ملي ‏معرفي مي‌كند. وي در برآوردي كه از وام مذكور مي‌كند با توجه به حجم اقساط پرداختي خواستار كاهش ميزان ‏وام مي‌شود در مرحله بعد اداره ارشاد قم وي را براي اخذ 500 ميليون تومان تسهيلات به بانك ملت معرفي ‏مي‌كند.‏
از آن‌جا كه وي با اين مبلغ قصد خريد دستگاه چاپ رول استوك (دست دوم وارداتي) را داشته است، با توصيه ‏مدير وقت بانك فاكتوري كه ارائه مي‌كند با دستگاهي كه وارد مي‌كند متفاوت مي‌شود. كما اين كه به اعتراف ‏بسياري از افراد اين روش درست يا غلط متأسفانه يك روش متداول بوده است. وي با ارائه فاكتور و اسناد مورد ‏نظر بانك اقدام به اخذ اين وام نموده و بنابر گزارش دبيرخانه كار و اشتغال استان، اقدام به خريد سوله، دستگاه ‏برش، دستگاه تاكن، يك دستگاه چاپ دو ورقي دست دوم و واردكردن يك دستگاه چاپ رول از آلمان مي‌كند و ‏در منطقه سلفچگان مستقر مي‌نمايد.‏
‏ نماينده مهرورز دولت نهم در شكايتي از اين روزنامه نگار، وي را متهم به جعل مهر ارشاد و فساد اقتصادي ‏مي‌كند و با مصاحبه‌ها و مطالبي كه در نشريات منعكس مي‌كند، چنين وانمود مي‌كند كه مهم‌ترين مفسد اقتصادي ‏استان قم را به دام انداخته است و بدين ترتيب آبرويي براي خانواده وي باقي نمي‌گذارد.‏
‏ به دنبال شكايت مدير كل ارشاد و نماينده مهرورز دولت نهم در دادگستري، در رسيدگي دادگاه بدوي وي از ‏كليه اتهامات تبرئه شده و بي‌گناه تشخيص داده مي‌شود ولي در پي اعتراض نماينده دولت و فشار سياسي و ‏اجتماعي پرونده وي در دادگاه تجديد نظر دوباره بررسي شده و برعكس پرونده ركسانا حكم وي تشديد شده و ‏آقاي باباميري به اتهام ارائه فاكتور واهي به بانك علي‌رغم بازگرداندن كل مبلغ دريافتي بدون حتي شكايت بانك ‏عامل به يك سال و نيم حبس تعزيري محكوم مي‌شود. وي كه سال‌ها در جبهه و در اداره كل ارشاد اسلامي و در ‏بسيج خدمات زيادي به نظام جمهوري اسلامي كرده و از خانواده‌هاي محترم سادات و آبرومند قم است حق ‏برخورداري از هيچ‌گونه تخفيفي را ندارد و بايد بي‌گناه يا باگناه به اشد مجازات برسد تا ديگر كسي جرأت ‏مخالفت با برخي را نداشته باشد.‏
ولي ركسانا صابري كه خبرنگاري ايراني و آمريكايي تبار است و در سال 1997 ميلادي در ايالت داكوتاي آمريكا ‏به عنوان کاندیدای دختر شايسته سال انتخاب شده و سپس خبرنگار راديو واتيكان، شبكه فاكس‌نيوز و بي‌بي‌سي شده و در ‏هنگام خريد مشروبات الكلي دستگير مي‌شود و در دادگاه بدوي به اتهام جاسوسي براي آمريكا به 8 سال حبس ‏تعزيري محكوم مي‌شود، پس از اين كه مشاور امنيت ملي آمريكا اعلام مي‌كند كه باراك اوباما از دستگيري ركسانا ‏دچار سرخوردگي عميق شده است مورد لطف و رحمت مهرورزانه دولت قرار گرفته و در دادگاه تجديد نظر آزاد ‏مي‌شود.‏
نمي‌دانم اين همه تبعيض را چگونه تحليل و تفسير كنم و شكوه پيش چه كسي ببرم كه همه درب‌ها بر روي ‏ركسانا باز و بر روي اين سيد اولاد پيغمبر بسته است.

روانبخش: رهبری هم بیانیه سعدآباد را ننگین می‌دانست اما چیزی نگفت!

روانبخش: رهبری هم بیانیه سعدآباد را ننگین می‌دانست اما چیزی نگفت!

image

قاسم روانی که می گن اینه(ببخشید منظورم همون روان پخشه، مسئول گزینش موسسه امام خمینی قم که زیر نظر آقای مصباح کرمانیه(ببخشید مصباح یزدیه)) دیگه از قدیم گفتن از کوزه همان برون تراود که در اوست دیگه اکثر بچه های موسسه افکارشون مثل همین آقاست و یه تعدادی که نظر مخالف اینها رو دارن از موسسه اخراج شدند و این قصه همین جور ادامه داره.

آفتاب: حجت‌الاسلام روانبخش درباره اظهارات روزهای اخیر احمدی‌نژاد كه بیانیه سعدآباد را ننگین خوانده بود،‌ گفت: «از نظر رهبری هم بیانیه سعدآباد ننگین بود و اگر آن موقع چیزی نگفتند،‌ نمی‌خواستند دولت تضعیف شود».
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو در گفت‌وگویی با ایلنا، درباره اینكه رهبری 12 روز بعد از صدور بیانیه،‌ آن را اقدامی درست برای درهم شكستن توطئه آمریكا و صهیونیست‌ها خوانده‌اند، با اشاره به تجمع دانشجویان در اطراف كاخ سعدآباد و طلاب در قم علیه صدور بیانیه سعدآباد، گفت:‌« البته رهبری در همان ایام حساسیت طلبه‌ها و دانشجویان را ستودند و گفتند كه اگر كار به جای باریك بكشد،‌ جلوگیری خواهم كرد».
وی درباره اینكه رهبری در همان ایام خطاب به افراد مومن و غیور گفتند تسلیمی صورت نگرفته و كاری خلاف عزت ملی یا جهت گیری اسلامی انجام نشده است، پس چرا باز هم آن بیانیه را نگین می‌دانید، افزود: «اساسا رهبری با توجه به توانایی و روحیه دولت‌ها، وظایفی را به آنها محول می‌كنند. رهبری مخالف تعلیق بودند. در یزد هم بر این مسئله تاكید داشتند. ایشان گفتند دولتی كه عقب نشینی كرده‌ است،‌ باید خودش هم شروع كند. این تعبیر درباره عملكرد دولت قبلی،‌ تعبیر خوبی نبود».
روانبخش گفت: «مدیران پرونده هسته‌ای در دولت اصلاحات، قبل از این كه مذاكره كنند،‌ همه خواسته‌های دشمن را پذیرفتند. حداقل باید مذاكره می‌كردند،‌ بعد امتیاز می‌دادند و دولت قبل اساسا روحیه ایستادگی نداشت».
وی افزود: «در واقع رهبری به دولت اصلاحات كه مدعی بود می‌خواهد اعتمادسازی كند،‌ فرصت داد ولی بعد كه زیاده‌خواهی دولت‌های غربی را دیدند، خودشان وارد عمل شدند و دستور دادند پلمپ تاسیسات هسته‌ای باز شود كه دولت قبلی جرات این كار را هم نداشت».
روانبخش درباره اینكه پلمپ تاسیسات هسته‌ای در دولت خاتمی باز شد،‌ گفت:‌ «خاتمی در آخرین روز دولتش این كار را كرد. در حالی كه در كارنامه آنها و بخصوص مجلس ششم،‌ اقدامات زیادی برای تسلیم‌شدن در پرونده هسته‌ای دیده می‌شود».
وی افزود:‌ «مجلس ششم صراحتاً اعلام كرد كه از آمریكا می‌ترسد،‌ مزروعی گفت هر كس نترسد،‌ بی‌شعور است. بیش از 120 نماینده به رهبری نامه نوشتند و خواستار تسلیم شدند و با این اقدامات می‌خواستند رهبری را تحت فشار قرار دهند».
وی گفت: «الان وضع فرق كرده و حتی اگر ما بخواهیم مذاكره كنیم، 7000 سانتریفوژ فعال داریم ولی دولت قبل زمانی مذاكره كرد كه از قبل همه چیز را تسلیم كرده بود و سر میز مذاكره چیزی برای ارائه دادن نداشت».

شش غلط اضافه احمدی‌نژاد در یک پاراگراف!

بیانیه سعدآباد، ننگین یا مورد تأیید رهبری؟

شش غلط احمدی‌نژاد در یک پاراگراف!

دکتر میلاد اکبری

image

آفتاب: محمود احمدی‌نژاد کاندیدای ریاست جمهوری انتخابات دهم در سخنرانی که در سمنان محل تولدش صورت داد، گفت: «زمانی که در سعدآباد، آن توافقنامه یک جانبه تحمیلی و نمی‌خواهم بگویم، ولی ننگین را تنظیم کردند با خود گفتند کار ملت ایران تمام شد. آنها گفتند باید تمام فعالیت‌ها تعلیق و در آزمایشگاه‌ها بسته شود و رشته‌های دانشگاهی که مربوط به انرژی هسته‌ای هستند در دانشگاه تعطیل شود. آنها با امضای این توافقنامه جشن و پایکوبی کردند و در آن زمان نخست وزیر معزول وقت انگلیس مصاحبه کرد و گفت ما میوه عراق را در سعدآباد چیدم». [+]
در این پاراگراف احمدی‌نژاد شش اشتباه فاحش را صورت داده که خدا کند عمدی نباشد. در غیر اینصورت یا ایشان دروغ گفته‌اند که در این حالت از شرایط کاندیداتوری ساقط می‌شوند و یا غلط به عرض ایشان رسانیده‌اند که در این صورت نیز مدیریت ایشان زیر علامت سوال قرار می‌گیرد.
این شش اشتباه و یا خدای ناکرده دروغ عبارتند از:
1- آنچه در سعدآباد اتفاق افتاد توافقنامه نبود بلکه یک بیانیه بود. شاید ایشان (احمدی‌نژاد) تفاوت بین توافقنامه و بیانیه را به خوبی نمی‌دانند و بهتر است دوستان وزارت خارجه‌ای ایشان این تفاوت‌ها را به ایشان تبیین کنند.
2- در سعدآباد هیچ توافقی مبنی بر تعلیق صورت نگرفت. در سعدآباد جمهوری اسلامی ایران پذیرفت که داوطلبانه می‌تواند تعلیق محدود را برای مدتی که خود می‌خواهد برای اعتمادسازی انجام دهد. در این مذاکرات ایران داوطلبانه بودن تعلیق را به آنها تحمیل نمود در حالی که قطعنامه آژانس آن را الزامی کرده بود.
ای‌کاش احمدی‌نژاد به اسناد این مذاکرات رجوع می‌کرد و سپس لب به سخن می‌گشود.
3- مذاکره حول محور تعلیق موقت، صرفا روی محور نطنز بود و اینکه ایشان فرموده‌اند تمام فعالیت‌های آزمایشگاهی بسته شود جای تعجب است چون بعد از سعدآباد فعالیت اصفهان و (U.C.F) ادامه یافت و قطعه‌سازی و مونتاژ نیز ادامه پیدا کرد.
4- در مذاکرات هیچ بحثی از آزمایشگاه‌ها نبوده و اینکه گفته‌اند آزمایشگاه‌ها بسته شد، کاملا خلاف واقع و نادرست است.
5- اینکه آقای احمدی‌نژاد گفته‌اند «رشته‌های دانشگاهی مربوط به انرژی هسته‌ای در این مذاکرات توافق شده بود که تعطیل شوند» نیز کذب محض است. در این مذاکرات هیچ کجا بحث در خصوص موارد دانشگاهی صورت نگرفت و همه دانشگاه‌ها و ملت ایران شاهد است که هیچ رشته دانشگاهی تعطیل نشد بلکه موضوع محدودیت تحصیلی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور فقط در قطعنامه‌های شورای امنیت و آن هم در دوران خود آقای احمدی‌نژاد صورت گرفته که طی این قطعنامه‌ها دانشجویان ایرانی را محروم از تحصیل در رشته‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای کرده‌اند.
باز ای‌کاش آقای احمدی‌نژاد به قطعنامه‌های صادر شده در دوران خود نیم نگاهی می‌کردند که خدای ناکرده دروغی از زبان ایشان ولو به طور سهوی جاری نشود.
6- بحث بیانات نخست‌وزیر معزول وقت انگلیس هم تا جایی که بنده در کلیه اسناد و اینترنت جستجو کردم هیچ مطلبی را نه آن زمان و نه از آن زمان تاکنون ندیده و نشنیده‌ام. به جا است که آقای احمدی‌نژاد از مشاوران اطلاعاتی و مطبوعاتی خود بخواهند تا یکبار دیگر کلیه اخبار تلکس‌ها و حتی میل‌های خودشان را نظاره کنند تا اگر سندی در خصوص این گفته‌ها یافته‌اند ما را نیز مطلع نموده؛ چرا که توهین به ملت را به زبان دشمن گذاشتن کار شایسته‌ای نیست.
به هر حال بد نیست آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های تبلیغاتی خود به گونه‌ای بیان برانند که در صورت نیاوردن رأی مجبور به پاسخگویی به این سخنان خدای نکرده دروغ نگردند.
در تمام این مذاکرات که مقام معظم رهبری در جریان ریز آن بوده‌اند این موارد گفته شده یافت نمی‌شود و اگر این چنین می‌بود هیچگاه معظم له تن به این به تعبیر آقای احمدی‌نژاد «توافقنامه (مذاکرات) ننگین» را نمی‌دادند.
مقام معظم رهبری چند هفته بعد از مذاکرات سعدآباد در ملاقات کارگزاران نظام با ایشان، از روند فعالیت هسته‌ای دفاع فرمودند.

افشاگری پدر داماد احمدی‌نژاد درباره روابط پنهان در دولت نهم

در یک گفتگوی صریح انجام شد؛

افشاگری پدر داماد احمدی‌نژاد درباره روابط پنهان در دولت نهم

image

متاسفانه داوود احمدی‌نژاد برادر رئیس‌جمهور دخالت‌های غیرمسوولانه زیادی در امور داشت و به‌نوعی خود را بزرگ‌ترین سهامدار این برد می‌دانست لذا شروع به‌ انجام کارهای بسیار بدی کرد که از یک انسان و یک مسلمان بعید و دور از انتظار است.

آفتاب: احمد خورشیدی، دبیرکل جبهه خدمتگزاران، که انتقادات گاه و بی‌گاه و گاهی تند او از محمود احمدی‌نژاد بیش از دبیرکلی این جبهه نام او مطرح کرده است، در گفتگویی که در شماره امروز روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده، ضمن اینکه صراحتاً ندامت خود را از حمایتهای گذشته‌اش از محمود احمدی‌نژاد ابراز داشته‌، درباره نحوه ورود بسیاری از عناصر به این دولت پس از شکل‌گیری آن و روابط موجود بین اطرافیان احمدی‌نژاد دست به افشاگری زده‌است.
به گزارش گروه مطبوعات و رسانه‌های آفتاب، او پدر مهدی خورشیدی، تنها داماد رئیس‌جمهور است که با 14 سکه بهار آزادی، تک دختر احمدی‌نژاد را به عقد خود درآورد. احمد خورشیدی حاضر به برگزاری مراسم عروسی پسرش در سالن نهاد ریاست جمهوری ‌نشد و به صورت شخصی با اجاره سالنی ساده آغاز زندگی پسرش با دختر رئیس‌جمهور را اعلام کرد، هر جند که بعدها شنیده شد که عروسی پسر احمدی‌نژاد با دختر مشایی در سالن نهاد برگزار شده‌است.
احمد خورشیدی از بزرگترین حامیان احمدی‌نژاد در سال 84 بود، اکنون چه شده است که در مورد ایشان سکوت کرده‌اید؟
پس از قطعی شدن پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات 84، نهاد موقت ریاست‌جمهوری در محل مجلس سابق تشکیل شد و من به همراه آقای بیادی و چمران از اولین نفراتی بودیم که در آنجا مستقر شدیم. ما مشکلات زیادی در آنجا داشتیم؛ احساس می‌کردیم افراد فرصت‌طلب به آنجا مراجعه می‌کنند و می‌خواهند پست‌های مهم و حساس را در اختیار بگیرند، رایزنی‌های شدیدی هم می‌کردند.
رایزنی‌ها با محمود احمدی‌نژاد صورت می‌گرفت؟
متاسفانه داوود احمدی‌نژاد برادر رئیس‌جمهور دخالت‌های غیرمسوولانه زیادی در امور داشت و به‌نوعی خود را بزرگ‌ترین سهامدار این برد می‌دانست لذا شروع به‌ انجام کارهای بسیار بدی کرد که از یک انسان و یک مسلمان بعید و دور از انتظار است. داوود احمدی‌نژاد برای افراد پرونده‌سازی می‌کرد و به نحوی فضا را علیه همه نیروها تنگ کرد که ماندن در آن مکان برای خیلی افراد که من هم جزوشان

مهندس موسوی هم از زحمتکشان و مبارزان بود و نمی‌توان آنها را با احمدی‌نژاد مقایسه کرد. مقایسه اینها مانند مقایسه جنس درجه اول با درجه سوم است.

بودم دیگر مناسب نبود.
آیا اکنون از تلاش‌هایتان در سال 84 پشیمان هستید؟
بله، من در آن زمان به مدت 4 ماه به‌دلیل مشکلات شیمیایی خانه‌نشین شدم. من هم مانند مردم و نخبگان، ایرادات را می‌بینم و درک می‌کنم. تلاش‌های ما برای پیروزی احمدی‌نژاد از 2 یا 3 سال قبل از انتخابات آغاز شده بود و می‌خواستیم که او بر سر کار آید خودش هم می‌داند، اکنون پشیمان هستیم و احساس می‌کنم کار بدی کردم.
من 54 سال دارم و از سوی هیچ‌کسی تحریک نمی‌شوم. من از جوانی در کار سیاسی بودم، در زمان شاه نیز به مبارزه با ظلم‌های این رژیم پرداختم. بنابراین عقلم به تشخیص خوب و بد می‌رسد. متاسفانه اظهارنظرهای بدی می‌کنند البته این آقایون همواره در مورد همه، اینچنین قضاوت‌هایی می‌کنند.
اما داوود احمدی‌نژاد از سمت بازرسی ریاست‌جمهوری عزل شد.
خوشبختانه عامل مشکلات نهاد که برادر محمود احمدی‌نژاد بود به دستور رئیس‌جمهور عزل شد و حتی احمدی‌نژاد دستور داده بود که اخوی ایشان اصلاً به نهاد وارد نشود. همه این موضوع را می‌دانند. من برای رضای خدا کاری کردم و اکنون هم درصدد انجام وظیفه خودم هستم.
اکنون وظیفه خود را چه می‌دانید؟
وظیفه ما روشنگری و آشنا کردن جامعه با خوبی‌ها و بدی‌های موجود است. نخبگان وظیفه دارند تا ضمن نقد منصفانه دولت، فضا را برای رای‌گیری پرتعداد و پرنفر با آمار بسیار خوب فراهم کنند البته موانع، ناباوری‌ها و ذهنیات منفی هم وجود دارد و مردم می‌خواهند بدانند نتیجه 30 سال رای دادن چه شده است.
گرایش شما به سمت کدام کاندیدا است؟ شنیده می‌شود از آقای رضایی حمایت می‌کنید؟
نظر من در مورد تمام کاندیداهای تایید شده به غیر از احمدی‌نژاد مثبت است. اما دوست دارم رضایی در این منصب باشد.
چرا؟
رضایی را از سال‌های 51 و 52 می‌شناسم. او در آن سال‌ها به تازگی از زندان آزاد شده بود. او را به عنوان دانش‌آموز روشنفکری می‌شناختم که در مقابل رژیم ایستاده بود و در جنوب به عنوان سمبل مبارزان مطرح بود و پس از آن نیز خدمات زیادی را به ثمر نشاند و بارها تا مرز شهادت پیش رفت.
در پرونده ساواک اجازه تیر داده شده بود یعنی هر کجا رضایی را دیدند به او تیر بزنند، بنابراین برای مدتی متواری بود اما در همان زمان هم فعالیت سیاسی می‌کرد و امید می‌داد. رضایی از موسسان «منصورونب بود که بعد از انقلاب به مجاهدین انقلاب اسلامی تغییر نام داد من هم در آن تشکیلات حضور داشتم.
در زمان تشریف‌فرمایی امام (ره) به وطن، رضایی مسوول حفاظت محافظان امام بود 60 هزار نفر را سازماندهی کرد و عملکرد خوبی داشت. پس از آن با حکم امام(ره) در سپاه مشغول به خدمت شد. 3 کودتا را در زمانی که مسوول اطلاعات سپاه بود، کشف کرد و در زمانی که مناطق

داوود احمدی‌نژاد برای افراد پرونده‌سازی می‌کرد و به نحوی فضا را علیه همه نیروها تنگ کرد که ماندن در آن مکان برای خیلی افراد که من هم جزوشان بودم دیگر مناسب نبود.

بحرانی مثل سیستان ‌و بلوچستان، کردستان ترکمن‌صحرا و خوزستان به بحران کشیده شد، آقا محسن در مقابله با بحران‌آفرینان زحمات زیادی کشید که این زحمات، سازماندهی شده، پرحجم و موثر بود.
آقا محسن فرمانده بلامنازع جنگ بود و حضرت امام هم در بسیاری موارد روی ایشان حساب می‌کرد. علت دوبار نخست‌وزیری موسوی، پافشاری محسن رضایی بود که به امام فرموده بود که موسوی باید بماند تا دولت و سپاه بتوانند از کشور دفاع کنند. بعدها در هر مرحله‌ای از انقلاب، آقا محسن وظیفه خود را به خوبی انجام داده است. او انسان خوش‌فکر با دید باز است و مستبد و دگم نیست.
آقا محسن نیروشناس خوبی است و گاهی اوقات افراد در اطراف ایشان با هم متضاد هستند و نشان می‌دهد که رضایی از افراد با افکار مختلف استفاده کرده است که نقطه مشترک آنها شایستگی آنهاست. از سوی دیگر رضایی یک شخصیت بین‌المللی است و تمام دنیا او را می‌شناسند. در زمانی برخی آقایان می‌خواستند که رضایی فرمانده سپاه نباشد اما امام فرمودند که آقا محسن شخصیت بین‌المللی است و چطور می‌توانم در زمان جنگ، فرمانده را عوض کنم.
در مورد کاندیداهای دیگر چگونه قضاوت می‌کنید؟
مهندس موسوی و کروبی از استوانه‌های کشور هستند و نمی‌توان آنها را با برخی‌ها مقایسه کرد. کروبی 13 تا 14 سال از عمر خود را در زندان سپری کرده و از مبارزان بسیار مقاوم زمان شاه بوده است. مهندس موسوی هم از زحمتکشان و مبارزان بود و نمی‌توان آنها را با احمدی‌نژاد مقایسه کرد. مقایسه اینها مانند مقایسه جنس درجه اول با درجه سوم است. البته احمدی‌نژاد هم نقاط مثبتی دارد. اما معتقدم بر 3 گزینه دیگر بهتر می‌توان سرمایه‌گذاری کرد. حضرت آقا هم مخالف هیچ‌کدام از اینها نیست و شورای نگهبان هم آنها را تایید کرده است.
یعنی شما تمام مشکلات را متوجه رئیس‌جمهوری می‌دانید؟
هرکس رئیس‌جمهور شود، مشکلاتی دارد و این مشکلات به صورت ذاتی در پست ریاست‌جمهوری وجود دارد. دلیل آن هم نداشتن حزب قدرتمند است تا بتواند نیروهای کافی تربیت کرده و در اختیار رئیس‌جمهور قرار دهد بنابراین انتخاب‌های نادرست از سوی رئیس‌جمهور مشاهده می‌شود.
مشکلات کشور به نفت بشکه‌ای 200 دلار یا 50 دلار ربطی ندارد. این سوءمدیریت‌ها، مردم را اذیت کرده است. ضعف مدیریت در تمام رده‌ها، 40 تا 45 درصد امکانات را از بین برده است لذا اگر سوءمدیریت‌ها حل شود، می‌توانیم موفق باشیم. زمان شعار دادن گذشته است و پس از 30 سال دیگر نمی‌توانیم شعار دهیم.
تا حرفی می‌شود، می‌گویند به زمان نیاز داریم. چقدر زمان می‌خواهید؟ 30 سال زمان کمی بود. مگر این زمان برای اروپا، آمریکا، ترکیه و مالزی نبود؟ رئیس بانک مرکزی، در برزیل طی 3 تا 5/3 سال کشورش را از فقیرترین به غنی‌ترین در آمریکای‌جنوبی تبدیل می‌کند یا «ماهاتیر محمد»

تلاش‌های ما برای پیروزی احمدی‌نژاد از 2 یا 3 سال قبل از انتخابات آغاز شده بود.

که وضع مالزی را دگرگون ساخت. ترکیه از بدهکارترین کشورها بود اما لائیک‌ها توانستند کشورشان را به سمت پیشرفت رهنمون سازند و مردمشان بسیار راضی هستند مگر یک رئیس‌جمهور به چند سال برای حل مشکلات کشور نیاز دارد.
شعار خاتمی سیاسی و غیراقتصادی بود. اما مردم از آن دوره راضی‌تر هستند. نرخ رنج بشری در ایران 90 درصد است و تنها وضعیت رژیم اسرائیل از ما بدتر است که نرخ رنج بشری 94 درصد است اکثر مردم ایران مشکل دارند و در خانه جوان بیکار دارند. می‌گوییم مرگ بر آمریکا، اما همین آمریکا توانست با مشاغل خانگی 20 میلیون شغل ایجاد کند. ما هم می‌توانیم و در تهران فرصت‌های خوبی داریم که کارگا‌ه‌های خانگی تشکیل دهیم و دولت هم وام صددرصد دهد.
مگر طرح کارگاه‌‌های زودبازده هم مشابه همین طرح کارگاه‌های خانگی نبود؟
18 میلیارد دلار به کارگاه‌های زودبازده اختصاص دادند که 74 درصد انحراف از بودجه داشت لذا این طرح موفق نبود و نتوانست اشتغال ایجاد کند.

شما چه راهکاری ارائه می‌دهید؟
شهرداری باید اجازه دهد که مردم یک سوم منازلشان را تبدیل به کارگاه کوچک کنند و دولت وام صددرصدی به آنها بدهد. این طرح در ژاپن و چین اجرا شد و نتایج خوبی داشت. اگر شهرداری از این منازل. حق تراکم دریافت نکند، خواهید دید که چطور در طی یک سال 100 هزار منزل تبدیل به 100 هزار کارگاه می‌شود.
آیا طرحی را در این راستا به رئیس‌جمهور ارائه داده‌اید؟
طرحی بود که بر مبنای آن 30 هزار کارگاه موفق در کشور شناسایی و به هر کارگاه اجازه داده شود که شعبه‌های خود را در 10 شهر دیگر دایر کنند که در این صورت 300 هزار کارگاه و حدود یک میلیون‌ونیم فرصت شغلی ایجاد می‌شود. من این طرح را به احمدی‌نژاد دادم و زمان زیادی با او صحبت کردم که در نهایت قرار شد اجرایی شود.
آیا در نهایت این طرح اجرا شد؟
این طرح را ناقص اجرا کردند. 18 میلیارد دلار که برای کارگاه‌های زودبازده هزینه کردند، چه شد؟ هر میلیارد تومان باید برای 50 نفر ایجاد شغل می‌کرد و بالای 100 هزار شغل ایجاد می‌شد بگویند چند شغل ایجاد شد؟ این پول تبدیل به زمین و مسکن شد که نتیجه آن تورم قیمت مسکن بود.
افرادی مانند دکتر رامین یا دکتر الهام چگونه در دایره نزدیکان رئیس‌جمهور جای گرفتند؟
من کاری به رامین ندارم اما بعضی‌ها خودشان را جلو انداختند. یکی از آقایان را دیدم آنقدر چاپلوسانه با رئیس جمهور برخورد می‌کرد که خجالت کشیدم. کسی که با حقارت، چاپلوسی

می‌خواستیم که او بر سر کار آید خودش هم می‌داند، اکنون پشیمان هستیم و احساس می‌کنم کار بدی کردم.

و پستی به پست می‌رسد معلوم است که نمی‌توانند برای مردم دلسوزی کند. خیلی‌ها در صف دهم هم نبودند اما یک دفعه پریدند در صف اول.
خیلی از اینها به احمدی‌نژاد اعتقاد نداشتند، تحقیر و فحاشی‌می‌کردند اما توانستند فرصت‌طلبی کنند و این تشکیلات که فاقد فیلتر بود را از دست انقلابیون خارج کردند و احمدی‌نژاد تنها ماند البته خودش هم در این تنها ماندن نقش داشت.
معلوم است وقتی که آقای «خوش‌چهره» و «بیادی» کنار احمدی‌نژاد نباشند، چه کسانی می‌آیند. خوش‌چهره دارای دکترای اقتصاد و رزمنده است که می‌توانست به کار گرفته شود. بعضی‌ها مشکوک هستند و حساب شده آمده‌اند. فردی که در آمریکا بوده و زن و بچه‌اش آمریکایی هستند، یک دفعه به جای آیت‌الله خامنه‌ای از لفظ امام خامنه‌ای استفاده می‌کند. باید یقه او را گرفت زیرا برای هدف و منظور نادرستی آمده است. برخی‌ها را هم باید واقعاً بی‌صلاحیت و کم‌صلاحیت معرفی کرد.
فکر نمی‌کنید با توجه به رابطه خانوادگی شما با احمدی‌نژاد، این انتقادات به ضرر خانواده پسرتان باشد؟
نه. من آدم دانشگاهی هستم. در زمان شاه، بچه‌های مارکسیست و مسلمان در یک اتاق با هم زندگی می‌کردند. دانشگاه محل تضارب عقاید است. اشکالی ندارد. البته اذیت و آزارهای فراوانی برای ما به وجود آوردند که قصه دیگری دارد.
حتی یک نمونه را هم نمی‌توانید بگویید؟
نه. به نحوی است که اگر من بعضی صحبت‌ها را برای مردم بگویم، نظر مردم نسبت به بعضی‌ها خیلی تغییر می‌کند و ما هم به خدا واگذار کردیم.
یکی از شعارهای احمدی‌نژاد در سال 84، عدالت‌طلبی و اجرای عدالت بود، به نظرتان این عدالت چقدر محقق شد؟
احمدی‌نژاد در عدالت در حوزه اخلاق چندان موفق نبود، به عدالت در حوزه اقتصاد از 100، نمره 8 تا 10 می‌دهم. اما عدالت اجتماعی و رسیدگی به قشر محروم کارهایی انجام شده که این روزها بیشتر شاهد آن هستیم ای کاش قبل‌ها این اتفاقات می‌افتاد.
یعنی معتقدید شائبه انتخاباتی بودن آن پیش می‌آید؟
بله. شبهه ایجاد می‌کند زیرا در زمان انتخابات نباید اینگونه اقدامات را انجام داد.
اگر احمدی‌نژاد بار دیگر پیروز انتخابات شود،‌به نظرتان در چه وزارتخانه‌هایی باید تغییر ایجاد کند؟
باید در وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و نفت تغییر ایجاد شود زیرا ضعیف و ناهماهنگ هستند. هرکس بر سر کار آمد باید یک عنصر قوی اقتصادی را رئیس بانک مرکزی کند و این فرد را مدتی نزد رئیس بانک مرکزی برزیل بفرستد تا کار یاد بگیرد.
رئیس بانک

نظر من در مورد تمام کاندیداهای تایید شده به غیر از احمدی‌نژاد مثبت است.

مرکزی باید 4 سال سر کار بماند و طرح و ایده داشته باشد و رئیس جمهور هم از او دفاع کند. شاهدیم که در 4 سال 3 رئیس بانک مرکزی عوض شدند و سیستم مالی ما فلج شد. وزیر نفت هم حتماً باید عوض شود، نیروهای خوبی در پیکره وزارت نفت حضور دارند که می‌توان از آنها استفاده کرد.
وزارت آموزش‌وپرورش هم افتضاح است. با یک افکارسنجی عادلانه در این وزارتخانه متوجه می‌شوید که همه از آقای وزیر می‌نالند زیرا تاکنون مسوولیت خاصی نداشته و در دانشگاه تدریس می‌کرده است، جهرمی در وزارت کار و امور اجتماعی تا اندازه‌ای مثبت نشان داده و عملکرد تقریباً خوبی داشته است اما از وزارت تعاون و رفاه، حرکت خاصی ندیده‌ایم، وزارت تعاون می‌توانست در بخش تعاونی اشتغالزایی کند، وزارت رفاه می‌توانست در بحث اجتماعی کارهای خوبی انجام دهد که نکرد و به نظر من وزیر فعلی اصلا این کاره نیست.
شنیدم از وزرای احمدی‌نژاد تنها 2 نفر دارای مدرک اصلی هستند و اکثر آنها دارای مدرک شبهه‌دار هستند، اگر دولتی سر کار باشد که تنها 2 نفر مدرک سالم داشته باشند، چطور می‌توانند خدمت کنند؟ این وزرا چه کسانی بودند و چرا مدرک نگرفتند؟ به نظرم خیلی‌ها تنبل بودند. ما از رزمنده‌ای که 8 سال جنگیده است انتظار مدرک نداریم زیرا وجودش را داده و نمی‌تواند درس بخواند اما از کسی که به جنگ نرفته و مدرک هم ندارد، نمی‌توان دفاع کرد.
شبهاتی در مورد وزیر کشور هم مطرح بود. مسائلی که در مورد وضعیت مالی آقای محصولی مطرح می‌شود را چه قدر صحیح می‌دانید؟
باید به حال وزارت کشور گریه کرد. زمانی که محصولی برای وزارت نفت مطرح شد و سپس استعفا داد، به احمدی‌نژاد اعتراض کردم که چرا محصولی را معرفی کردید که در سپاه هم درباره او خوب نمی‌گویند و میلیاردر شده است و مشخص نیست چه کار کرده است. احمدی‌نژاد گفت که «من ایشان را با اکراه خودش آوردم و خودش نمی‌خواست که بیاید و حاضر شد از میلیاردرها پولی که از بیرون می‌گیرد. بگذرد و اینجا، مجانی کار کند»، من مطلقاً این مساله را قبول ندارم زیرا توجیه است.
اگر عملکرد محصولی را بررسی کنید مشخص می‌شود در این چهار سال چه کارهایی کرده است اما ادعا تا دلتان بخواهد وجود دارد. ساختار وزارت کشور باید تغییر کند. اگر می‌خواهید بدانید که وضعیت استانداری‌ها چگونه است، افکارسنجی کنید تا معلوم شود مردم چه نظری نسبت به استانداران و فرمانداران دارند. درصد زیادی از آنها ناتوانند یا انسان‌های بهتری بودند که می‌توانستند استفاده کنند اما نکردند.