اندر احوالات کاندیداها

كروبي و ميرحسين ديشب مناظره برگزار كردند.

image

كروبي: بابا سيد، اينقدر صميمي نباش؛ برمي‌گردن بهمون مي‌گن تباني كرديم‌ ها!


محسن رضايي در سفري انتخاباتي به مشهد مقدس رفت.

image

رضايي: قربون دستت همين كنارها نگه دار، نمي‌خواد منو برسوني، پياده برم سالمتر مي‌رسم.


حاميان احمدي‌نژاد در همدان تجمع كردند.

image

حالا خوبه اين كوه خاموشه، اگه فوران كنه ديگه ببينيد چي مي‌شه!


ميرحسين موسوي در مناظره با كروبي انتقاداتي را مطرح كرد.

image

بله، باز هم سبز! خيلي جالبه ها، هر جا مي‌رسه بر حسب اتفاق(!) همه جا سبزه!
نوشته شده در ویژه انتخابات دهم, ایران, اخبار برگزیده روز, سیاست, طنز, عکس. برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , . Leave a Comment »

جناب دکتر مهندس پروفسور کاندیدا

قصد مقایسه ندارم ولی اوباما هم دکترا دارد. آن هم از یکی از معتبرترین دانشگاه‌های جهان (دانشگاه هاروارد). ولی ندیده و نخوانده‌ام جایی که او را دکتر اوباما بنامند. برعکس این‌جا بازار مدرک‌گرایی از نوع واقعی و غیرواقعی‌اش داغ بلکه سوزان است.

نویسنده در مطلبش با انتقاد از مدرک‏گرایی طرفداران کاندیداهای ریاست‌جمهوری می‌نویسد: «این روزها بازار تبلیغات نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری که کمتر از یک ماه دیگر برگزار می‌شود، داغ (؟) است. هر گروهی سعی می‌کند نشان دهد که کاندیدای آن گروه واجد شرایط‌ترین کاندیداست. افراد و احزاب مختلف نیز سعی می‌کنند با روشهای مختلف دیگران را ترغیب کنند که به کاندیدای خود رای دهند. دست بر قضا یکی از این روش‌ها، به عرش رساندن کاندیدای موردنظر است. این کار به طرق مختلفی انجام می‌شود ولی یکی از این روش‌ها که به چپ و راست بودن و این‌ور بودن و آن‌ور بودن ربطی ندارد و هم بین کاندیداهای اصلاح‌طلب (؟) و هم کاندیداهای محافظه‌کار (؟) دیده می‌شود، استفاده از القاب است. این روزها هر رسانه‌ای را ببینید پر شده است از عناوین دکتر و مهندس. اصلا این روزها همه دکترند و مهندس. دکتر احمدی‌نژاد، دکتر رضایی، دکتر شعله سعدی، مهندس موسوی، دکتر قالیباف و …

هر چقدر با خودم فکر می‌کنم درک نمی‌کنم که آیا این شخص و افکار و نظرات و برنامه‌هایش هستند که اهمیت دارند یا این که القاب‌شان؟ قصد مقایسه ندارم ولی اوباما هم دکترا دارد. آن هم از یکی از معتبرترین دانشگاه‌های جهان (دانشگاه هاروارد). ولی ندیده و نخوانده‌ام جایی که او را دکتر اوباما بنامند. برعکس این‌جا بازار مدرک‌گرایی از نوع واقعی و غیر‌واقعی‌اش داغ بلکه سوزان است. حتی کسانی که مدرکی ندارند هم خود را دکتر می دانند. چه برسد به کسانی که چند روزی در دانشگاهی درس خوانده باشند. بگذریم. راستی دلم برای کروبی می‌سوزد نه دکتر است و نه مهندس.»

انتخابات، کاندیداها، اینترنت، محسن رضایی و این حرف ها

دیروز با افراد مختلفی که در ستادهای آقای کروبی و موسوی فعالیت دارند، صحبت می‌کردم. بیشتر در مورد تحولات انتخابات حرف زدیم. بعضی از دوستانی که در انتخابات به آقای موسوی متمایل هستند، دنبال راه‌اندازی ستادهای مستقل از ستادهای رسمی آقای موسوی بودند. از ورود صریح‌تر و آشکارتر آقای خاتمی در حمایت از آقای موسوی صحبت شد. با توجه به اینکه در شعارهای مردم در سفرهای استانی آقای موسوی، همراهی موسوی و خاتمی محور شعارها بوده است، این حمایت صریح‌تر را بعضی دوستان آقای موسوی دستاورد بزرگی برای خود می‌دانستند. شخصا ترجیح می‌دهم، بعد از انتخابات، در مورد این نوع مصرف پر رنگ آقای خاتمی در حمایت از یکی از کاندیداها صحبت کنم. طبیعی بود که البته نفی کاندیداهای دیگر، در سخنان آقای خاتمی نبود. دیروز در جلسه‌ای که مشاوران و علاقمندان به آقای کروبی داشتند هم شرکت کردم. بحث حضور کاندیداهای ریاست‌جمهوری در فضای نت را دنبال می‌کنم. به عقیده‌ی من که همچنان آقای کروبی و مواضعش را مناسب شرایط فعلی کشور می‌دانم، وی می‌تواند آزادی و سرعت اینترنت را در دستور کار خود قرار دهد. برای خیلی‌ها توجه کاندیداها به این موضوع، بی‌اهمیت می‌نماید. شاید حس علاقه‌مندی‌ام به دنیای مجازی جو گیرم کرده است. من معتقدم حمایت از توسعه‌ی سیاسی کشور از مسیر وزارت مخابرات و نه وزارت ارشاد، اطلاعات و یا کشور، می‌گذرد. اگر امکان دسترسی و گردش آزاد و آسان و پر سرعت به اطلاعات علمی و اجتماعی و سیاسی در کشور فراهم شود، خود به خود اصلاحات و توسعه سیاسی نهادینه می‌شود. شاید اصولگرایان و هواداران و یا مسئولان رسمی مخابرات کشور دولت نهم این واقعیت را پبشتر درک کرده‌اند که پارسال در خبر طنز تاسف‌باری، با افتخار اعلام کردند که جلو سرعت دسترسی به اینترنت را گرفته‌اند. آقای کروبی به دلیل شجاعت و شهامتش می‌تواند این کار را در دستور کار دولت خود قرار دهد. در فضای فعلی این کار، یک تصمیم شجاعانه است. من مشاوره‌های لازم را دادم و دوست دارم آن را دنبال کنم. ورود آقای محسن رضائی، خبر تازه‌ی دیگر انتخاباتی بود. شاید اصلی‌ترین دلیلش این باشد که اصولگرایان بتوانند بگویند که غیر از احمدی‌نژاد هم کاندیدا دارند. پیش‌بینی می‌شود، که بخشی از آراء حوزه علاقه‌مندان به مدیریت ایام جنگ مهندس موسوی، بخشی از لرهای علاقمند به آقای کروبی و تعداد قابل توجهی از نیروهای اصولگرای سرخورده از آقای احمدی‌نژاد سهم ایشان باشد. انتخابات آینده هر روز دارای چشم‌انداز مبهم‌تری می‌شود. مسکوت گذاشتن انتخابات در صدا و سیما با هدف کم شرکت کردن مردم در انتخابات، راه قابل قبولی برای اصولگرایان است که پیروزی آقای احمدی‌نژاد تنها در صورت شرکت اندک مردم در انتخابات امکان‌پذیر است و این ابهام را دامن می‌زند تا شانس انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد که هر روز کمتر می‌شود را افزون کند. تا ببینیم در روزهای آینده چه سرنوشتی در انتظار مردم ایران خواهد بود. هرچه باشد، خدا کند این شرایط که هست نباشد.

منبع: وب نوشت

حضور کاندیداهای متفاوت، راه جلوگیری از توطئه پیروزی یک مرحله‌ای احمدی‌نژاد

با تمهیدی که برای انتخاب آقای احمدی‌نژاد در مرحله اول در دست اجراست، باید همه تلاش کنیم که هر کس را که می‌شناسیم به شرکت در انتخابات دعوت کنیم. از آقایان کروبی و موسوی و حتی محسن رضائی هم باید به صورت جدی بخواهیم که تا آخر بمانند تا این امیدی که به ارسال آقای احمدی‌نژاد با کسب 50 در صد آرا به کاخ ریاست‌جمهوری تبلیغ می‌کنند، را از بین ببرند. به خصوص در شرائط فعلی که تقریبا اکثریت آراء آقایان کروبی و موسوی همپوشانی ندارند و افراد متفاوتی در درون جبهه هواداران تغییر را مخاطب قرار داده‌اند و نتوانسته‌ایم کاندیدائی مثل آقای خاتمی داشته باشیم که صدای تغییر را به درون بدنه جامعه به صورت متمرکز منتقل کند. مرحله دوم انتخابات هرچه برای هواداران آقای احمدی‌نژاد دوران تلخی است، برای اصلاح‌طلبان که هر یک از کاندیداهاشان به دور دوم رسیده باشند، مورد حمایت همه قرار می‌گیرد، دوران راحت و خوبی است. به دلائل فوق گفته، انصراف هریک از کاندیداها به دلیل نبود یک کاریزمای فراگیر و یا شعارهای قطبی، باعث جذب اکثر هوادارانشان به کاندیدای دیگر نخواهد شد و تنها می‌تواند تعداد کسانی را که ممکن است در انتخابات شرکت کنند کم کند و شرائط را برای انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد قراهم کند. درست است که با هر محاسبه‌ای و با نگاه به هر قشری و با هر نظر سنجی‌ای آقای احمدی‌نژاد نمی‌تواند بالای 50‌در صد آرا را بیاورد اما یادمان نرود که خانم فاطمه رجبی عنوان معجزه هزاره سوم را در مورد ایشان به کار می‌برند. یک وقت دیدید معجزه‌ها شد و این امر ظاهرا ناممکن، ممکن شد. ما قدرت داریم این معجزه را باطل کنیم. تنها راه‌حلش این است که آن‌قدر زیاد در انتخابات شرکت کنیم که این توطئه مرحله اولی را از بین ببیریم. وظیفه ملی ما است که طرفدار هر کسی که هستیم، دیگران را به شرکت در انتخابات دعوت کنیم.

منبع: وب نوشت(سید محمد علی ابطحی)